userinfo close
درحصارم قرار نده....

آنیتا الف

nika1355

زن 37 ساله متاهل ، مشاهده پروفایل
5 سال و 5 ماه و 27 روز سن کلوبی ،
؟؟؟من سه علامت سوال،برای خودم،برای تو وبرای خدا!
 

لیست دوستان :: 67

  •  ق را ن س ف ره ا س م ا ن ی ی ا د خ د ا  , quoran
  •  م ه د ی ه  م ه د ی ه  م ه د ی ه  م ه د ی ه م ه د ی ه    , zzzz123
  • الهه ا , ell_a
  • م  روان شید م  روان شید , masoud118
  • دوود دوود , esmamodozdidan
  • محمد آ , mohammad_azmand
  • تکتم ت , misha59
  • عاطفه ا , atefeh1367
  • ملیکا ه , melika_20
  • نازگل م , nazgol_1977
  • سایه روشن , saaye_83
  • کیوان هاشمی , kayvanhashemi
  • عسل    , nanaz_asal
  • نیلوفر نیلوفر , _nilofar
  • یوسف جهانبازی , josephhiland

لیست کلوب ها :: 62

      ,
    اخبار سینمای ایران
    نام جدید این کلوب " اخبار تئاتر و سینمای ایران "است. کلوب "اخبار تئاتر و سینمای ایران" تلاش خواهد کرد تا اخبار متنوع و به روز را از آخرین رخدادهای تئاتر وسینمای کشورمان تهیه و در اختیار کاربران و علاقه مندان این هنرها قرار دهد.
      ,
    دکتر شریعتی
    یك محیط ارام برای تبادل اندیشه ها ....
      ,
    حسین پناهی
    در باره حسین پناهی
      ,
    مولانا جلال الدین محمد بلخی
    مختصری از احوال مولانا زادگاه مولانا: جلال‌الدین محمد درششم ربیع‌الاول سال604 هجری درشهربلخ تولد یافت. سبب شهرت او به رومی ومولانای روم، طول اقامتش‌ و وفاتش درشهرقونیه ازبلاد روم بوده است. بنابه نوشته تذكره‌نویسان وی درهنگامی كه پدرش بهاءالدین از بلخ هجرت می‌كرد پنجساله بود. اگر تاریخ عزیمت بهاءالدین رااز بلخ در سال 617 هجری بدانیم، سن جلال‌الدین محمد درآن هنگام قریب سیزده سال بوده است. جلال‌الدین در بین راه در نیشابور به خدمت شیخ عطار رسید و مدت كوتاهی درك محضر آن عارف بزرگ را كرد. چون بهاءالدین به بغدادرسیدبیش ازسه روزدرآن شهراقامت نكرد و روز چهارم بار سفر به عزم زیارت بیت‌الله‌الحرام بر بست. پس از بازگشت ازخانه خدا به سوی شام روان شد و مدت نامعلومی درآن نواحی بسر برد و سپس به ارزنجان رفت. ملك ارزنجان آن زمان امیری ازخاندان منكوجك بودوفخرالدین بهرامشاه‌نام داشت، واو همان پادشاهی است حكیم نظامی گنجوی كتاب مخزن‌الاسرار را به نام وی به نظم آورده است. مدت توقف مولانا در ارزنجان قریب یكسال بود. بازبه قول افلاكی، جلال‌الدین محمددرهفده سالگی ‌درشهرلارنده به‌امرپدر، گوهرخاتون دخترخواجه لالای سمرقندی را كه مردی محترم و معتبر بود به زنی گرفت و این واقعه بایستی در سال 622 هجری اتفاق افتاده باشد و بهاءالدین محمد به سلطان ولد و علاءالدین محمد دو پسر مولانا از این زن تولد یافته‌اند. رحلت مولانا درسال672وجودمولانا به ناتوانی گرائید ودر بستر بیماری افتاد و به تبی سوزان و لازم دچار گشت و هر چه طبیبان به مداوای او كوشیدند و اكمل‌الدین و عضنفری كه از پزشكان معروف آن روزگاربودند به معالجت او سعی كردند، سودی نبخشیدتادر روزسكشنبه پنچم ماه جمادی‌الاخر سال672 روان پاكش از قالب تن بدرآمد و جان‌به‌جان آفرین تسلیم كرد. اهل قونیه ازخردوبزرگ درتشییع جنازه ‌او حاضرشدند و حتی عیسویان و یهودیان در ماتم او شیون و افغان می‌كردند. شیخ صدرالدین قونوی برمولانا نماز خواند و سپس جنازه او ا برگرفته و با تجلیل بسیار در تربت مبارك بر سر گور پدرش بهاءالدین ولد به خاك سپردند. پس از وفات مولانا،علم‌الدین قیصر كه از بزرگان قونیه بود با مبلعی بالغ بر سی‌هزار درهم بر آن شد كه بنائی عظیم بر سر تربت مولانا بسازد. معین‌الدوله سلیمان پروانه كه از امیران زمان بود،او را به هشتاد هزار درهم نقد مساعدت كردوپنجاه هزاردیگربه حوالت بدو بخشید و بدین‌ترتیب تربت مبارك كه آنرا قبه خضراء گویند بنا شد و علی‌الرسم پیوسته چند مثنوی خوان و قاری بر سر قبر مولانا بودند. مولانادرنزد پدرخود سلطان‌العلماء بهاءالدین ولدمدفون است واز خاندان و كسان وی بیش از پنجاه تن در آن بارگاه به خاك سپرده شده‌اند. بنا به بعضی از روایات،ساحت این مقبره پیش ازآمدن بهاءالدین ولد به قونیه به نام باغ سلطان معروف بود و سلطان علاءالدین كیقباد آن موضع را به وی بخشید و سپس آنرا ارم‌باغچه می‌گفتند. افلاكی در مناقب‌العارفین می‌نویسد كه:«افضل‌المتأخرین نجم‌الدین طشتی روزی در مجمع اكابر لزیفه می‌فرمودند كه در جمیع عالم سه چیز عام بوده چون به حضرت مولانا منسوب شد خاص گشت و خواص مردم مستحسن داشتند: اول‌كتاب مثنوی‌است كه هردومصراع رامثنوی می‌گفتند،دراین زمان چون‌نام مثنوی گویند عقل به بدیهه حكم می‌كند كه مثنوی مولاناست.دوم:همة علمارا مولانا می‌گفتند،درین خال چون نام مولانا می‌گویند حضرت او مفهوم می‌شود. هركورخانه‌راتربت می‌گفتند،بعدالیوم‌چون یادتربت می‌كنندوتربت می‌گویند،مرقد‌مولاناكه‌تربت است معلوم می‌شود». پس از رحلت مولاناحسام‌الدین چلبی جا نشین وی گشت. چلبی یا چالابی كلمه‌ای است تركی به معنی آقا وخواجه ومولای من، واصل آن چلب یا چالاب به معنی معبود ومولاوخدااست درتركیه غالبأاین لغت عنوان بر پوست تخت نشینان وجانشینان مسندنشینی مولانا اطلاق می‌شود حسام ا لدین در683 هجری در گذشت وسلطان ولد پسر مولانا با لقب چلبی جانشین وی گشت .سلطان ولدكه مردی دانشمد وعارفی متتبع بود تشكیلات درویشان مرید پدرش را نظم‌وترتیبی تازه دادوبارگاه مولانارامركزتعلییمات آن طایفه ساخت. پس ازمرگ ودر 710 هجری پسرش اولو عارف چلبی جانشین اوشد. پس ازوی درسال720هجری برادرش شمس‌الدین امیرعالم پیشوای‌دراویش مولویه گشت .وی درسال 734 هجری در گذشت. درزمان اوخانقاه‌های فراوانی دراطراف واكناف آناطولی برای دراویش مولویه ساخته شد، وبارگاه مولانا به صورت مدرسه‌ومركزتعلیمات صوفیان‌درآمدوزیارتگاه اهل معرفت ازترك‌وعرب وعجم گردید .شمار چلبیانی كه پس ازمولانا پیاپی برتخت پوست درویشی اونشسته‌اند تا1927 به سی و دو تن میرسد .دراین این سال این بارگاه تبدیل به موزه شد وموزه مولانا نام گرفت
      ,
    سورئالیسم
    سبکی در هنر.
      ,
    آنتوان چخوف
    آنتوان پاولویچ چخوف - هنرمندی خوش فکر و داستانسرایی عالی

اطلاعات پروفایل

"به روزگار دشنام ندهید که خدا همان روزگار است." ."مرگ شاید بتواند زندگی آینده تورابگیرد اما زندگی گذشته تو را که نمی تواند!" بدلایلی کم"اد"میکنم اماازهمه دوستان بخاطرتوجه ولطفی که دارند،سپاسگزارم.
کلوب آی دی
cloobid
nika1355
، سن کلوبی : 5 سال و 5 ماه و 27 روز
درباره من
؟؟؟من سه علامت سوال،برای خودم،برای تو وبرای خدا!
وضعیت
زن37 ساله متاهل
جنسيت
زن
محل سکونت
Iran ، تبریز
سيگار
نميکشم
علت عضويت
شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر
زندگي با
با همسر
تحصيلات
ليسانس
اطلاعات اضافي
شیفته همسرم هستم.
دین
اسلام
گرايش سياسي
هيچکدام !
اخلاق و برخورد
دوستانه ، تيزهوش
مد و ظاهر
راحت
تاریخ عضویت
24 مرداد 1385 ساعت 08:21
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.