__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 19
  • نام کلوب :دانشگاه آزاد ساری
    نام انگلیسی : azad_university_of_sari
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    1113 عضو ، 828 بحث ، 10 آلبوم ، 13 مقاله ، 19 لینک ، 1 نظرسنجی

    دانشگاه آزاد ساری

  • نام کلوب :صدای پای آب (( سهراب سپ
    نام انگلیسی : sohrabe
    تاسیس : 28 اسفند 1383
    999 عضو ، 108 بحث ، 19 آلبوم ، 7 مقاله ، 15 لینک ، 1 نظرسنجی

    صدای پای آب (( سهراب سپهری ))

  • نام کلوب :پارسه , مهد ایران زمین
    نام انگلیسی : barsemahdeiran
    تاسیس : 28 تیر 1384
    292 عضو ، 112 بحث ، 12 آلبوم ، 7 مقاله

    پارسه , مهد ایران زمین

  • نام کلوب :ایران باستان
    نام انگلیسی : iran_bastan
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    767 عضو ، 218 بحث ، 5 آلبوم ، 6 مقاله ، 13 لینک ، 1 نظرسنجی

    ایران باستان

  • نام کلوب :C_Sharp ( C# )
    نام انگلیسی : c_sharp
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    1248 عضو ، 136 بحث ، 4 آلبوم ، 4 مقاله ، 8 لینک

    C_Sharp ( C# )

  • نام کلوب :شعر ناب
    نام انگلیسی : sherenab
    تاسیس : 8 مهر 1384
    1751 عضو ، 130 بحث ، 13 آلبوم ، 9 مقاله ، 4 لینک

    شعر ناب

نیکی و بدی ......
20 فروردین 86 - 22:31

 

 لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو "شام آخر", دچار مشکل بزرگی شد: می بایست "نیکی" را به شکل عیسی" و "بدی" را به شکل "یهودا" یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند, تصویر می کرد. کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل های آرمانی اش را پیدا کند.
روزی دریک مراسم همسرایی, تصویر کامل مسیح را در چهرة یکی از جوانان همسرا یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت.سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود ؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود.
کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند , چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند, دستیاران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی, گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند, نسخه برداری کرد.
وقتی کارش تمام شد گدا, که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود, چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید, و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: "من این تابلو را قبلاً دیده ام!" داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟! گدا گفت: سه سال قبل, پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می خواندم , زندگی پراز روًیایی داشتم, هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهرة عیسی بشوم!." 


 

 


 

     نیکی و بدی دورروی یك سكه هستند ؛ همه چیز به این  بسته است


 


 


 


 

 

  • ارسال نظر (0)
لیست توصیفنامه ها
10 بهمن 85 - 18:24
یه دختر مهربون و پر انرژی.تازه مهمتر از همه اینکه اجازه میداد دستمو رو میزش بذارم!!!منکه خیلی دوسش دارم.امیدوارم شریف قبول شی.چون لیاقتشو داری
25 اردیبهشت 85 - 04:30
یه دختر مهربون و بی پیرایه ,خوب و مصمم وقتی به چشماش نگاه می كنم , یك آینده روشن و مملو از سربلندی رو می بینم. آرزو می كنم كه هر جا كه هستی موفق و شاد باشی.
__