لیست دوستان :: 31
لیست کلوبها :: 2111 مرداد 85 - 23:10 |
چشم صنوبران سحر خیز بر شعله بلند افق خیره مانده بود . دریا، بر گوهر نیامده ! آغوش می گشود . سر می كشید كوه، آیا در آن كرانه چه می دید ؟ پر می كشید باد، آیا چه می شنید، كه سرشار از امید، با كوله بار شادی، از دره می گذشت ، در دشت می دوید ! *** هنگامه ای شگفت ، یكباره آسمان و زمین را فرا گرفت ! نبض زمان و قلب جهان، تند می تپید دنیا، در انتظارمعجزه ... : خورشید می دمید ! ***** |
لیست توصیفنامه ها29 تیر 87 - 18:29 | |
من نگاهتو می خواستم که قشنگترین غزل بود
صحبت از فاجعه عشق با من از روز ازل بود
من یه عاشق غریبم با دلی خون و شکسته
اشک من اشک غروره رو تن پیچک خسته |
17 تیر 84 - 01:47 | |
! |



















