لیست کلوبها :: 57بایزید بسطامی 22 خرداد 87 - 00:07 |
به صحرا شدم عشق باریده بود و زمین تر شده چنانکه پای به برف فرو شود به عشق فرو میشد عشق او در امد و هر چه درون او بود برداشت و از مادون اثر نگذاشت تا یگانه امد چنانکه خود یگانه است خدای را سی سال عبادت کردم چون خاموش شدم بنگریستم حجاب من ذکر بود هر مرید را که در ارادت امد مرا فروتر بایست امد و به قدر فهم او سخن گفت سالها بدین درگاه مجاور بودم به عاقبت جز هیبت و حیرت نصیب من نیامد نفس را به خدا خواندم اجابت نکرد ترک او کردم و تنها رفتم به حضرت در همه عمر خویش می بایدم که یک نماز کنم که حضرت او را بشاید و نکردم. بایزید بسطامی |













