__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 137
  • نام کلوب :کلبه دوستی
    نام انگلیسی : cottagelove
    تاسیس : 23 تیر 1385
    562 عضو ، 34 بحث ، 6 آلبوم ، 10 مقاله ، 10 لینک

    کلبه دوستی

  • نام کلوب :پاتوق شادمانی !
    نام انگلیسی : jok
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    10397 عضو ، 112 بحث ، 81 آلبوم ، 39 مقاله ، 17 لینک ، 3 نظرسنجی

    پاتوق شادمانی !

  • نام کلوب :دهه شصتیها (1369-1360)
    نام انگلیسی : 1360_1369_borns
    تاسیس : 26 دی 1383
    8074 عضو ، 27 بحث ، 2 لینک

    دهه شصتیها (1369-1360)

  • نام کلوب :روز والنتاین
    نام انگلیسی : valentine
    تاسیس : 22 دی 1383
    14615 عضو ، 26 بحث ، 10 آلبوم ، 40 مقاله ، 21 لینک ، 1 نظرسنجی

    روز والنتاین

  • نام کلوب :شعر های عاشقانه
    نام انگلیسی : asheg
    تاسیس : 30 دی 1383
    9027 عضو ، 13 بحث ، 8 آلبوم ، 84 مقاله ، 16 لینک ، 1 نظرسنجی

    شعر های عاشقانه

  • نام کلوب :پیام کوتاه (sms)
    نام انگلیسی : s_m_s_sms
    تاسیس : 20 خرداد 1384
    8118 عضو ، 46 بحث ، 9 آلبوم ، 21 مقاله ، 1 لینک ، 1 نظرسنجی

    پیام کوتاه (sms)

اطلاعات ارتباط برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
23 اسفند 85 - 17:33
چت ایرانی پسر : سلام،خوبی؟ مزاحم نیستم؟ دختر: سلام، خواهش می کنم asl plz ؟ پسر : تهران/وحید/26 و شما؟ دختر‌: تهران/ نازنین/ 22 پسر: اِ اِ اِ ، چه اسم قشنگی! اسم مادر بزرگ منم نازنینه. دختر: مرسی! شما مجردین؟ پسر: بله. شما چی؟ ازدواج کردین؟ دختر: نه، منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟ پسر: من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه MIT آمریکا دارم. شما چی؟ دختر : من فارغ التحصیل رشته‌ی گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم. پسر: wow چه عالی! واقعا از آشناییتون خوشحالم. دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هستین؟ پسر: من بچه‌ی تجریشم. شما چی؟ دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟ پسر: خیابون دربند. شما چی؟ دختر : خیابون دربند!؟ کجای خیابون دربند؟ پسر : خیابون دربند، خیابون...... کوچه...... پلاک......، شما چی؟ دختر: اسم فامیلی شما چیه؟ پسر: من؟ حسینی! چطور!؟ دختر: چی؟ وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟ تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده‌ی خونه رو بدی! مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟ پسر : اِ، عمه ملوک شمائین؟ چرا از اول نگفتین؟ راستش! راستش! دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده....، آخه می دونین........... دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه‌ی منو به آدمای توی چت میدی؟ می دونم به فریده چی بگم! پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین! اگه بفهمه پوستمو میکّنه! عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم! دختر:‌ او و و و م خب! باشه چیزی بهش نمیگم. دیگه اسم فریبرزو نیاریا! راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای پسر: باشه عمه ملوک! بای...... www.behzad122.blogfa.com
18 بهمن 85 - 20:12
قرن من قرن غمه قرن آه و ماتمه توی شهرم همه مردن دیگه خنده خیلی کمه اینجا همش مصیبته این که میگم حقیقته حرمت توی حکایته عشق توی روایته غصه اینجا یه عادته نفرت تا بی نهایته قلبا همه شکسته اس در روی مهمون بسته اس همه دیگه قبول دارن که خوشیها تو قصه اس ابرا بارون ندارن سفره ها نون ندارن ما همه غافلیم
18 آبان 85 - 16:34
داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند بلكه این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند
__