__
لیست دوستان برای دوستان مقدور می باشد.
لیست کلوبها :: 16
  • نام کلوب :ته تغاری ها
    نام انگلیسی : tahtogharia
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    5304 عضو ، 56 بحث ، 20 آلبوم ، 14 مقاله ، 2 لینک ، 3 نظرسنجی

    ته تغاری ها

  • نام کلوب :مجردها
    نام انگلیسی : mojaradan
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    13710 عضو ، 157 بحث ، 72 آلبوم ، 123 مقاله ، 36 لینک ، 5 نظرسنجی

    مجردها

  • نام کلوب :بهرام رادان
    نام انگلیسی : bahramradan
    تاسیس : 22 اسفند 1383
    1934 عضو ، 108 بحث ، 81 آلبوم ، 47 مقاله ، 23 لینک ، 3 نظرسنجی

    بهرام رادان

  • نام کلوب :هدیه تهرانی
    نام انگلیسی : hediyetehrani
    تاسیس : 27 دی 1383
    1583 عضو ، 61 بحث ، 81 آلبوم ، 9 مقاله ، 5 لینک ، 2 نظرسنجی

    هدیه تهرانی

  • نام کلوب :محمدرضا فروتن
    نام انگلیسی : forotan
    تاسیس : 20 خرداد 1384
    1309 عضو ، 105 بحث ، 15 آلبوم ، 4 مقاله ، 1 لینک ، 6 نظرسنجی

    محمدرضا فروتن

  • نام کلوب :شعر های عاشقانه
    نام انگلیسی : asheg
    تاسیس : 30 دی 1383
    9027 عضو ، 13 بحث ، 8 آلبوم ، 84 مقاله ، 16 لینک ، 1 نظرسنجی

    شعر های عاشقانه

امروز من برنده نهاییم !!!!!
30 شهریور 87 - 23:42

r2joqs_th.jpg

 

این نامه فقط برای توست.
ثانیه ها بی دوام و کند میگذرند شاید که میخواهند همراهیم کنند...
این آخرین نامه ایس که برای تو مینویسم...
در هر حال با صدای بلند بخوان و اشک هایت را بیهوده هدرنده..
هرگز احساس گناه نکن..میدانی هر چه که بود گذشت و امروز برای پشیمانی و جبران دیر است..
فقط اگر روزی این نامه را خواندی و شکستی...غرورت را کنار بکش به آسمان بنگر...
و با تمام وجود صدایم کن..همین شروع میکنم گفتنی ها را:
امروز بی تفاوت تر از همیشه روزم را آغاز کرده ام و فقط با دیدن
یک تکه کاغذ کاهی ؛این گونه بی قرار شده ام..
توی کاغذ هر چه که بود از آتش هم سوزاننده تر بود...
نه دیگر به برگشت می اندیشم
نه به تو
نه به زندگی...
به فرار از تنهایی ها فکر میکنم و آینده تلخ را با نک انگشتان لرزانم لمس میکنم..
امروز آینده را توی رویا میدیدم..نه صورت محزون و بی قرار تو را
نه دستات خیس و سردت را..
نه چشم های گریان و پر خونم را...
آینده مدام با گذشته ها میجنگد و این برای من از هر چیز خوشایندتر است.
شاید امروز معنی این حرف ها را نفهمی ولی بعد ها که به راحتی از من گذر کردی خوب حس میکنی که برای
چه اینگونه سخن میگویم..
توی این بازی اجباری تو باختی و من بردم.
تعجب نکن فقط صبر کن تا نامه را تمام کنم.
 من از تو به اندازه دریای زندگیم فاصله دارم...روز های اول ستاره
ها را با هم میشمردیم..
و امروز من اینجا بی تو میشمارم..چه پر نور و چه کم نور..
هر چه هست؛ سنت شکنی نکردم..
 روح تو در من ماندگر است...ولی جسمت را از یاد میبرم..
روز های پر خاطره را هر دو لگدمال کردیم و بی تفاوت ازآنها
گذشتیم..
امشب با یادت رووی بام میروم توی تاریکی با سایه ها سخن
میگویم و بی پروا رنگ میبازم..
 ساده سخن میگفتیم از آینده و زندگی که در پیش بود
بی توجه به اینه میسوختیم و باد خاکسترمان رابا خود میبرد به
دیار آدمک های مرده و بی روح
باد خاکسترمان را به قبرستان خاطره میبرد و ما همچنان
 میسوختیم..
تازه میفهمم سوزش درونیم از چیست..
تازه میفهمم سردردهای بعد دیدار برای چیست
تازه میفهمم چرا اشک میریختم
تازه میفهمیدم چرا بعد از هر بوسه تمام وجودم از حرارت میسوخت
ما باختیم...ولی امروز من برنده نهاییم!
خودت خوب میدانی که ما هر دو گنه کاریم
نه عشق بی سروسامانی که میدانستیم ناپایدارتر از اشک روی
گونه های عاشق است....
یادگاری هایی که دادی روز اول توی صندوقچه قدیمی خاطرات کودکی زیر خروارها سادگی قایم کردم..تا یادم نرود روزی هم ساده بوده ام..
توی غربت میمانم..
خاطراتمان را توی دریای فراموشی رها کن..
یادگاری ها را هم بسوزان و زیر پای مردمان روسپی مدفون کن..
فراموشم کن..

لیست توصیفنامه ها
17 مهر 87 - 17:30
این گونه زندگی کنیم : ساده اما زیبا ، مصمم اما بی خیال ، متواضع اما سربلند ،مهربان اما جدی ، سبز اما بی ریا ،عاشق اما عاقل .
17 مهر 87 - 17:29
از پیری پرسیدم چه زمانی انسان پیر میگردد ، فرمود درست آن زمان که از گذشته خود پشیمان شده افسوس آن را بخورد .
17 مهر 87 - 17:29
شما نمی توانید به یک نفر چیزی را که خودش از قبل نمی داند یاد بدهید . فقط می توانید او را از آنچه می داند با خبر و آگاه کنید.
__