لیست دوستان :: 958
لیست کلوبها :: 99معرفی یه کلوب باحال 30 تیر 87 - 15:14 |
سلام به همه دوستای گلم سلام به همه دوستای گلم یه دعوتنامه توپ از یه کلوب توپفقط اگه هیجان واست خوب نیست بفیشو نخون بدو تا دیر نشده فصل دوباره بهترین بحث ها و بهترین اعضایی که
ممکنه وجود داشته باشه را با کلی بحث های شیرین و داغ و متفاوت را داره اگه میخوای تریپ لاو بترکونی یا کل کل و دعوا راه بندازی و یا اینکه خیلی شاخی یا اینکه فکر میکنی خیلی خوشتیپ و خوشگل و یا خیلی خفنی و یا خیلی اهل پارتی هستی خوب بدو دیگه چی میخوای .... اووم چرا معطلی بیا ببینمت بدو .... خوب بهتره بگم دوست عزیزم خوش اومدی راستی اینم آدرسه کلوبمونه![]() ![]() ![]() هان میدونم قلبت به تاپ و توپ افتاد خب اینم لینکش کلوب ارومیه پاریس ایران http://www.cloob.com/clubname/orumiyehparis ![]()
|
لیست توصیفنامه ها29 تیر 87 - 22:11 | |
از دل تا قلم راه زیادی است . حرفی که از دلم بیرون می آید و تا بدست قلم در صفحه خاطراتم نوشته شود هزاران بار عوض می شود . کاش می شد همان درددلها را نوشت تا همه بدانند در درون قلب کوچکم چه می گذرد.
ارمیا راد |
28 تیر 87 - 23:31 | |
روزی روزگاری در جزیره ای زیبا تمام حواس زندگی می کردند؛غم,شادی,غرور,ثروت,عشق و... . روزی خبر رسید که قرار است تمام جزیره به زیر آب برود؛ پس تمام اهل جزیره قایقهای خود را مرمت کردند تا راهی شوند. اما عشق راضی به ترک جزیره نشد !چرا که او عاشق جزیره بود! آن لحظه فرار رسید و تمام جزیره به زیر آب رفت!عشق ازغرور که با کرجی زیبا عازم مکانی امن بود کمک خواست و گفت:غرور ممکن است مرا با خود ببری؟ غرور گفت:نه تمام بدنت خیس و کثیف شده است و قایقم را کثیف می کنی! غم در نزدیکی عشق بود؛عشق به او گفت.غم؛آیا تو مرا با خود می بری؟ غم با صدایی حزن آلود گفت:آه عشق من خیلی غمگینم و احتیاج دارم تا تنها باشم! پس اینبار عشق به سراغ ثروت رفت و به او گفت:آیا می توانم با تو همسفر شوم؟ ثروت گفت:قایق من پر از طلا و جواهر است و دیگر جایی برای تو نیست! عشق اینبار از شادی کمک خواست.اما شادی آنقدر غرق در شادی و نشاط بود که حتی صدای عشق را نیز نشنید. ناگهان صدایی مسن و خسته گفت:بیا عشق من تورا با خود خواهم برد!!!! عشق از خوشحالی فراوان خود را به داخل قایق انداخت.عشق آنقدر خوشحال بود که یادش رفت حتی نام یاریگرش را بپرسد! آنها به خشکی رسیدند و پیره مرد به راه خود رفت!وتازه عشق فهمید که حتی نام آن پیرمردرا هم نمی داند. از پیر دیگری پرسید آیا تو او را می شناسی؟گفت :آری او زمان است! عشق با تعجب گفت:زمان؟!!!! پیرمرد گفت:آری زمان؛چراکه تنها او قادر به درک عظمت عشق است!!!!! |
25 تیر 87 - 01:27 | |
یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟"
خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد!
افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی!"
آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!
افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت: "نمی فهمم!"
خداوند جواب داد: "ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!"
وقتی که عیسی مسیح مصلوب شد، داشت به شما فکر می کرد!
(تخمین زده شده که 93% از مردم این متن را برای دیگران ارسال نخواهند کرد. ولی اگر شما جزء آن 7% باقی مانده می باشید، این پیام را با تیتر "7%" ارسال کنید!
من جزء آن 7% بودم! و به یاد داشته باشید، من همیشه حاضرم تا قاشق غذای خود را با شما تقسیم کنم |


















سلام به همه دوستای گلم یه دعوتنامه توپ از یه کلوب توپ
بدو تا دیر نشده فصل دوباره بهترین بحث ها و بهترین اعضایی که
ممکنه وجود داشته باشه را با کلی بحث های شیرین و داغ و متفاوت را داره
اگه میخوای تریپ لاو بترکونی
یا کل کل و دعوا راه بندازی و یا اینکه خیلی شاخی
یا اینکه فکر میکنی خیلی خوشتیپ و خوشگل و یا خیلی خفنی
و یا خیلی اهل پارتی هستی خوب بدو دیگه چی میخوای .... اووم چرا معطلی بیا ببینمت بدو ....
خوب بهتره بگم دوست عزیزم خوش اومدی راستی اینم آدرسه کلوبمونه





