__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 27
  • نام کلوب :نسل3
    نام انگلیسی : 3rdgeneration
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    800 عضو ، 24 بحث ، 20 مقاله ، 1 لینک

    نسل3

  • نام کلوب :ایتالیا
    نام انگلیسی : italy
    تاسیس : 24 دی 1383
    3565 عضو ، 117 بحث ، 68 آلبوم ، 16 مقاله ، 19 لینک ، 2 نظرسنجی

    ایتالیا

  • نام کلوب :پرسپولیس
    نام انگلیسی : persepolis
    تاسیس : 8 دی 1383
    24022 عضو ، 3869 بحث ، 59 آلبوم ، 18 مقاله ، 21 لینک ، 45 نظرسنجی

    پرسپولیس

  • نام کلوب :برو بچ با حال.
    نام انگلیسی : baro_bache_bahal
    تاسیس : 6 مرداد 1385
    3241 عضو ، 103 بحث ، 9 آلبوم ، 11 مقاله ، 11 لینک

    برو بچ با حال.

  • نام کلوب :اتومبیلرانی
    نام انگلیسی : automobilrani
    تاسیس : 16 اردیبهشت 1384
    1852 عضو ، 196 بحث ، 18 آلبوم ، 7 مقاله ، 4 لینک

    اتومبیلرانی

  • نام کلوب :سوتی
    نام انگلیسی : sooty
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    302 عضو ، 58 بحث ، 6 آلبوم

    سوتی

okhey
25 تیر 87 - 15:59

می خواهی بروی ، بی بهانه برو ، بیدار نکن خاطره های خواب آلوده را

 

صدایت همان صدا ،نگاهت ناتنی ودستهایت سرد

 

می روی اگر ، بگذار بیگانه بماند صدایت هم

 

تو گل رها شده در آغوش دریایی، فرا خواهند گرفت تو را موجها

 

و گرفتارت خواهد ساخت روزی

 

محبت ساختگی ات،عشق دروغینت،چشمان پر فریبت،حرفهای پوچت، همان سند جعلی

 

گمان مکن.

 

پهن می شوم به سان راهها بر گامهایت

 

و التماست میکنم که برگردی ! که چشمانم را سایبان شوی

 

نه....!

 

 نه این ، ممکن نیست !

 

شکستنی نیست وقارم همانند قلبم

 

پستی وآن گاه زندگی ، روزگار خوشی نیست !

 

نمی گویم تو کوه سرفرازی ، خم شو

 

نمی گویم درمانم در دستان توست

 

نمیگویم که چشمانم بعد از تو هرگز عاشق نخواهند شد

 

نمیگویم که قلبم به تو محتاج است

 

نه

 

هرگز

 

 نمیگویم که بی تو زندگی  سراب است

 

که نفسهایم بی تو به شماره خواهند افتاد.

 

نه محبت پول خردی است در دستان تو

 

و نه من گدایی دست گشوده فرا روی تو.

 

می خواهی بروی...

 

این راه ، این هم تو

 

 ...

 

تنها بدرقه ات خواهد کرد یک جفت چشم.

 

اگر رفتی ، بدان ، خواستی برگردی هر گاه

 

بسترت بالشی خاردار خواهد بود

 

,و پیشوازت چشمانیست که دیگر هیچ گاه گرمای نگاهشان را حس نخواهی کرد

 

می خواهی بروی

 

نه حرف بزن ، نه چیزی بگو

 

دیگر حتی نگاه هم نکن !

 

نیست شو چون غریبه ها در مه و دود

 

دلبسته چه چیزی بودی ، که نتوانستی بگویی

 

و اکنون در پی دیدن هزار عیب منی.

 

می خواهی بروی

 

بی بهانه برو

 

بیدار نکن خاطره های خواب آلوده را.

 

صدایت همان صدا ، نگاهت ناتنی

 

می روی اگر

 

بگذار بیگانه بماند صدایت هم

 

لیست توصیفنامه ها برای هیچکس مقدور نمی باشد.
__