__
لیست دوستان :: 92
لیست کلوبها :: 16
  • نام کلوب :کلوب دانشگاه تهران
    نام انگلیسی : utc
    تاسیس : 20 آذر 1383
    6489 عضو ، 925 بحث ، 2 آلبوم ، 4 مقاله ، 1 لینک

    کلوب دانشگاه تهران

  • نام کلوب :ساز بارون
    نام انگلیسی : razbaron
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    390 عضو ، 6 بحث ، 1 آلبوم ، 1 مقاله

    ساز بارون

  • نام کلوب :گیس بریده
    نام انگلیسی : cut
    تاسیس : 28 اسفند 1383
    128 عضو ، 31 بحث ، 2 مقاله

    گیس بریده

  • نام کلوب :باشگاه خنده
    نام انگلیسی : laughter
    تاسیس : 9 اردیبهشت 1384
    450 عضو ، 72 بحث ، 4 آلبوم ، 12 مقاله

    باشگاه خنده

  • نام کلوب :متولدین مرداد
    نام انگلیسی : mordad
    تاسیس : 19 دی 1383
    8217 عضو ، 26 بحث ، 12 آلبوم ، 207 مقاله ، 16 لینک ، 1 نظرسنجی

    متولدین مرداد

  • نام کلوب :آوریل لاوین
    نام انگلیسی : avrillavigne
    تاسیس : 23 دی 1383
    3757 عضو ، 272 بحث ، 4 آلبوم ، 2 مقاله ، 2 لینک

    آوریل لاوین

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات ارتباط برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
7 شهریور 86 - 16:34
با خنده از استاد زمین شناسی پرسیدم : استاد فرق " قلوه سنگ " با " دل سنگ "چیه ؟! استاد کمی مکث کرد و گفت : تو می تونی با یه چکش قلوه سنگ رو بشکنی ولی با هیچ وسیله ای نمی تونی دل سنگ رو بشکنی . قلوه سنگ رو میتونی از روی قیافه و ظاهرش تشخیص بدی ولی دل سنگ رو نه . قلوه سنگ یه روزی بر اثر فرسایش از بین میره ولی دل سنگ روز به روز سنگ تر میشه. دل سنگ خیلی سنگین تر از قلوه سنگه ، تو اگه تو باغچه خونت چندتا قلوه سنگ داشته باشی ، خیلی آسون و راحت می تونی اونا رو دور بندازی ولی خیلی سخته که بتونی دل سنگ توی باغچه سینه ات رو دور بندازی. خب دیگه بهتره درسمون و ادامه بدیم ، سنگهای آذرین ..... خنده از روی لبهام محو شده بود و فقط گوش میدادم .
23 تیر 86 - 13:13
نازی جون تو نازترین نازهای عالمی
4 خرداد 86 - 17:38
و................................ گمان مکن شادم همان شبی که تو رفتی به هق هق افتادم همان شبی که تو رفتی ترانه سر دادی و چار حرف مرا با کلاغ پر دادی تمام سهم من از تو همیشه پاییز است و لحن زندگی ام بعد تو غم انگیز است و تو که نام مرا هم درست یادت نیست نشانی من و صندوق پست یادت نیست مثال ساده ی رودی که بر نخواهی گشت مرا تکانده سرودی که بر نخواهی گشت برای اینکه بمانی بهار آوردم هزار تا غزل گریه دار آوردم مرا ببخش و از این پس بیا بهارم باش و پادشاه اتاق سه در چهارم باش نشد که یک شب یلدا حلال من باشی حرام بوسه بنوشان که مال من باشی نخواستم که شبی زائر شما باشم فقط اجازه بده شاعر شما باشم اگرچه با تب و هذیان دوباره در گیرم مرور خاطره هایت نمی کند سیرم ... و بین مردم اینجا غزل خرافات است و عشق مسخره ی دست ارتباطات است برایت از چه بگویم که خانه ام سرد است مرور خاطره هایت تداعی درد است دلم گرفته برایم تو سرسری بنویس و یا که نه دو سه خط رقص و بندری بنویس چه احتمال قشنگی که عاشقم باشی میان خالی گلدان شقایقم باشی
__