__
لیست دوستان :: 47
لیست کلوبها :: 19
  • نام کلوب :بیمارستان دی
    نام انگلیسی : day_general_hospital
    تاسیس : 12 خرداد 1385
    65 عضو ، 21 بحث ، 1 آلبوم ، 2 مقاله ، 2 لینک

    بیمارستان دی

  • نام کلوب :Zeytoon
    نام انگلیسی : zeytoon_yourcloob
    تاسیس : 30 تیر 1385
    178 عضو ، 50 بحث ، 3 آلبوم ، 1 مقاله ، 3 لینک

    Zeytoon

  • نام کلوب :همکلاسی ها
    نام انگلیسی : hamkelasiha
    تاسیس : 24 فروردین 1384
    559 عضو ، 29 بحث ، 9 آلبوم ، 2 مقاله ، 6 لینک

    همکلاسی ها

  • نام کلوب :حالی به هولی
    نام انگلیسی : hali_holi
    تاسیس : 9 تیر 1385
    399 عضو ، 86 بحث ، 12 آلبوم ، 2 مقاله

    حالی به هولی

  • نام کلوب : استوکهلمیان
    نام انگلیسی : stockholmian
    تاسیس : 6 مرداد 1385
    186 عضو ، 192 بحث ، 9 آلبوم ، 4 مقاله ، 1 لینک ، 1 نظرسنجی

    استوکهلمیان

  • نام کلوب :عاشق**** تنها
    نام انگلیسی : loveralone
    تاسیس : 16 تیر 1385
    416 عضو ، 43 بحث ، 8 آلبوم ، 2 لینک

    عاشق**** تنها

20 اسفند 85 - 19:37






 



چقدر جالبه که:"



 



1.تا وقتی مریض نشی کسی برات گل نمیاره.



 



 2.تا فریاد نزنی کسی به طرفت بر نمیگرده.



 



 3. تا گریه نکنی کسی نوازشت نمیکنه.



 



4.تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد



 



و تا وقتی نمیری کسی تو رو نمیبخشه...."



  • ارسال نظر (10)
لیست توصیفنامه ها
27 مرداد 87 - 06:57
23 مرداد 87 - 10:26 سلام جایییییییییییییییی با یه شکلات شروع شد . من یه شکلات گذاشتم تو دستش ، اونم یه شکلات گذاشت تو دست من . من بچه بودم اونم ، اونم بچه بود ! سرمو بالا کردم ، اونم سرشو بالا کرد ، دید که منو میشناسه ، خندیدم ! گفت دوستیم ؟ گفتم دوست ه دوست . گفت تا کجا ؟ گفتم دوستی که تــا نداره ! گفت تا مرگ . خندیدمو گفتم : من که گفتم تــــا نداره . گفت باشه تا پس از مرگ . گفتم نه نه نه نه ! تـــا نداره . گفت قبول ، تا اونجا که همه دوباره زنده میشن ، یعنی زندگی پس از مرگ ، بازم با هم دوستیم ، تا بهشت تا جهنم تا هر جا که باشه منو تو با هم دوستیم . خندیدمو گفتم تو براش تا هر کجا که دلت می خواد ، یه تـــا بذار ؛ اصلن یه تـــا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا ، اما من اصلن براش تـــا نمی ذارم . نگام کرد ، نگاش کردم ! باور نمیکرد ، می دونستم اون می خواست دوستی ما حتمن تــا داشته باشه ، دوستی بدون تـــا رو نمی فهمید ! گفت بیا برا دوستیمون یه نشونه بذاریم . گفتم باشه ، تو بذار ! گفت شکلات ! هر بار که همدیگه رو میبینیم یه شکلات مال تو ، یکی مال من ! باشه ؟ گفتم باشه . هر بار یه شکلات میذاشتم تو دستش اونم یه شکلات تو دست من . یعنی که دوستیم ؛ دوست ه دوست . من تندی شکلاتمو باز میکردم ، می ذاشتم تو دهنمو تند و تند می مکیدم . می گفت شکمـــو ، تو دوست شکموی منی ! و شکلاتشو میذاشت تو یه صندوقچه ی کوچولوی قشنگ .می گفتم بخــــورش . میگفت تموم میشه ، می خوام تموم نشه ، برای همیشه بمونه . صندوقش پر از شکلات شده بود ، هیچکدومشو نمی خورد . من همشو خورده بودم ! گفتم اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن یا کرما اونوقت چی کار میکنی ؟ گفت مواظبشون هستـــم . می گفت می خوام نیگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم ، همش شکلاتامو میذاشتم تو دهنمو میگفتم نه نه نـــــــه ! تــــا نداره ، دوستی که تا نداره . یک سال ، دو سال ، چهار سال ، هفت سال ، ده سال ، بیســــــت سالش شده. اون بزرگ شده منم بزرگ شدم . من همه ی شکلاتامو خوردم ، اون همه ی شکلاتاشو نگه داشته . اون اومده امشب تا خدافظی کنه . می خواد بره ، بره اون دور دورا . میگه میرم اما زود بر می گردم . من که می دونم میره و برنمیگرده . یادش رفت شکلات بهم بده ، من که یادم نرفته . یه شکلات گذاشتم کف دستش ، گفتم این برای خوردن ، یه شکلات دیگه هم گذاشتم کف اون دستش ، اینم آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت . یادش رفته بود که یه صندوقی داره برا شکلاتاش ، هر دو تا رو خورد . خندیدم . می دونستم دوستیه من تـــا نداره ، می دونستم دوستیه اون تـــا داره، مثل همیشه ! خوب شد همه ی شکلاتامو خوردم اما اون هیچکدومشو نخورده. حالا با یه صندوق پر از شکلاتای نخورده ، چـــی کـــار میکنــــــــه!؟!
6 مرداد 87 - 17:59
دستانم بوی گل می داد , مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند.... امّا هیچ کس فکر نکرد شاید من یک گل کاشته باشم!
6 مرداد 87 - 17:58
احساس خوبیه وقتی یه نفر دلتنگت میشه...! احساس بهتریه وقتی یه نفر عاشقت میشه...! اما بهترین احساس اینه كه بدونی یه نفر هیچوقت فراموشت نمیكنه
__