__
لیست دوستان :: 4
لیست کلوبها :: 10
  • نام کلوب :فلش
    نام انگلیسی : flash2
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    2178 عضو ، 399 بحث ، 13 آلبوم ، 9 مقاله ، 16 لینک ، 2 نظرسنجی

    فلش

  • نام کلوب :فناوری اطلاعات
    نام انگلیسی : itandict
    تاسیس : 28 دی 1383
    4243 عضو ، 87 بحث ، 7 آلبوم ، 102 مقاله ، 22 لینک ، 1 نظرسنجی

    فناوری اطلاعات

  • نام کلوب :چت
    نام انگلیسی : chat2
    تاسیس : 9 اردیبهشت 1384
    958 عضو ، 52 بحث ، 6 آلبوم ، 2 مقاله ، 1 لینک

    چت

  • نام کلوب :طراحان سایت و وبلاگ
    نام انگلیسی : farzadtop
    تاسیس : 23 اردیبهشت 1384
    541 عضو ، 175 بحث ، 4 آلبوم ، 8 مقاله ، 4 لینک

    طراحان سایت و وبلاگ

  • نام کلوب :برنامه نویسی
    نام انگلیسی : programmer
    تاسیس : 6 دی 1383
    9521 عضو ، 2719 بحث ، 17 آلبوم ، 41 مقاله ، 43 لینک ، 2 نظرسنجی

    برنامه نویسی

  • نام کلوب :دلفی 7
    نام انگلیسی : delphi_7
    تاسیس : 20 دی 1383
    781 عضو ، 280 بحث ، 1 لینک

    دلفی 7

صداقت
16 دی 84 - 00:45

 

وبعد ازرفتنت

شبی از پشت یك تنهایی نمناك وبارانی، ترا با لهجه ی گل های نیلوفر صداكردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایتدعا كردم

پس از یك جستجوی نقره ای دركوچه های آبی احساس

تورا ازبین گل هایی كه در تنهایی ام رویید ، با حسرت جداكردم

:وتو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی

دلم حیران وسرگردان چشمانی است رؤیایی

ومن تنها برای دیدن زیبایی آن چشم

تورا در دشتی از تنهایی وحسرت رها كردم

همین بود آخرین حرفت ومن بعد از عبور تلخ وغمگینت

حریم چشم هایم را به روی اشكی از جنس غروب ساكت ونارنجی خورشید وا كردم

نمی دانم چرا رفتی ، نمی دانم چرا، شاید خطا كردم

وتو بی آنكه فكر غربت چشمان من باشی

نمی دانم كجا، تا كی ، برای چه

ولی رفتی وبعد از رفتنت باران چه معصوما نه می بارید

وبعد از رفتنت یك قلب دریایی تَرَك برداشت

وبعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاكستری گم شد .

وگنجشكی كه هر روز از كنارپنجره با مهربانی دانه برمی داشت

تمام بال هایش غرق در اندوه شد

وبعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود

وبعد از رفتنت انگار كسی حس كرد من بی تو

تمام هستی ام از دست خواهد رفت

كسی حس كرد من بی تو

هزاران بار درهر لحظه خواهم مُرد

وبعد از رفتنت دریا چه بغضی كرد

كسی فهمید تونام مرا از یاد خواهـــی برد

ومن با آنكه می دانم توهرگز یاد من را باعبور خود نخواهی بُرد

هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد!

ببین كه سرنوشت من چه خواهد شد

وبعد از این همه طوفان و وهم وپرسش وتردید، كسی از پشت قاب پنجره آرام وزیبا گفت:

توهم درپاسخ این بی وفایی ها بگو:

در راه عشق وانتخابِ آن خطا كردم

ومن در حالتی مابین اشك وحسرت وتردید، كنار انتظاری كه بدون پاسخ وسردست

ومن در اوج پاییزی ترین ویرانی یك دل

میان غصه ای از جنس بغضِ كوچك یك ابر

نمی دانم چرا؟ شاید به رسم وعادت پروانگی مان باز

برای شادی وخوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم

غزل

چون سنگها صدای مرا گوش می كنی

ســنگی وناشــنیده فرامــوش می كـنی

رگــبار نوبهاری وخواب دریــچه را

ازضربه های وسوسه مغشوش می كنی

دست مرا كه ساقه ی سبز نوازش است

با برگ های مرده هم آغوش می كنی

گمراه تر زروح شرا بی ود یده را

درشعله می نشانی ومدهوش می كنی

ای ماهی طلا یی مرداب خون من

خوش باد مستیت كه مرا نوش می كنی

تود ره ی بنــفش غروبی كه روز را

بر سینه می نشا نی وخا موش می كنی

درسایه ها، فروغ تو بنشست ورنگ باخت

اورابه سایه از چه سیه پوش می كنی ؟

وقتی منو نداری

كی اشكاتوپاك می كنه شبا كه غصه داری

دست رو موهات كی میكشه وقتی منو نداری

شونه ی كی مرهم هق هقت می شه دوباره

ازكی بهونه می گیری شبای بی ستا ره

برگ ریزونای پاییز كی چشم برات نشسته

ازجلوپات جمع می كنه برگای زرد وخسته

كی منتظر می مونه حتی شبای یلدا

تا خنده رو لبات بیاد شب برسه به فردا

كی از سرود بارون قصه برا ت می سازه

ازعاشقی می خونه وقتی كه رات درازه

كی ازستاره بارون چشماشوهم می ذاره

نكنه ستا ره ای بیاد یاد تورونیاره

عاشقانه

خانه ماآبی است

خانه ی ما خالی است ، خانه ی ما به گلی دل خوش است

خانه ی ما به نسیمی راضی است

كوچه باغ دل ما خاطره های دارد

عطر درخاطره هاما ن جاری است

صبح رابا تو به خاطر دارم وشب سرد وخموش

كه به امید نگاه تو به سر می آرم

روزگاری است كه افسانه ندارد جایی

دل من شیدایی است

هر كه درخانه ی خود راه به جایی دارد

چه كنم قسمت من بی جایی است

گفته بودی كه تورا درهمه حال ، همه جا

دوستت می دارم

راست می گویی تو

عاشقی هم ره بی پروایی است

عشق آئینه یك رسوایی است

آسما ن با من وتوست

توخیال غم فردا داری

من از این خانه فقط خنده ی امروز تورا می خواهم

غم فردا پوچ است

غم فردا هیچ است

نكند نقش خیالی به سخن پردازد

وبگوید كه:

دلم هرجایی است

دل من هرجا نیست

دل من یك جا است

دل من در قفس خانه توست

خانه ات

با د بانی است كه در سایه آن

آسمان رنگ صداقت دارد

خانه ات پنجره ای است

كه به گنجایش قلبم خالی است

قلب من یك دنیاست

قلب من بی پرواست

قلب من پر رؤیاست

سهم من بودن با توست در این خانه ولی

جای پای تودراین خانه همیشه خالی است

به تو می اندیشم وبه آن نصفه سیب

كه مرا با تو به یك كوچه هدایت می كرد

كوچه اما خالی است

وبه این خلوت خویش

دیرگاهی است كه عادت كردم

من گمان می كردم

من گما ن می كردم دوستی همچوسروی سرسبز

چهار فصلش همه آراستگیست

من چه می دانستم ، هیبت باد زمستانی است

من چه می دانستم سبزه می پژمرد از بی آبی

من چه می دانستم سبزه یخ می زند از سردی دل

من چه می دانستم دل هر كس دل نیست

قلب ها صیقلی از آهن وسنگ

قلب ها بی خبر از عاطفه است

وچه رؤیاهایی كه تبه گشت وگذشت

...... وچه پیوند صمیمیت ها كه به آسانی یك رشته گسست

ترانه ی جادو

چتر باران خورده ای به دست گرفته می گذری ترانه ای كه از نیم رخ ات به جای می ماند

به چتری بدل می شود كه كودكان مدرسه را به خانه می برد.

شبا نه حرف های گمشده را گرد می آوری

تا به ماهی بدل شوند

وپنجره ای را رو به جها ن باز كند.

چتر باران خورده را كه هزار حرف گمشده می داند

رو به جها ن می گیری ، می گشایی وترانه ای

.......می سایی ، به بادها می سپاری وبا نیم رخی از ماه دور می شوی

 

  • ارسال نظر (4)
لیست توصیفنامه ها
21 اردیبهشت 85 - 02:55
دختره خوبیه باید قدرشا دونست.البته من کوچیک همه شما هستم
__