چگن  , naoozi

چگن

چگن  , naoozi

چگن

مطالب تصاویر 24
cloobid
naoozi
، 4 سال و 1 ماه و 27 روز
مرد 72 ساله مجرد
دکتري و بالاتر ،

آلبوم تصاویر

  • تومروس
  • تومروس ملکه تورک

24 تصویر ...

morebox img


تبلیغات

چگن  , naoozi

1- همکاری با مغولان در فتح اربیل وموصل و شهرهای آسوری نشین شمال بین النهرین (عراق) و کشتار سکنه آن و اشغال تدریجی آن مناطق
2- کشتار صدها هزار آسوری در دهه 1830 و دهه 1840میلادی در شمال بین النهرین و جنوب شرق آناتولی توسط بدرخان بیگ حاکم بوتان و محمد پاشای رواندز
3- همکاری مداوم کردها با حاکمان عثمانی در جنگهای شان در اروپا و همدستی با آنان در غارت و کشتار مردم آناتولی غربی و ارمنستان غربی و اروپای شرقی و یونان در طول 600 سال حکم ترکان عثمانی
4- کشتار صدها هزار ارمنی و آسوری در 1915 توسط اکراد (یگانهای حمیدیه) بنا بر امرپانترکان عثمانی (گروههای فاشیست و نژاد پرست موسوم به ترکهای جوان و کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی) بگونه ای که شرق آناتولی را از وجود ارامنه پاک کرده و اراضی ارامنه میان اتراک و اکراد تقسیم شد مانند شهرهای وان و ارض روم و قارص و باطوم و ملاطیه و ...که قبلا اکثریت ارمنی داشتند.
5- کشتار دهها هزار آسوری توسط اسماعیل آقا سمکو در استان شمال غربی ایران ازجمله ترور مارشیمون رهبر آسوریان در حین مذاکره ونیز غارت مهاباد توسط سمکو در جنگ جهانی اول
6- کشتار هزاران آسوری در 1933 توسط ژنرال کرد ارتش عراق ابابکر صدقی در شمال عراق
7- همکاری همه جانبه (نظامی و جاسوسی و ..) گروههای کرد ایرانی (کومله و دمکرات) با حزب بعث عراق در جنگ ایران – عراق
8- همکاری گسترده اکراد عراق(بارزانی ها و طالبانی ها) با رژیم های سلطنتی و جمهوری در ایران بر ضد حکومت های متوالی درعراق
9- حمایت گسترده اکراد ترکیه و سوریه( پ ک ک و پ ی د) از بشار اسد بر ضد مردم عرب این کشور و سعی در اخراج و کشتار قبایل عرب و آسوری شمال شرق سوریه با حمایت آمریکا و روسیه برای ایجاد کشور کردی در شمال آن کشور
10- پاکسازی قومی آسوریان و اقلیتهای قومی و مذهبی در شمال بین النهرین توسط حکومت کردها در شمال بین النهرین و تبانی مسعود بارزانی با گروه داعش در تسلیم شنگال به این گروه تبهکار و نسل کشی یزیدی ها ( اقلیتهای آسوری و سریانی و یزیدی و شبک در استانهای کرکوک و موصل و اربیل بزرگترین مانع برای تشکیل کشور کردی در شمال عراق هستند و نابودی آنها توسط داعش کمک بزرگی به رویای بارزانی و ناسیونالیستهای کرد بود) http://www.sotkurdistan.org/index.php/2016-01-22-18-25-53/2016-01-27-19-29-08/item/5626-2016-08-03-21-07-19
11- امید بستن اکراد به حملات نظامی ویرانگر آمریکا و ناتو و اسراییل و حتی روسیه به کشورهای چهارگانه (ایران و عراق و سوریه و ترکیه) برای فروپاشی آنها و ایجاد دولت مستقل کردی
ادامه
99
چگن  , naoozi
در ابتدای بحران سوریه ترکها وتا حدی قطر و سعودی جانب معارضان سوریه را گرفته و با توجه به اکثریت بودن اعراب سنی مذهب(75%) کمکهای ایران و سوریه نتوانست بشار اسد را که متکی بر اقلیت(کمتر از 10 درصد) هوادارش بود حفظ کند تا اینکه کردها در پهنه سوریه پدیدار شده و بر تقریبا تمام مرز بین ترکیه و سوریه که حدود 800 کیلو متر است مسلط شدند. بهانه اصلی کردها داعش بود و طبق سناریوی آمریکایی ها هرجا که قرار بود بدست کردها افتد ابتدا داعش آن را از دست معارضان سوری میگرفت و سپس تسلیم اکراد میکرد به این ترتیب کردها که کمتر از 8 درصد جمعیت سوریه را تشکیل میدهند بر بیش از 40 درصد از خاک آن کشور مسلط شدند ودر نواحی مانند تل ابیض و عین العرب و منبج و عفرین و کل مرز مشترک باترکیه با تغییر دموگرافی و اخراج عربها و سریانی ها و دیگران سه کانتون منفصل خود را بهم پیوسته و بقول معروف روج آوا را بوجود آوردندو این درحالی است که بیشتر اکراد سوریه مهاجرانی اند که در قرن گذشته از جنگ و ستم ترکها در آناتولی فرار کرده و به سوریه رفته اند. کنترل مرز بین ترکیه و سوریه توسط کردها سبب قطع ارتباط آنکارا با شهرهای مهم سوریه مانند حلب و حماه و حمص شد و در نتیجه یکی پس از دیگری از دست معارضان گرفته شده و پس از بمبارانهای وحشتناک توسط روسیه و رژیم اسد به کنترل آنهادر آمدند زیرا حامی اساسی معارضان سوری ترکیه بود و قطع ارتباط ترکیه توسط شورشیان کرد به منزله خفه کردن معارضان سوری بود. در ضمن ترکیه که هدف اولیه اش اسقاط رژیم اسد بود از ترس تقسیم سوریه توسط اکراد که بشدت مورد حمایت آمریکا و اسراییل و اوروپا و حتی روسیه اند ناچار با روسها و ایران کنار آمده و عملا بشار اسد با این بازی کردها نجات یافت. حال سوال این است که چگونه کردها که دهها سال است ادعای دموکراسی دارند اینگونه جانب دیکتاتور را میگیرند؟ پاسخ به این سوال راحت است زیرا در ابتدای قرن بیستم اکراد در نسل کشی میلیونها ارامنه و آسوریان و یونانی ها در آناتولی و شمال عراق نقش محوری داشته و بدون کمک آنها ترکان عثمانی قادر بانجام آن نبودند و اساسا استراتژی آنها برپایه فرصت طلبی است حتی از فرصتی مانند داعش و زلزله هم استفاده میکنند در حمله داعش به عراق مسعود بارزانی که بیش از یک صد هزار نیروی مسلح دارد در برابر یک هزار نفر داعشی نتوانست سنجار را حفظ کند و آنرا به داعش سپرد تا کردان یزیدی را فدا کرده و با کالای آن سودا کند. در قضیه زلزله سرپل ذهاب در فضای مجازی پانکردها ادعا کردند که توطئه آمریکا و ایران است برای نابودی ملت کورد!!!!!!!!! اما سوال این است آمریکا چرا؟ مگر نه اینکه رهبران شما از جمله بارزانی ها و احزاب شما ازجمله کومله و دموکرات و پ ی د و پ ا ک و پژاک و ..... سالهاست در خدمت آمریکا و اسراییل هستند؟ مگر شما کردها تنها قومی در خاورمیانه و جهان اسلام نیستید که آمریکا روی شما حساب میکند و پرچم اسراییل را به اهتزاز در می آورید؟
ادامه
چگن  , naoozi
چندی پیش یکی از خوانندگان در پیامی از ضیاء صدرالاشرافی نقل قول کرده بود که «رضا شاه نام ممالک محروسه‌ی ایران را تغییر داد به مملکت ایران و بلایی بر سر ملت‌های مختلف ایران (بلوچ و کُرد و آذربایجان و ...) آورد که هنوز دست به گریبانیم».

تصمیم گرفتم این مطلب را به بررسی برخی از ادعاهای آقای صدرالاشرافی بپردازم، هرچند پیشتر در مطلبی به نام زبان‌کُشی به اصطلاح بی‌معنای «پانیسم» پرداختم که او با افتخار می‌گوید که خودم ساخته‌ام.

آقای ضیاء صدرالاشرافی در گفت‌وگویی با روزنامه‌ی شهروند در شهر تورنتوی کانادا به سال ۲۰۰۷ م. / ۱۳۸۶ خ. همان ادعاهای بی‌پایه‌ی پان‌ترکان را تکرار کرده است. بسیاری از این سخنان از شدت بی‌معنا بودن و بی‌پایه بودن نیازی به پاسخ ندارند. برخی دیگر نیز در جاهای دیگر به تفصیل پاسخ داده شده‌اند. من تنها برای یادآوری این مطلب را می‌نویسم.

{{ضیاء صدرالاشرافی: جوک گویی به «تجزیه‌طلبی» دامن می‌زند و هر نوع رابطه عاطفی و مهر انسانی را می‌سوزاند و خاکسترش را هم به باد حماقت می‌دهد.}}

یکی از بهانه‌هایی که تجزیه‌طلبان می‌گیرند وجود «جوک‌های قومی» است. من هرگز و به هیچ گونه این جوک‌ها را تایید نمی‌کنم و ریشخند و مسخره کردن دیگران را زشت و نادرست می‌دانم. اما واقعیت آن است که در تمام کشورهای دنیا مردم هر شهری برای شهر دیگر جوک و لطیفه می‌سازند. مردم نیویورک برای واشینگتن و نیوجرسی جوک می‌سازند، مردم نیوجرسی برای نیویورک و بوستون، مردم کالیفرنیا برای مردم آریزونا، مردم تورنتو برای مردم ونکوور، مردم پاریس برای شهرهای دیگر فرانسه، مردم هامبورگ برای مردم باواریا، مردم لندن برای شهرهای دیگر انگلستان، مردم بمبی برای مردم دهلی و دیگر شهرهای هندوستان، و ... در خود ایران مردم تبریز برای مردم اورمیه، مردم بروجرد برای خرم‌آباد، مردم خرم‌آباد برای بروجرد، مردم مشهد برای بیرجند، شیراز برای کازرون و ... لطیفه می‌سازند.

خلاصه در همه جا و در همه زمان‌ها مردم لطیفه ساخته‌اند و می‌سازند. این که چنین لطیفه‌هایی را بهانه کنیم و آن را ریشه‌ی تجزیه‌طلبی بدانیم بسیار کودکانه و غیرعقلی است. ضمن آن که زندگی در کشور که بازی فوتبال کودکان نیست که وقتی توپ را به ما ندهند قهر کنیم و دروازه را برداریم با خودمان ببریم خانه‌مان! با توجیه ایشان باید رابطه‌ی عاطفی تمام مردم دنیا سوخته باشد و خاکستر شده باشد و پس از این تمام شهرهای دنیا باید از هم مستقل شوند و هر یک کشوری جداگانه بشوند تا دیگر کسی برایشان جوک نسازد و بتوانند «هویت»شان را حفظ کنند.

{{ضیاء صدرالاشرافی: باید برای برافتادن این ملی‌گرایی قومی و استقرار ملی‌گرایی مدرن بکوشند، که در درجه اول به نفع خودشان است. دمکراسی استثنا برنمی‌دارد. اگر در مقابل این سیل هویت‌خواهی فرهنگ‌های محکوم دیر به خود بجنبند، نه "شاید و محتملا" که حتما دیر خواهد شد.}}

جالب است که ایشان ملی‌گرایی موجود در ایران را (که تاریخی چندهزار ساله دارد) ملی‌گرایی قومی می‌داند و خواستار ملی‌گرایی مدرن است. اما این ملی‌گرایی مدرن مورد نظرشان بر پایه‌ی هویت‌های قومی است یعنی به قول خودشان قوم ترک و قوم کرد و قوم بلوچ و ...!

«هویت‌خواهی» که نام بزک کرده‌ی «تجزیه‌طلبی» است سیل نیست بلکه جویبار بی‌رمقی است که با پول بیگانگان و و بیل همفکران آقای صدرالاشرافی ادعای بنیان‌کن بودن دارد. ضمن آن که فرهنگ محکوم کدام است؟ فرهنگ محکوم در شرایط امروز ایران، همانا فرهنگ ایرانی است که از در و دیوار برایش می‌بارد.

{{ضیاء صدرالاشرافی: به طور خلاصه شرایط لازم ملت بودن عبارتند از: پول، پرچم، و دولت مستقل داشتن که در پایتخت از مرزهایش با گمرک و نیروهای انتظامی و ارتش دفاع می‌کند و در سازمان ملل متحد برای دولت آن ملت یک کرسی با رای برابر اعطا می‌شود. اما شرط کافی و ماهوی ملت شدن که یک روند و پروسه است طولانی است.}}

به قول معروف: ایشان که به این خوبی لالایی بلدند چرا خوابشان نمی‌رود. مردم ایران هزاران سال است این فرایند یا به قول شما پروسه‌ی طولانی را طی کرده‌اند. پرسش من از او این است که در کشور ایران چند پول و چند پرچم و چند دولت مستقل وجود دارد که ایشان و همفکرانشان به پیروی از «رفیق استالین» ایران را کشور «کثیرالمله» می‌خواندند؟

{{ضیاء صدرالاشرافی:
اصل برابری:
ـ برابری تباری-نژادی (در معنی رنگ پوست و فنوتیپ آن)
ـ برابری دینی-عقیدتی که از آن به سکولاریسم وشکل کامل آن لائیسیته می توان نام برد.
ـ برابری جنسی: زن با مرد در احراز مقامهای اجتماعی.
ـ برابری سیاسی و حقوقی شهروندان.
عدم برابری حقوقی بخشی از شهروندان به دلیل تبار و نژاد، رنگ پوست (آپارتاید افریقای جنوبی قبل از ماندلا) و نیز به سبب دین (که از ۱۳۵۷ تاکنون در ایران شاهدش هستیم) و یا زبان (که از ۱۳۰۴ یعنی شاه شدن رضاخان پهلوی تا امروز) و بالاخره به سبب جنسیت (زن بودن) بیانگر آن است که ما با دولت و ملت مدرن سروکار نداریم.}}

من وجود نابرابری‌ها را در ایران انکار نمی‌کنم. اما ایشان را به خواندن تاریخ دعوت می‌کنم (البته تاریخ واقعی، نه آنها که دولت باکو منتشر می‌کند یا «پروفسور زهتابی»ها و «پروفسور هیئت»ها می‌نویسند). اگر شرط دولت مدرن تمام این برابری‌ها باشد کشور امریکا تا دهه‌ی ۱۹۶۰ م. کشور مدرنی نبود زیرا زنان تا دهه‌ی ۱۹۲۰ حق رای نداشتند و سیاهان تا دهه‌ی ۱۹۶۰ م. از نظر حقوقی حق برابر نداشتند (گرچه هنوز نیز در برخی ایالت‌های امریکا به شدت در حق سیاهان تبعیض می‌شود). هنوز هم در امریکا برابری دستمزد بین زن و مرد وجود ندارد.

از زمان رضا شاه چه رخداد زبانی بوده که ایشان آن را در فهرست آورده است. لابد پیش از رضا شاه مردم ایران به زبان قبیله‌ی «بالابومبا» سخن می‌گفتند و امروزه فراموش شده است؟ پان‌ترکان در تاریخ تخیلی و جعلی خویش زمان رضاشاه را زمان رسمی شدن زبان پارسی می‌دانند، حال آن که زبان پارسی دست کم از زمان ساسانیان زبان مشترک مردم ایران بوده است. در زمان انقلاب مشروطه هم که خواستند قانون اساسی بنویسند این مشترک بودن را به صورت رسمی در قانون اساسی گنجاندند. پان‌ترکان همواره اصرار دارند که بگویند ایران هزار سال زیر فرمان ترکان بوده است اما در همان هزار سال هم زبان اداری و رسمی و مشترک ایران زبان پارسی بود نه زبان ترکی. در دوران قاجارهای ترک‌زبان نیز زبان رسمی ایران زبان شیرین پارسی بود. آمدن رضاشاه هیج تغییری در این وضعیت زبانی ایجاد نکرد.

{{ضیاء صدرالاشرافی: وقتی زبان مادری دو سوم اهالی کشور از نظر آموزش ابتدایی در مدارس ممنوع است امکان ندارد که ملت مدرن ظهور کند. زبان رسمی یعنی بقیه غیررسمی هستند...}}

اینجا می‌بینیم که باز به آمارهای دروغ و نادرست درباره‌ی بافت جمعیتی مردم ایران (به ویژه آمار اتنولوگ) اشاره شده که پیشتر بدان پرداخته‌ام (برای نمونه: رضا براهنی و آمار یا به صورت مفصل در پایگاه آذرگشنسپ: متن پارسی و متن انگلیسی) و تکرار نمی‌کنم.

ادعای بی‌پایه‌ی دیگر در این بند «ممنوع بودن» زبان مادری است. شما قانونی را نشان بدهید که بر اساس آن آموزش زبان مادری در ایران ممنوع باشد. در قانون اساسی ایران آمده است که زبان رسمی ایران زبان پارسی است و آموزش زبان‌های قومی و محلی در کنار آن آزاد است. مشکل این است که پان‌ترکان می‌خواهند زبان پارسی را بردارند و تنها زبان ترکی را با آموزه‌های پان‌ترکی و باکویی و ضدایرانی در مدرسه‌ها آموزش دهند.

وجود زبان رسمی برای آسان‌سازی کارها است نه برای «غیررسمی» کردن دیگر زبان‌ها. شما فکرش را بکنید که زبان رسمی وجود نمی‌داشت. آن گاه هر کس مجبور می‌شد تنها در همان استان یا شهر یا روستای خودش زندگی کند و در هیج جای دیگر نمی‌توانست کار پیدا کند یا درس بخواند. مثالی می‌زنم هرچند نادقیق است: همین امروز در سطح جهانی زبان انگلیسی خود را به عنوان زبان رسمی تحمیل کرده است و هر کسی که انگلیسی بداند امکان کاریابی در سطح جهانی برای او بیشتر است. زبان رسمی نیز همین حالت را در سطح کشور دارد. کسی درباره‌ی زبان انگلیسی چیزی نمی‌گوید چون باور کرده‌اند که دانستن زبان انگلیسی باعث می‌شود موقعیت کاری و زندگی بهتری در جهان داشته باشید (راست یا دروغ به بحث فعلی ما ربطی ندارد). اما زبان پارسی که از زمان پس از اسلام یعنی دست کم نزدیک ۱۲۰۰ سال در سراسر ایران به عنوان زبان مشترک استفاده می‌شود و همه با جان و دل آن را پذیرفته‌اند و آثار ادبی و هنری خود را به آن پدید آورده‌اند ناگهان هدف حمله می‌شود.

ولی به قول معروف «تمام این حرف‌ها بهانه است...» یا به قول کمی قدیمی ترها: «پَری‌رو تاب مستوری ندارد». آقای صدرالاشرافی بالاخره طاقت نمی‌آورد و رو راست حرف دلش را می‌زند:

{{ضیاء صدرالاشرافی: وقتی ژئوپلتیک منطقه و جهان تغییر کرده است (پایان کمونیسم شوروی)، ما نمی‌توانیم به قول دهخدا با گفتن «انشالله گربه است» خود را به بی‌اعتنایی بزنیم.
وقتی هفت میلیون نفر از همزبانان و هم‌تباران منِ آذربایجانی تبدیل به ملت-دولت جمهوری آذربایجان شده و در سازمان ملل متحد عضو گردیده و تمام شرایط ظاهری ملت را مثل کشور و ملت ایران و سایر ممالک منطقه دارا می‌باشند، مگر می‌شود به مردمان پیشرفته آذربایجان قوم و تیره و... گفت.
وقتی جلال طالبانی (کُرد عراقی)، رئیس جمهور کشور عراق شده است «قوم و تیره» نامیدن کردان مانند ترکان آذربایجانی، دشمن‌تراشی است. زیرا اغلب گویندگان فارسی‌زبان متوجه نیستند که دارند به مخاطبشان اهانت می‌کنند.
وقتی اعراب ساکن خوزستان - که خود آنجا را «اهواز» می‌نامند - می‌بینند که ۸۰ درصد ثروت کشور از سرزمین آنها درمی‌آید و حتی مجلس «دکتر احمدی‌نژاد» بودجه ۵/۱ درصد را هم تصویب نمی‌کند و در آن سو، در دوبی، امارات، کویت و . . . می‌بینند همزبانان و هم‌تباران آنها در چه وضعی زندگی می‌کنند، انتظار دارید به خاطر لفظ «ایران، یا زبان فارسی و مذهب شیعه» به قول سعدی: بنشینند و صبر پیش گیرند! }}

یعنی ایشان بوی پول و کباب به مشامشان خورده است و دامن از کف داده‌اند بلکه از این نمد کلاهی گیرشان بیاید.

ما کردها را قومی ایرانی می‌شناسیم. چرا وقتی آتاتورک محبوب شما آنان را «ترک کوه‌نشین» نامید و دولت‌های ترکیه نیز همین اصطلاح را حفظ کردند صدایتان در حمایت از کردها درنیامد؟ اما وقتی برای تجزیه‌طلبی‌تان می‌شود بهانه پیدا کرد، ناگهان یاد کردها می‌افتید؟

تجزیه‌طلبان استان خوزستان ایران را کشور الاحواز می‌نامند. دست کم با ادبیات دیگر تجزیه‌طلبان همپالگی‌تان آشناتر باشید. نخست آن که اهواز شهری از خوزستان است و این دو با هم فرق دارند. انگار بگویید کشور تورنتو. دیگر آن که در استان خوزستان - که به اشتباه یا از روی غرض استان عرب‌زبان خوانده می‌شود - درصد لرهای بختیاری و دیگر غیرعرب‌زبانان بسیار بیشتر از عرب‌ها است و عرب‌ها بیشتر در روستاها زندگی می‌کنند. خوزستان فقط سرزمین مردم ساکن در آنجا نیست بلکه بخشی از سرزمین ایران است و به تمام مردم ایران تعلق دارد. همان طور که تهران و تبریز و مشهد و اصفهان و شیراز و ... به همه‌ی مردم ایران تعلق دارد.

شما اصلا معنا و اهمیت «لفظ ایران» و «زبان پارسی» را در تاریخ و تمدن و فرهنگ جهان نمی‌فهمید. هیج از خودتان پرسیده‌اید چرا همان «هم‌زبانان و هم‌تباران» شما در آن سوی ارس این گونه به دست و پا افتاده‌اند و برای خودشان تاریخ و فرهنگ جعل می‌کنند و از تاریخ ایران دزدی می‌کنند و هر شخصیتی را به خودشان وصل می‌کنند؟ به جای این که پول نفت کشورشان را صرف بهبود زندگی مردم آنجا کنند به یک مشت بیسواد پول می‌دهند که برایشان «هویت‌»تراشی کنند. همه‌ی اینها برای اهمیت همان لفظ است که به نظر شما نمی‌شود به خاطرش بنشست و صبر پیش گرفت. خوب است که خودتان می‌گویید جمهوری [جعلی] آذربایجان (در اصل: اَران) «شرایط ظاهری» ملت را دارد.

{{ضیاء صدرالاشرافی: به راستی بایستی طرحی نو دراندازیم وگرنه زمین ما شکافته و تکه تکه خواهد شد. این پیش‌بینی را من آرزو نمی‌کنم، اما همبستگی ما (اقوام، ملیت‌ها یا ملل) محکوم در ایران، با ملت، ملیت یا قوم فارس بیش از همبستگی یک زن و مرد در موقع ازدواج عاشقانه (و نه سوداگرانه) شان نیست. همچنان که هر انسان خانواده دوست و عاقلی، با طلاق مخالفت می‌کند، اما طرفدار حق طلاق است، من نیز به عنوان یک فدرالیست طرفدار استقلال ملت یا ملیت یا اقوام محکوم در ایران نیستم، اما از حق استقلال طرفداری می‌کنم. چنان که جهان متمدن طرفدار آن است. آنها خود را استقلال‌طلب می‌نامند که یک انتخاب سیاسی است و شما آنها را تجزیه‌طلب می‌نامید.}}

مقایسه‌ی تجزیه‌ی کشور با طلاق جالب است. شما به بچه‌های این طلاق فکر کرده‌اید؟ شما اگر هوس همسایه را کرده‌اید چرا می‌خواهید زندگی دیگران را به هم بریزید. خیلی راحت به همان کشور دوست‌داشتنی‌تان بروید و در کنار «هم‌تبارانتان» زندگی کنید که «شرایط ظاهری» ملت شدن را دارند اما هنوز تاریخ و فرهنگی از خودشان ندارند و مانند نیاکان غارتگرشان تاریخ دیگران را غارت می‌کنند.

باز به این دوستان یادآوری می‌کنم امروز چیزی به نام «قوم فارس» در ایران وجود ندارد. قوم باستانی پارس پس از اسلام کم کم با دیگر قوم‌ها و مردمان این سرزمین در هم آمیخته است. امروز ما مردم پارسی‌زبان داریم نه قوم فارس.

{{ضیاء صدرالاشرافی: تاکید می‌کنم فارس‌ها باید خود را تعریف کرده و بنا به اصل برابری شهروندان، همان تعریف را به بقیه هم جاری بسازند. اگر ملت فارس هستند ما هم ملت ترک و کرد و عرب و بلوچ و ترکمن و لر . . .هستیم. و اگر قوم و تیره و ملیت اند ما نیز همانیم. با نام ایران (که نام سرزمینی است و به یکسان به عنوان ملک مشاع به همهء ساکنان آن تعلق دارد) نمی‌شود اکثریت ساکنان را بی‌هویت کرد! آنها می‌گویند ما پاسپورت ایرانی داریم، اما ملتی به نام ایران وجود خارجی ندارد، بلکه به طور مشخص ترک و فارس و کرد و عرب و لر و بلوچ و ترکمن و مازندرانی و گیلانی و ... وجود دارد.}}

ایشان خودشان مسئله طرح می‌کنند و خودشان هم حل می‌کنند. ما می‌گوییم قوم فارس وجود ندارد. اما ایشان می‌فرماید قوم فارس خودش را تعریف کند. اگر ملت است ما هم ملت ایم.

شگفتا! ایشان می‌گوید ملتی به نام ایران وجود خارجی ندارد؟؟؟؟؟ بلکه به طور مشخص ترک و کرد و عرب و لر و مازندرانی و گیلانی وجود دارد. با این حساب ملتی به نام امریکا هم وجود خارجی ندارد بلکه نیویورکی و واشنگتنی و لس آنجلسی و تگزاسی وجود دارد. پریشان ذهنی و پریشان حالی تا کجا؟

{{ضیاء صدرالاشرافی: یا مرجوع به نژاد موهوم آریائی می‌باشیم، در این صورت به آنها به چشم شیادان سیاسی نگاه می‌کنیم که بازگوکننده‌ی عقایدی هستند که امتحان جنایت و جهالت خود را به نام «نازیسم» نیم قرنی است داده و اینان هنوز در خواب احیاء آن، نه در کشور تک زبانی آلمان، که در کشور ایران هستند که جزو ده کشور کثیرالملله جهان در سازمان ملل متحد است.}}

آریایی بودن ایرانیان از واقعیت‌های تاریخی است و ربطی به نازیسم و فاشیسم آلمانی ندارد. درباره‌ی آریایی و ربط آن به نازیسم می‌توانید به وبلاگ روزنامک نگاه کنید از جمله: آریایی: تعیین تکلیف با یک واژه.

اما از ایشان می‌خواهم از آن ده کشور «کثیرالمله»ی جهان که عضو سازمان ملل هستند چند تا را نام ببرد و به خود سازمان ملل هم خبر بدهد که سر سازمان ملل کلاه نرود زیرا کشوری که چند ملت در آن هستند نمی‌تواند به عنوان یک کشور در سازمان «ملل» ثبت شده باشد.
ادامه
7
2
4
چگن  , naoozi
امروزه تصور میشود که شمال عراق و شمال سوریه و جنوب شرق آناتولی از دیرباز تاریخ کرد نشین بوده و اکراد پابه پای اقوام آسوری و سریانی و ارمنی و بابلی و سومری در بین النهرین و آناتولی و سوریه حضور داشته اند.حتی برای تثبیت این توهم عده ای از پانکردها الفبای کردی پیش از اسلام را جعل و ارائه داده اند جلب است که زبانهای پارسی و پهلوی و مادی و هخامنشی که قرنها زبان رسمی خاورمیانه بوده اند هرگزالفبای مستقلی نداشتند و از زبانهای بین النهرین و سریانی و عربی الفبای میخی و سریانی و عربی را به قرض گرفته اند حال این الفبای کهن کردی از کجا سر برآورد جای شگفتی و در عین حال اسباب خنده است.
واقعیت این است که اکراد در اصل سکنه زاگرس بوده اند مانند الوار و لک و بختیاری و..... و با شروع فتوحات سلاجقه ترک در آناتولی( دولت روم شرقی) پای کردها به آناتولی شرقی باز شد در این هنگام کردها بعنوان مزدور در واحد های سلاجقه خدمت میکردند و بتدریج بر نیمه شرقی آناتولی که ارمنی نشین بود غلبه کرده و مهاجرت اکراد و نیز اتراک به داخل آناتولی قوت گرفت البته فتوحات اتراک سلاجقه و عثمانی به غرب آناتولی هم سرایت کرده که در آن هنگام یونانی نشین بود ودر یک هزار سال اخیر این روند ترکسازی و کردسازی در شرق و غرب آناتولی ادامه یافت تا اینکه در پایان جنگ دوم جهانی و زوال دولت عثمانی اکراد حمیدیه( تابع سلطان عبدالحمید) با اوامر ناسیونالیستهای ترک کمیته باصطلاح اتحاد و ترقی برای همیشه ارامنه را از شرق آناتولی پاکسازی کرده و صاحب اراضی و مایملک آنها شدند و در غرب آناتولی هم با کوچ اجباری 5 میلیون یونانی به خاک اصلی یونان غرب آناتولی هم یک دست ترک نشین شد.
در شمال عراق و شمال شرق سوریه حضور کردها به عصر هلاکو بر میگردد و تا آن موقع شهرهای عمدتا کرد نشین امروز مانند اربیل و کرکوک و دهوک وحکاری و قامشلو و حسکه و.... نه کرد نشین بلکه آسوری نشن بوده و نام آسوری این شهرها همگی دلالت بر این مطلب دارد لکن با حمله هلاکو بداخل حوزه خلافت عباسی با تحریک خواجه نصیر الدین طوسی اکراد در معیت مغولان شروع به فتح و تخریب و کشتار در مناطق مزبور زده و به تدریج این مناطق با طوایف کوچنده و جنگجویان کرد و ترکمن مجددا مسکونی گردید. پس وواقعیت این است که شمال عراق و سوریه و جنوب شرق آناتولی (ترکیه) در اصل ملک آسوری ها و سریانی ها و ارامنه بوده ودر کمتر از 900 سال اخیر به تدریج به دست اکراد افتاده و حال اکراد از ارامنه و آسوری ها و سریانی ها بعنوان مسیحیان کرد تبار!!!!!! یاد میکنند. ودر این زمینه چیزی از پانترکها کم ندارندبا این تفاوت که پانکردها بشدت مورد حمایت مادی و معنوی از امپریالیزم و رسانه های غربی بوده و برای اهداف آتی یعنی نا امن کردن و تضعیف و تجزیه خاورمیانه برگزیده شده اند.
ادامه
چگن  , naoozi
http://8pic.ir/images/z5lmiz5ms8t69oaov02c.jpg
این سند یا میثاق توسط بزرگان پاوه در سال 1228 قمری نگاشته شده و ممهور به مهر ملا حسین قاضی اورامان( هورامان) است که درآن بزرگان پاوه و هورامان خواهان اتحاد در برابر اکراد شده اند و این سند نشان میدهد که مردم پاوه و هورامان در گذشته خودرا کرد نمی دانستند.
بر سالکان مسلک خلاصه موجودات وناهجان منهج صراط مستقیم حضرت سید السادات وارباب ذی عقارات وو املاکات و بایعات وکافه اهل قراء ظاهر و هویدا و مبرهن باد چونکه سابق بر این در زمان مستقیل سبب به قریب العهدی حضرت حبیب ملک علام و دینداری تابعین ملت خیر الانام و به نیروی قوت بازوی اسلام کافه اهل صناعات و حرفات و تجارت و کاسبین از برزگری و باغبانیو دهقانی و سایر وجه زندگانی طریق خداشناسی و پاس پاسایی حق و نمک شناسی و اجتناب (من حل صراط فقد کفر) ملحوظ و منظور و پیشنهاد خاطر اسلام مطاع خود کرده اصلا بدون اطلاع و صوابدید صاحب اموال دخل و تصرفات از حبوبات و منقولات و فواکهات و ثمورات نکرده وخیانت در امانت از جمله کفر میدانستند بدانجهت ارباب عقارات و باغات کسانی را به باغبان قرار داده که ثلث از محصولات ثمورات املاکات اجره منجمله باغبانی ایشان معین کرده...... مرتبه به مرتبه سبب ضعف مسلمانی و بعد عهود حضرت رسالت پناهی اکثر عبادالله از ... دین نبوی و آیین و روش حضرت مصطفوی منحرف و طریق بی دینی و خیانت در بر گرفته خاصه طوایف اکراد خیانت بنیاد و فاسد الاعتقاد کالجراد و اولئک کالانعام بل هم اضل... دایم الاوقات اموال مسلمان را حلال دانسته از تری و خشکی و شره و و محصولات باغات ثلث به مصرف صاحب مال رسیده وحصه زیاد به مصرف خود رسانیده اند چونکه خیانت آن گروه ضلالت بنیاد به سر حد کمال رسید و ضرر و نقصان کلی به مسلمانان میرسانیدند و غبن فاحش افحش رابه صاحب املاکات و باغات میدادند بناء علی ذلک مراتب در تاریخ سنه 1228 از هجرت حضرت خیر البریه علیه افضل الصلاه و اکمل التحیه از ابتدای حکمرانی و عنفوانی جوانی سلاله جلیله... معظمیه و دایره وجود وسخاوت و گوهر گرانبهای بحر جلالت و رفعت و نور فروزان جمال با کمال احسان و عدالت طلیعه صبح صادق دودمان... صادق خان ادام الله تعالی و... عمره و اقباله و ابقاه الی یوم ...بحسب الامر مطاع امیر معظم ... و بحسب الرضای صاحب باغات و املاکات و عقارات به تحریر و ترقیم این مراسله لعنت نامه ابدی ختامه ختم گردید من بعد بقید حیات الی وقت المات ربع از ثمورات محصولات باغات برای باغبان قرارداد گردید هر کس از تخته قاپی و احشامی بعنوان باغبانی مرتکب شود سه حصه از محصولات مزبور برای صاحب مالو یک حصه برای باغبان قرار اختیار نمودیم زیاد از این کسانی که خلاف این بدعت حسنه و ایجاد مجدد مستحسنه.....این مراتب جواب و و این مرام مآلا کلام شود و بخلاف روی ریش سفیدان و کدخدایان و ملایان و رعایا و مرایا و صاحب عقارات و باغات عمل نماید به لعنت و ... نفرین حضرت رسالت پناهی و مورد لعن و طعن نوع انسانی بود .و بصیغه نذر مبلغ ده تومان بحاکم وقت دادنی باشد و بعذر و تعلل موقوف نگردد رحمت ایزدی برآن کس باد بعد از این ملاحظه این جهت ......
ادامه
3
2
3
الهام تابش , tabesh63elham
سه شنبه 3 اسفند ، 11:09
اصلا کردها از کجا اومدن. بعید میدونم ایرانی باشن بیشتر شبیه بلوچهای سیاه پوشن
ادامه
سروش  , 3eri
سه شنبه 1 تیر ، 11:35
همین الانشم تعداد کمی از هورامی ها خود رو کرد میدونند
ادامه