لیست دوستان :: 168
لیست کلوبها :: 13
لیست توصیفنامه ها16 دی 85 - 19:54 | |
زنها !!!
ü مثل شبکه اینترنت هستند : از هر موضوعی یک فایل اطلاعاتی دارند.
ü مثل چسب دوقلو هستند : اگر دستشون با گوشی تلفن آشنا بشه دیگه باید سیم را برید.
ü مثل کنتور برق هستند : هر از چند سالی یک بارسن آنها صفر می شود.
ü مثل موتور گازی هستند : پر سر و صدا کم سرعت و کم طاقت.
شوخی نامه مردها
مردها !!!
ü مثل جای پارک هستند :خوبهاشان قبلا اشغال شده و آنهایی که با قی مانده اند یا کوچک هستند یا جلوی درب منزل مردم.
ü مثل ذرت بوداده هستند : بامزه اند! ولیجای غذا را نمی گیرند.
ü مثل موز هستند : هرچه پیر تر می شوند وارفته تر می شوند و دیگر قابل تحمل نیستند.
ü مرد موجودی بیچاره : وقتی به دنیا می آید همه حال مامانش رو می پرسن .وقتی ازدواج می کنه همه میگن چه عروس خوشکلی . وقتی میمیره همه میگن بیچاره زنش.
|
29 آذر 85 - 22:44 | |
baba key hassiiiiin?
|
15 آذر 85 - 07:50 | |
كودكی كه آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:
می گویند كه فردا مرا به زمین می فرستی
اما من به این كوچكی و ناتوانی
چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟؟
خداوند پاسخ داد:
از میان فرشتگان بیشمارم
یكی را برای تو در نظر گرفته ام.
او در انتظار توست و حامی و
مراقب تو خواهد بود.
كودك همچنان مردد و ادامه داد
اما اینجا در بهشت من جز خندیدن
و آواز و شادی كاری ندارم.
خداوند لبخند زد :
فرشته ی تو برایتآواز خواهد خواند و
هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او
را احساس خواهی كرد و شاد خواهی بود.
كودك ادامه داد :
من چطور می توانم بفهمم
كه مردم چه می گویند در حالی
كه زبان آنها را نمی دانم.
خداوند او را نوازش كرد و گفت:
فرشته ی تو زیباترین وشیرین ترین
واژه هایی را كه ممكن است بشنوی در
گوش تو زمزمه خواهد كرد و با
دقت و صبوری به تو یاد خواهد
داد كه چگونه صحبت كنی.
كودك با ناراحتی گفت:
اما اگر بخواهم با تو صحبت كنم چه كنم؟؟
و خدا برای این سئوال هم پاسخی داشت؟
"فرشته ات دستهای تو را در كنار هم
قرار خواهد داد و به تو می آموزد كه چگونه دعا كنی."
كودك سرش را برگرداند و پرسید:
شنیده ام كه در زمین انسانهای بد
هم زندگی می كنند. چه كسی
از من محافظت خواهد كرد؟؟
خدا گفت :
فرشته ات از تو محافظت
خواهد كرد حتی اگر به
قیمت جانش تمام شود.
كودك با نگرانی ادامه داد :
اما من همیشه به این دلیل
كه نمی توانم تو را ببینم
غمگین خواهم بود.
خداوند لبخند زد و گفت :
فرشته ات همیشه درباره من
با تو صحبت خواهد كرد
اگرچه من همیشه در كنار تو هستم.
در آن هنگام بهشت آرام بود
- اما صداهایی از زمین به گوش می رسید.
كودك می دانست كه بزودی
باید سفر خود را آغاز كند
.پس سوال آخر را به آرامی از خداوند پرسید :
خدایا اگر باید هم اكنون به دنیا بروم
لا اقل نام فرشته ام را به من بگو.
خداوند او رانوازش كرد و پاسخ داد :
نام فرشته ات اهمیتی ندارد
ولی می توانی او را "مادر" صدا كنی.
|























