لیست دوستان :: 82
لیست کلوبها :: 527... و من هنوز باکره ام! 4 بهمن 86 - 01:40 |
پدر؛ قصاب کوچه مان گوسفندش را پسرم خواند تکه نانی که به گدایی داده نشد در جوی آب شنا کرد یک خاطره که هیچ وقت زنده نشد، آدمی شد شبیه من و تو، کفاره های تو یعنی چه بوده اند که شدند من؟!
آقایی خانمی را بلند کرد، صدای آخی کوچه را ترکاند، زن حاملۀ همسایه از ترس مرد گدای سر کوچه خاک خورد عجیب است، من هنوز بیکار مانده ام !
گاری ِ ارباب، وزوز ِ ماشینی یک اسب می شود و تربچه های باغ، زیر پای مرگ، خون می خورند عجیب است، تو هنوز هم با مادرم میخوابی !
دیوانه ای سگی رابلند کرد، هاری شیوع یافت آمپول های مذهب ِ تاریک در باسن دختربپه ای ترکید 9 ساله ها هم عاشق شده اند معشوقه ها به غریبه ها داده اند، عاشق ها هوز در گِل عشق دست و پا می زنند عجیب است، چرا من ندیده ام؟
سر گوچه زیر چادر سست، دخترکی ناز می پرد پردۀ یک اتاق پاره می شود پسرکی حال می کند، عاشق می شود دخترکی زود یادش می رود، پاره می شود
تاب تاب عباسی خدا منو نندازی اگه منو میندازی، یواش ترش بندازی بند دلم آب میشه !
لک زده امکه برقصم، با آیین من درآوردی این شهر مگر چه از عرب ها کمترم؟ معشوق اول خویش را ببوسم، با اشتیاق سینه درد را بمکم؛ عجیب است، نکند من خواب مانده اهم !
دنیا بکن بکن شده است و من هنوز باکره ام شاید خرم یا از مردانگی ام به معنای حتمی افتاده ام !
کسی به عشق نمی دهد؟ جواب که نیاید تازه میسوزی، تا آن انتهای مسخره ای که غذای له شده را پس می دهد !
دنیا بکن بکن شده است و من هنوز باکره ام شاید خرم یا از مردانگی ام به معنای حتمی افتاده ام !
|
لیست توصیفنامه ها8 خرداد 87 - 11:57 | |
فقط این رو می گم که کارش درسته دیگه بقیه اش رو خودت حدس بزن |
12 بهمن 86 - 21:20 | |
هر روز به روزه می رود و لب به کام تو نمی ریزم
و درد به جست و جوی تو می فرستم
و آهنگ
لبریز.لبریز..اینجاست میان چشم پاییز دادن
روبروی گلدان کپک زده از سبزی
|
30 دی 86 - 00:26 | |
نگاه کن
که چه درد دارد وقتی برای خواب تو آرامش یعنی مرگ....
از روزمرگی احساس به تنگ آمده ام.... |















