__
لیست دوستان :: 11
لیست کلوبها :: 15
  • نام کلوب :نجف آباد
    نام انگلیسی : najafabad
    تاسیس : 24 اسفند 1383
    401 عضو ، 52 بحث ، 38 آلبوم ، 12 مقاله ، 16 لینک

    نجف آباد

  • نام کلوب :دانشجویان حسابداری
    نام انگلیسی : accounting_students
    تاسیس : 6 خرداد 1384
    1341 عضو ، 355 بحث ، 6 آلبوم ، 9 مقاله ، 6 لینک ، 1 نظرسنجی

    دانشجویان حسابداری

  • نام کلوب :بچه های با مرام و با صف
    نام انگلیسی : bachehai_najafabad
    تاسیس : 16 تیر 1385
    93 عضو ، 27 بحث ،

    بچه های با مرام و با صفای نجف آباد

  • نام کلوب :معین
    نام انگلیسی : moeinmusic
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    1256 عضو ، 146 بحث ، 17 آلبوم ، 8 مقاله ، 1 نظرسنجی

    معین

  • نام کلوب :متولدین اردیبهشت
    نام انگلیسی : ordibehesht
    تاسیس : 21 دی 1383
    5570 عضو ، 194 بحث ، 12 آلبوم ، 5 مقاله ، 8 لینک

    متولدین اردیبهشت

  • نام کلوب :متولدین اردیبهشت
    نام انگلیسی : ordibehesht_born
    تاسیس : 28 دی 1383
    936 عضو ، 131 بحث ، 2 لینک

    متولدین اردیبهشت

راز
15 شهریور 86 - 11:10

یه زخم کهنه روی بالم
یه آسمون که چشم به رام نیست
به غیر واژه غریبی
چیزی توی ترانه هام نیست
حتی یه آینه پیش روم نیست
که اسممو یادم بیاره
تنها ترین مسافر شب
تو خلوتم پا نمیزاره
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
تو هم کنارم نمیمونی
دل من از نژاد عشق
از تو و از ترانه لبریز
یه دنیا غم توی صدامه
مثل سکوت تلخ پاییز
رنگ پرنده غریبم
من از نژاد آسمونم
میون این همه ستاره
من یه شهاب بی نشونم
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
تو هم کنارم نمیمونی
تو هم کنارم نمیمونی
تو هم کنارم نمیمونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمیدونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمیمونی

 

لیست توصیفنامه ها
23 آبان 86 - 18:19
دیر است و دور نیست جشن هزاره ی خواب جشن بزرگ مرداب غوکان لوش خوار لجن زی آن سوی این همیشه هنوزان مردابک حقیر شما را خواهد خشکاند خورشید آن حقیقت سوزان این سان که در سراسر این ساحت و سپهر تنها طنین تار وترانه غوغای بوینک شماهاست جشن هزار ساله ی مرداب جشن بزرگ خواب ارزانی شما باد هر چند کاین های هوی بیهده تان نیز در دیده ی حقیقت سوگ است و سور نیست پادفره شما را روزان آفتابی دیر است و دور نیست شفیعی کدکنی
27 مرداد 86 - 18:57
در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم اول کنم اندیشه ای تا برگزینم پیشه ای آخر به یک پیمانه می اندیشه را باطل کنم آنرو ستانم جام را آن مایه آرام را تا خویشتن را لحظه ای از خویشتن غافل کنم از گل شنیدم بوی او مستانه رفتم سوی او تا چون غبار کوی او در کوی جان منزل کنم روشنگری افلکیم چون آفتاب از پکیم خکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم غرق تمنای توام موجی ز دریای تو ام من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم دانم که آن سرو سهی از دل ندارد آگهی چند از غم دل چون رهی فریاد بی حاصل کنم
__