userinfo close

اینجا جای من نیست *

mr2004

زن 29 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
6 سال و 2 ماه و 1 روز سن کلوبی ،
با هر که دم از عشق بزد یار مشو
 

لیست کلوب ها :: 144

      ,
    تکنولوژی فکر (سفیر )
    درمورد تکنولوژی الهه فکر و خود باوری وضمیر ناخودآگاه
      ,
    اندیشه هاى عطار و مولانا
    ... زبان مولانا زبان دل است دلی بی قرار و سوخته در آتش عشق و عطار، شاعر و عارف بزرگ ایرانی، درد عشق داشت و هر چه گفت، از عشق گفت...
      ,
    جملات قصار
    چشمها را باید شست ،،، جور دیگر باید دید !
      ,
    مثبت اندیشی
    این کلوب میتونه مکانی باشه برای آنانکه دوست دارن تغییر کنن!
      ,
    مجلهء موفقیت
    همیشه به این فکر می کنم که چطور می شه آدما رو با هم متحد و یکصدا کرد, چطور می شه کاری کرد که همه همدیگرو دوست داشته باشن ,پشت هم باشن و یه هدف مشترک داشته باشن و اون هدف حاکمیت صلح و عشق و محبت در سراسر دنیا باشه تو شمارهء 88 مجله ء موفقیت داشتم نامه های مخاطبان رو می خوندم که ازعشقشون به این مجله میگفتن; احساس کردم چقدر این آدما برام آشنان ,چقدر دوستشون دارم با اینکه هیچ کدومشون رو نمی شناسم , یک آن ذهنم جرقه ای زد; اینها همه پیرو مجله ای بودن که پیام عشق و مهربونی رو با خودش داره فکر کردم اگه بشه این آدما رو دور هم جمع کرد چه جمع زیبایی می شه, جمعی که همه همدیگرو دوست می دارن و هدفشون گشترش صلح و دوستیه ******* دوستای خوبم اگه مجله ء موفقیت رو می خونید و به حرفاش ایمان دارید به جمع ما بپیوندید اگرم تا حالا باهاش آشنا نشدید بهتون دوستانه می گم یه بار خوندنش ضرر نداره... به امید اینکه همهء آدما شاد و خوشبخت باشن
      ,
    یا هو مسنجر
    ♥♥این کلوب برای دور هم بودن دوستانی است که از یاهومسنجر استفاده میکنن♥♥

اطلاعات پروفایل

وسیله پنداشتن دیگری غیر اخلاقی ترین عمل دنیاست . اگر دیگری ودیگران را به مثابه وسیله فرض کنی بدان که فساد تا مغز استخوانت نفوذ کرده
کلوب آی دی
cloobid
mr2004
، سن کلوبی : 6 سال و 2 ماه و 1 روز
درباره من
با هر که دم از عشق بزد یار مشو
وضعیت
زن29 ساله مجرد
جنسيت
زن
محل سکونت
Iran
زندگي با
با والدين
تحصيلات
ليسانس
اطلاعات اضافي
این مثنوی حدیث پریشانی من است

بشنو که سوگنامه ویرانی من است

گفتی غزل بگو،غزلم شور و حال مرد

بعد از تو حس شعر فنا شد،خیال مرد

وقتی نقاب محور یکرنگ بودن است

معیار مهرورزی مان سنگ بودن است

دیگر چه جای دلخوشی و عشق بازی است

اصلاً کدام احمق از این عشق راضی است

این عشق نیست

فاجعه قرن آهن است

من بودنی که عاقبتش نیست بودن است

حالا به حرفهای غریبت رسیده ام

فهمیده ام که خوب تو را بد شنیده ام

حق با تو بود از غم غربت شکسته ام

بگذار صادقانه بگویم که خسته ام

بیزارم از تمام رفیقان نارفیق

اینها چقدر فاصله دارند تا رفیق

من را به ابتذال نبودن کشانده اند

روح مرا به مسند پوچی نشانده اند

تا این برادران ریاکار زنده اند

این گرگ سیرتان جفاکار زنده اند

یعقوب درد میکشد و کور می شود

یوسف همیشه وصله ناجور می شود

اینجا نقاب شیر به کفتار می زنند

منصور را هر آئینه بر دار می زنند

اینجا کسی برای کسی "کس" نمی شود

حتی عقاب درخور کرکس نمی شود

جایی که سهم مرد به جز تازیانه نیست

حق با تو بود ماندنمان عاقلانه نیست

ما میرویم چون دلمان جای دیگر است

ما می رویم هر که بماند مخیر است

ما میرویم گرچه ز الطاف دوستان

بر جای جای پیکرمان زخم خنجر است

دلخوش نمی کنیم به عثمان و مذهبش

در دین ما ملاک مسلمان ابوذر است

ما میرویم مقصدمان نامشخص است

هرجا رویم بی شک از این شهر بهتر است

ازسادگی است گر به کسی تکیه کرده ایم

اینجا که گرگ با سگ گله برادر است

ما می رویم،ماندن با درد فاجعه است

در عرف ما نشستن یک مرد فاجعه است

دیری است رفته اند امیران قافله

ما مانده ایم و قافله پیران قافله

اینجا دگرچه باب من و پای لنگ نیست

باید شتاب کرد مجال درنگ نیست

بر درب آفتاب پی باج می رویم

ما هم بدون بال به معراج می رویم
تاریخ عضویت
22 آذر 1384 ساعت 22:43
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.