لیست کلوبها :: 77هفته ی خاکستری 31 تیر 87 - 01:31 |
شنبه روز بدی بود ، روز بی حوصلگی ، وقت خوبی که می شد غزلی تازه بگی
ظهر یکشنبه ی من ، جدول نیمه تموم ، همه خونه هاش سیاه ، روی خونه جغد شوم
صفحه ی کهنه ی یادداشت های من ، گفت دوشنبه روز میلاد منه ، اما شعر تو میگه که چشم
من ، تو نخ ابر که بارون بزنه ، آخ اگه بارون بزنه ، آخ اگه بارون بزنه
غروب سشنبه خاکستری بود ، همه انگار نوک کوه رفته بودن ، به خودم هی زدم از اینجا برو ،
اما موش خورده شناسنامه ی من
عصر چارشنبه ی من ، عصر خوشبختی ماست ، فصل گندیدن من ، فصل جون سختی ماست
روز پنجشنبه اومد ، مثل سقاهک پیر ، رو نوکش یه چیکه آب ، گفت به من بگیر بگیر
روز جمعه ، حرف تازه ای برام نداشت ، هر چی که بود ، بیشتر از اینها واسم گفته بود
زنده یاد فرهاد
روحش شاد |
لیست توصیفنامه ها5 مرداد 87 - 13:02 | |
دل افروز ترین روز جهان، خاطره ای با من هست. به شما ارزانی : سحری بود و هنوز، گوهر ماه به گیسوی شب آویخته بود . گل یاس، عشق در جان هوا ریخته بود . من به دیدار سحر می رفتم نفسم با نفس یاس درآمیخته بود . می گشودم پر و می رفتم و می گفتم : (( های ! بسرای ای دل شیدا، بسرای . این دل افروزترین روز جهان را بنگر ! تو دلاویز ترین شعر جهان را بسرای ! آسمان، یاس، سحر، ماه، نسیم، روح درجسم جهان ریخته اند، شور و شوق تو برانگیخته اند، تو هم ای مرغك تنها، بسرای ! همه درهای رهائی بسته ست، تا گشائی به نسیم سخنی، پنجرهای را، بسرای ! بسرای ... )) من به دنبال دلاویزترین شعر جهان می رفتم ! در افق، پشت سرا پرده نور باغ های گل سرخ، شاخه گسترده به مهر، غنچه آورده به ناز، دم به دم از نفس باد سحر؛ غنچه ها می شد باز . غنچه ها می رسد باز، باغ های گل سرخ، باغ های گل سرخ، یك گل سرخ درشت از دل دریا برخاست ! چون گل افشانی لبخند تو، در لحظه شیرین شكفتن ! خورشید ! چه فروغی به جهان می بخشید ! چه شكوهی ... ! همه عالم به تماشا برخاست ! من به دنبال دلاویزترین شعر جهان می گشتم ! دو كبوتر در اوج، بال در بال گذر می كردند . دو صنوبر در باغ، سر فرا گوش هم آورده به نجوا غزلی می خواندند . مرغ دریائی، با جفت خود، از ساحل دور رو نهادند به دروازه نور ... چمن خاطر من نیز ز جان مایه عشق، در سرا پرده دل غنچه ای می پرورد، - هدیه ای می آورد - برگ هایش كم كم باز شدند ! برگ ها باز شدند : ـ « ... یافتم ! یافتم ! آن نكته كه می خواستمش ! با شكوفائی خورشید و ، گل افشانی لبخند تو، آراستمش ! تار و پودش را از خوبی و مهر، خوشتر از تافته یاس و سحربافته ام : (( دوستت دارم )) را من دلاویز ترین شعر جهان یافته ام ! این گل سرخ من است ! دامنی پر كن ازین گل كه دهی هدیه به خلق، كه بری خانه دشمن ! كه فشانی بر دوست ! راز خوشبختی هر كس به پراكندن اوست ! در دل مردم عالم، به خدا، نور خواهد پاشید، روح خواهد بخشید . » تو هم، ای خوب من ! این نكته به تكرار بگو ! این دلاویزترین حرف جهان را، همه وقت، نه به یك بار و به ده بار، كه صد بار بگو ! « دوستم داری » ؟ را از من بسیار بپرس ! « دوستت دارم » را با من بسیار بگو ! |
30 تیر 87 - 22:07 | |
*زن شاهکار خلقت است . برنارد شاو *زیباترین خوی زن ، نجابت اوست . ارد بزرگ **در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل . مالرب *انتقام شیرین است مخصوصا برای زنان . بایرون *تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است . امرسون *زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست . آناتول فرانس *اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟ . ناپلئون *نگهداری دم ماهی و دل زن از مشکلات است . آرتور شوپنهاور *مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان . رومن رولان *اگر از طبقه بالا زن بگیرید، بهجای خویشاوند ارباب خواهید داشت. لئوپول *مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند. کونته ورسیه *با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد . بردون *خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند . رابیندرانات تاگور *زن همیشه سن خود را از تاریخ ازدواج حساب می کند ، نه تاریخ تولد . ارهارد *هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند . لرد بایرن *زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است. گوته *زنانیکه می خواهند مرد باشند،زنانی هستند که نمی دانند زن هستند .الکساندر دوما *برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...مارکوس آنا *زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود . هرود *منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود. لامارتین *چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش . ویلیام شکسپیر *جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز خود دور می شود . فردریش نیچه *شیرین ترین سخنان در زندگی ، خوش آمد گویی بی غل و غش زن به شوهر خویش است . جورج ولز *زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند كه نمیتوانند خود را زیبا جلوه دهند. برنارد شاو *هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است . شیلر *زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد, و مرد عاقل می گذارد كه زنش اورا تربیت كند . مارك تواین *هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود می داند . جونسون *مردانی که بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند . ارد بزرگ *زنان به خوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ كنند ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوفسكی *اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند . ارد بزرگ *زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمایشگر پاکی ، نمونه عطوفت و چشمه عنایت است . اقبال لاهوری *آیندۀ اجتماع در دست مادران است . اگر جهان به میانجیگری زن گرفتار شود ، تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد . ابوفور *به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ، به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است . میشله *آیا برده هستی؟ پس دوست نتوانی بود آیا خودکامه هستی؟ پس دوستی نتوانی داشت *در زن دیر زمانی است که برده ای و خودکامه ای نهان گشته اند از این رو زن را توان دوستی نیست او عشق را می شناسد و بس . فردریش نیچه *زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد . آلفونس دوده *زنان تحصیلكرده همسران خوبی از آب در می آیند , زیرا برای اینكه توضیح بدهند كه چرا غذا شور یا بیمزه شده است كلمات بیشتری در اختیار دارند. باب هاپ *کسانیکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گویند زن بد است ، زیرا می خواهند فقط و فقط خودشان از این موهبت تمتّع گیرند . دیسرائیلی |
30 تیر 87 - 22:04 | |
مولانا: هر چند که زن را امر کنی که پنهان شو، او را دغدغه خود را نمودن بیشتر شود. و خلق را از نهان شدن او، رغبت به آن زن بیش گردد. پس تو نشسته ای و رغبت را از دو طرف زیاد میکنی و فکر میکنی که کارت صلاح و درست است. آن خود عین فساد است.اگر او را پاکی و گوهری باشد که نخواهد که فعل بد کند، اگر منع کنی و نکنی، او بر آن طبع نیک خود و سرشت پاک خود خواهد رفتن، فارغ باش و غم مخور. اگر به عکس این باشد، باز همچنان بر طریق خود خواهد رفتن. منع جز رغبت را افزون نمی کند. |















