لیست دوستان :: 21
لیست کلوبها :: 5هیچ 20 آبان 85 - 19:52 |
قلم بتراشم از استخوانم مرکب گیرم از خون رگانم بگیرم کاغذی از پرده دل نویسم بهر یار مهربانم --------------- خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد --------------- مشنو ای دوست که غیر تو مرا یاری است یا شب و روز به جز فکر توام کاری است --------------- بی تو ای دوست گلستان جهان زندان من است گر تو باشی در برم زندان جهان گلستان من است -------------- پاییز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون در مهر است مهر را دوست دارم چون در دل توست تورا دوست دارم چون در قلب منی -------------- دل من زکسی اسیره که زمن خبر نداره عجب از محبت که در او اثر نداره غلط است که گویند دل زدل راه نداره دل من زکسی اسیره که زمن خبر نداره --------------- به مژگان سیه کردی هزاران رنه بر دینم بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم الا ای همنشین دل که یارانت برفت ازیاد مرا روزی مباد ان دم که بی یاد تو بنشینم ------------- یاد ان روز که در صفحه شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم -------------- باتو یعنی یک بهانه از برای زنده بودن بی تو یعنی قصه داغ جدایی شنیدن با تو یعنی تا کران بی کران پرگودن بی تو یعنی مثل مجنون در پی لیلی دویدن با تو یعنی اب وابی زندگی را صاف دیدن بی تو یعنی اتش و دود یک جهان تاردیدن با تو یعنی هر شب تا سحر مهتاب چیدن بی تو یعنی در شب سرد جامه را بر تن دریدن با تو یعنی بودن و ماندن زندگی کردن بی تو یعنی قصه عشق-اولش رنجش و اخرش مردن --------------------------- سیاهی دو چشمانت مرا کشت درازی دو زلفانت مرا کشت به قتلم حاجت تیرو کمان نیست خم ابروی و مژگانت مرا کشت ---------------------- مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم چه سود از مهرورزیدن چه حاصل از وفا کردن مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم ----------------- تابه درگاه توام روی نیاز است بیا نرگس چشم تو بی سرمه چه ناز است بیا قد رعنا رخ زیبا لب میگون داری دلم از اتش هجر تو در گداز است یبا عهد کردم که نبوسم لب ساقی بی می می مهیا و لبت بوسه نواز است بیا --------------------- دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپزس که چنان زو شده ام بی سرو سامان که مپرس کس به امید وفا ترک دل و دین نکند که چنان من از این کرده پشیمانم که مپرس ------------------------------- نیست بر لوح دلم جز الف و قامت دوست چه کنم حرف دیگر یاد نداد استادم --------------------- چشم خمار خویش را بر همه باز می کنی نوبت ما که می رسد این همه ناز می کنی ------------- ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد در دام مانده باشد صیاد رفته باشد ---------------- تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است ای بفدای چشم تو این چه نگاه کردن است -------------- دل من قایق و چشم تو دریاست نشستن در کنار هر دو زیباست دل من قایق گم کرده راهیست که در آرامش چشم تو پیداست ---------------- از بیم رقیب طواف کویت نکنم وز طعنه خلق جستجویت نکنم لب ببستم و از پای نشستم اما این نتوان که آرزویت نکنم ---------------- |
لیست توصیفنامه ها1 اسفند 85 - 19:05 | |
خوشم اومد از تو اقا محمود خیلی باحالی I LOVE YOU |
13 دی 85 - 01:19 | |
این اقا محمود خیلی پسر گلیه یکی از بچه های خو ب روزگار
بچه گلیه
بچه
درس خونه
خوشگله
عاشقه
بامعرفته
اصلآ اغا خود تیم ملیه |
27 آذر 85 - 16:54 | |
زندگی هنر نقاشی كردن است بدون استفاده از پاك كن سعی كن همیشه طوری زندگی كنی كه وقتی به گذشته برمیگردی نیازی به پاك كن نداشته باشی. بزرگترین سد در برابر صمیمیت این است که فکر کنیم دیگران نیز جهان رامانند ما می بینند به یاد داشته باش طرز فکر اشتباه به از دست دادن چیزهای بسیاری منجر می شود هر گاه در مورد چیزی تردید داشتی لبخند بزن
|
















