لیست دوستان :: 1
لیست کلوبها :: 27باز هم تو آمدی بر سر راهم ای عزیز 27 فروردین 87 - 23:34 |
بازهم آمدی تو بر سر رااااهم آآآآآی عشق می کنی دوباره گمراهم درررداااا من جوانی را به سر کردم تنهاااااا از دیار خود سفر کردم
دیریست قلب من از عاشقی سیر است خسته از صدای زنجیر است در یاااااا اولین عشق مرا بردی دنیا دم به دم مرا تو آزردی دریاااااااا سرنوشتم را به یاد آور دنیاااا سرگذشتم را مکن باور من غریبی حس پروازم چون غریبی غرق در رازم گم شدم در غربت دریا بی نشون و بی هم آواااازم می روم شب را به ساحلهاااا تا بیابم خلوت دل را روی موج خسته دریا می نویسم اوج غم ها را |
لیست توصیفنامه ها22 بهمن 86 - 18:33 | |
کودکی با پاهای برهنه بر روی برفها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی در حال عبور او را دید . او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم کودک گفت:می دانستم با او نسبت داری . |
27 دی 86 - 18:35 | |
همیشه از کسانی می نویسم که تو زندگیم بودن و حالا نیستن
می دونم اگه دوستم داشتن تنهام نمیزاشتن
اگه می بینم بعضی وقتها به هر طریقی یادم می کنن
چون با ور دارن به عنوان کسی که دوستشون داشتم تو زندگیشون بودم
اونها فکر می کنن اگه هر موقع بخوان می تونن برگردن
افسوس... آن زمان كه باید دوست بداریم كوتاهی میكنیم
آن زمان كه دوستمان دارند لجبازی میكنیم
و بعد ... برای آن چه از دست رفته آه میكشیم
می دونی به نظر من کسی که از عشق و دوست داشتن بگه.. و یک نفرو توزندگیش
قبول کنه چشمهاش ناخداگاه به روی بقیه بسته میشه و همه چیزو تو وجود
همون یک نفر میبینه
در نتیجه
تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح می دهم |
27 آذر 86 - 01:04 | |
سلام اكبر جون
تولدت مبارك
|















