__
لیست دوستان :: 48
لیست کلوبها :: 32
  • نام کلوب :پاوه
    نام انگلیسی : paveh
    تاسیس : 6 آبان 1384
    124 عضو ، 68 بحث ، 4 آلبوم ، 2 مقاله ، 2 لینک

    پاوه

  • نام کلوب :عاشقان قبة الخضرا
    نام انگلیسی : asheghanmohammad
    تاسیس : 12 اسفند 1384
    63 عضو ، 7 بحث ، 3 آلبوم ، 2 مقاله ، 3 لینک

    عاشقان قبة الخضرا

  • نام کلوب :کردستان
    نام انگلیسی : kordestan
    تاسیس : 20 خرداد 1384
    1043 عضو ، 408 بحث ، 14 آلبوم ، 5 مقاله ، 3 لینک

    کردستان

  • نام کلوب :اگر تنها ترین تنها شوم
    نام انگلیسی : tanhatarinbakhoda
    تاسیس : 9 اردیبهشت 1384
    5640 عضو ، 466 بحث ، 6 آلبوم ، 33 مقاله ، 1 لینک ، 3 نظرسنجی

    اگر تنها ترین تنها شوم با زهم خدا هست

  • نام کلوب :متولد ماه مهر
    نام انگلیسی : borninlibra7
    تاسیس : 26 دی 1383
    4507 عضو ، 19 بحث ، 2 آلبوم ، 73 مقاله ، 2 لینک ، 4 نظرسنجی

    متولد ماه مهر

  • نام کلوب :ابراهیم حاتمی کیا
    نام انگلیسی : ebrahimhatamikia
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    4225 عضو ، 203 بحث ، 9 آلبوم ، 7 مقاله ، 3 لینک

    ابراهیم حاتمی کیا

عشق و دوستی
12 فروردین 86 - 21:42

اگر می دانی در این جهان كسی هست كه با دیدنش رنگ رخسارت تغییر می كند وصدای قلبت آبرویت را به تاراج میبرد ، مهم نیست كه او مال تو باشد ، مهم این است كه فقط باشد : زندگی كند ، و از زندگی لذت ببرد
  • ارسال نظر (1)
لیست توصیفنامه ها
20 بهمن 86 - 16:06
شرافتِ مرد ، به بکارتِ زن میماند! ... یکبار که لکه دار شود ، دیگر قابل جبران نخواهد بود! ... دین ِ چو منی ، گزاف و آسان نبوَد! ... روشنتر از ایمانِ من ایمان نبوَد! ... در دهر ، چو من یکی و آن هم مؤمن ، پس در همه دهر یک بی ایمان نبوَد! ... ( دکتر شریعتی)
17 بهمن 86 - 18:16
هابیل و قابیل از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون هابیل از همان روزی که صدر پیغام‌آوران باریتعالی، زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود از همان روز که یوسف را برادرها به چاه انداختند از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود بعدها دنیا پراز آدم شد و این آسیاب هی گشت و گشت قرنها از مرگ انسان هم گذشت، ای دریغا آدمیت برنگشت. صحبت از پاکی و مروّت ابلهی است صحبت از عیسی و موسی و محمد نابجاست، قرن قرن …….. من كه از پژمردن یك شاخه گل، از فغان یك قناری در قفس از نگاه ساكت یك كودك بیمار، حتی قاتلی بردار، اشك در چشمم و بغضم در گلوست، ونه در این ایام زهر، زهر دارم در سبوست مرگ او را از كجا باور كنم، صحبت از پژمردن یك برگ نیست، وای ….. ! جنگل را بیابان می‌كنند. دست خون‌آلوده خویش را در پیش خلق پنهان می‌كنند. هیچ حیوانی به حیوانی نمی‌دارد روا، آنچه این نامردمان با جان انسان می‌كنند. صحبت از پژمردن یك برگ نیست، فرض كن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست ، فرض كن یك شاخه گل هم در جهان هرگز نرست، فرض كن جنگل بیابان است از روز نخست در كویری سوت و كور، در میان مردمی با این مصیبتها صبور صحبت از مرگ‌محبت مرگ‌عشق، گفتگو از مرگ انسانیت است گفتگو از مرگ انسانیت است ! کارو
9 مرداد 85 - 10:31
سلام به شما دوست عزیز من نیما هستم مدیر كلوپ کردستان بزرگ خوشحال میشم اگه افتخار بدید و با ما همكاری كنید و تو كلوپ ما عضو شید ممنون و تشكر. این هم آدرسشه http://www.cloob.com/club.php?id=31119
__