__
لیست دوستان :: 81
لیست کلوبها :: 66
  • نام کلوب :هامر
    نام انگلیسی : hummer
    تاسیس : 5 خرداد 1385
    53 عضو ، 11 بحث ، 9 آلبوم ، 1 مقاله ، 4 لینک

    هامر

  • نام کلوب :دانش آموزان ایرانی در
    نام انگلیسی : iranianschoolq8
    تاسیس : 14 بهمن 1384
    43 عضو ، 2 بحث ، 4 مقاله ، 7 لینک

    دانش آموزان ایرانی در کویت

  • نام کلوب :دخترهای خونگرم جنوبی _
    نام انگلیسی : nice_girl
    تاسیس : 18 آذر 1384
    226 عضو ، 35 بحث ، 2 آلبوم ، 11 مقاله ، 11 لینک

    دخترهای خونگرم جنوبی _ اهواز

  • نام کلوب :متولدین دی ماه
    نام انگلیسی : motevadin_e_day_maah
    تاسیس : 28 دی 1383
    4892 عضو ، 29 بحث ، 8 مقاله ، 3 لینک ، 1 نظرسنجی

    متولدین دی ماه

  • نام کلوب :شادمهر عقیلی
    نام انگلیسی : shadmehrlova
    تاسیس : 29 دی 1383
    1895 عضو ، 148 بحث ، 9 آلبوم ، 9 مقاله ، 10 لینک ، 1 نظرسنجی

    شادمهر عقیلی

  • نام کلوب :دختران اهوازی
    نام انگلیسی : ahvaziangirls
    تاسیس : 9 اردیبهشت 1384
    1357 عضو ، 42 بحث ، 11 آلبوم ، 19 مقاله ، 8 لینک

    دختران اهوازی

اطلاعات ارتباط برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
12 اردیبهشت 87 - 22:37
باران نمیشوم که نگویی با چه منّتی خود را بر شیشه می کوبم تا پنجره را باز کنم و نیم نگاهی بیاندازم... ابر میشوم که از نگرانی یک روز بارانی هر لحظه پنجره را بگشایی و ماه را در آسمان نگاه کنی. چند روزی است كه تنها به تومی اندیشم ازخودم غافلم امابه تومی اندیشم شب كه مهتاب درایینه من می رقصد می نشینم به تماشا به تو می اندیشم... چیستی؟خواب وخیالی؟سفری؟خاطره ای؟ كه دراین خلوت شبها به تومی اندیشم ..
11 اردیبهشت 87 - 19:48
تو گل سرخ منی تو گل یاسمنی تو چنان شبنم پاك سحری ؟ نه از آن پاكتری تو بهاری ؟ نه بهاران از توست از تو می گیرد وام هر بهار اینهمه زیبایی را هوس باغ و بهارانم نیست ای بهین باغ و بهارانم تو سبزی چشم تو دریای خیال پلك بگشا كه به چشمان تو دریابم باز مزرع سبز تمنایم را ای تو چشمانت سبز در من این سبزی هذیان از توست زندگی از تو و مرگم از توست سیل سیال نگاه سبزت همه بنیان وجودم را ویرانه كنان می كاود من به چشمان خیال انگیزت معتادم و دراین راه تباه عاقبت هستی خود را دادم آه سرگشتگی ام در پی آن گوهر مقصود چرا در پی گمشده ی خود به كجا بشتابم ؟ مرغ آبی اینجاست در خود آن گمشده را دریابم و سحرگاه سر از بالش خواب بردار كاروانهای فرومانده خواب از چشمت بیرون كن باز كن پنجره را تو اگر بازكنی پنجره را من نشان خواهم داد به تو زیبایی را بگذاز از زیور و آراستگی من تو را با خود تا خانه ی خود خواهم برد كه در آن شكوت پیراستگی چه صفایی دارد آری از سادگیش چون تراویدن مهتاب به شب مهر از آن می بارد باز كن پنجره را من تو را خواهم برد به عروسی عروسكهای كودك خواهر خویش كه در آن مجلس جشن صحبتی نیست ز دارایی داماد و عروس صحبت از سادگی و كودكی است چهره ای نیست عبوس كودك خواهر من در شب جشن عروسی عروسكهایش می رقصد كودك خواهر من امپراتوری پر وسعت خود را هر روز شوكتی می بخشد كودك خواهر من نام تو را می داند نام تو را می خواند گل قاصد آیا با تو این قصه ی خوش خواهد گفت ؟ باز كن پنجره را من تو را خواهم برد به سر رود خروشان حیات آب این رود به سرچشمه نمی گردد باز بهتر آنست كه غفلت نكنیم از آغاز باز كن پنجره را صبح دمید
8 فروردین 87 - 14:38
گفتی به من باید برم فرصت موندن ندارم گفتم بهت من می مونم منتظر چشات می شم گفتم یه روز نیای چشمام از دیدنت دلگیر باشه توی قلب تو به جای من یكی دیگه اسیر باشه گفتی برم زودی می یام نداری طاقت اشکام گفتی به خدا که فقط تنها تویی تو رویاهام گفتم یه وقت یادت نره خاطره هام دنبالته یه وقت نشه تو طول راه تنهاییام یادت بره گفتم توی آرزوهات منو تنها نذاری یه وقت نشه تو خنده هات یاد من جا بذاری تو رفتی اما نازنین رفتنتم بهونه بود میون دست من و تو یه دنیا فاصله جاموند
__