متین سنائی , morteza9265

متین سنائی

 هرشب که گریه هست چرا شانه تو نیست... این هست و نیست های مدامم به پای کیست
متین سنائی , morteza9265

متین سنائی

مطالب
cloobid
morteza9265
، 9 سال و 7 ماه و 4 روز
مرد 77 ساله مجرد
ليسانس ، کارمند


تبلیغات

متین سنائی , morteza9265
متین 1 روز پیش
هرشب که گریه هست چرا شانه تو نیست... این هست و نیست های مدامم به پای کیست
99
کامنت بنویسید...
متین سنائی , morteza9265
دوشنبه 27 شهریور ، 12:56
شبِ غمِ تو نیز بگذرد ولی...
درین میان دلی زدست می رود!
ادامه
مریم آرام , merikhi26
دوشنبه 27 شهریور ، 09:30
شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفت
دوباره گریه ی بی طاقتم بهانه گرفت
شکیب "درد خموشانه ام" دوباره شکست
دوباره خرمن خاکسترم زبانه گرفت
نشاط زمزمه زاری شد و به شعر نشست
صدای خنده فغان گشت و در " ترانه " گرفت
ادامه
متین سنائی , morteza9265
شقایق تا تو را دیده،
چه غنچه کرده لب ها را
چه حرصی میخورم میبینم این فرصت طلب ها را!

شنیدم آسمان گفته:
شبیه توست خورشیدش
نمی بایست داد اصلا جواب بی ادب ها را!

تو از یک ماه کامل هم
برایم ماه تر هستی
چ فخری می فروشم من تمام نیمه شب ها را

شفا بخش است چشمانت،
لبت درمانگری حاذق
ببین بستند دکترهای بیچاره مطب ها را!

شکرپاشی نکن
با خنده های گاه و بی گاهت
شکستی ارج و قرب این عسل ها را، رطب ها را

امید دل،
قرار جان،
بقای عمر،
نور چشم...
درو کردی به تنهایی تمام این لقب ها را...
ادامه
متین سنائی , morteza9265
معاشقه تنها در رخت‌خواب نیست
وقتی زنی آستین ِ مردی را به دقت سه تا می‌زند که تا آرنج بالا بیاید،... وقتی مردی در خیابان زانو می‌زند تا بندهای از هم باز شده‌ی کفش ِ زن را دوباره گره بزند، به آن نگاهِ آمیخته از عشق و محبت و رضایت در چهره‌شان بنگر که از آستین و کفش شروع می‌شود و پیچک‌وار بر تن ِ محبوب بالا می‌آید و به چهره‌اش پایان می‌پذیرد...
نفست را که می‌شمارد و بی‌اختیار لبخند می‌زند، دستش را که بی‌هوا می‌آورد و گونه‌ات را پاک می‌کند، بازویت را که هنگام رد شدن از خیابان ناگاه می‌کشد، و هزارها نکته از این معنی...
آن، معاشقه است.
.
ادامه
متین سنائی , morteza9265
گر تو را
با ما تعلق نیست
ما را شوق هست

ور تو را
بی ما صبوری هست
ما را تاب نیست

گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا
ماه من ، در چشم عاشق آب هست و خواب نیست
ادامه
متین سنائی , morteza9265
رفتم لباسی که سه‌ماه پیش خریده بودم رو چون کوچیک بود تعویض کنم.
با خوشرویی پذیرفت و مبلغی رو بهم برگردوند.
گفت الان قیمت این لباس ارزانتر شده.
"رحماء بینهم"

حسین کازرونی
ادامه