__
لیست دوستان :: 57
لیست کلوبها :: 27
  • نام کلوب :کافه عشق
    نام انگلیسی : kafieshgh
    تاسیس : 20 مرداد 1385
    151 عضو ، 61 بحث ، 8 آلبوم ، 15 مقاله ، 5 لینک

    کافه عشق

  • نام کلوب :نگار گری یا نقاشی ایرا
    نام انگلیسی : persian_painting
    تاسیس : 3 تیر 1384
    736 عضو ، 47 بحث ، 3 آلبوم ، 1 لینک

    نگار گری یا نقاشی ایرانی

  • نام کلوب :اخبار سینمای ایران
    نام انگلیسی : icn
    تاسیس : 19 فروردین 1384
    7061 عضو ، 853 بحث ، 52 آلبوم ، 31 مقاله ، 25 لینک ، 9 نظرسنجی

    اخبار سینمای ایران

  • نام کلوب :یا هو مسنجر
    نام انگلیسی : yahoo
    تاسیس : 22 اسفند 1383
    4062 عضو ، 540 بحث ، 3 آلبوم ، 3 مقاله

    یا هو مسنجر

  • نام کلوب :كلوب كل كل !
    نام انگلیسی : kal_kal
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    7568 عضو ، 29 بحث ، 3 آلبوم ، 33 مقاله ، 23 لینک

    كلوب كل كل !

  • نام کلوب :انریکه
    نام انگلیسی : enrique_i
    تاسیس : 28 دی 1383
    5870 عضو ، 91 بحث ، 29 آلبوم ، 10 مقاله ، 4 لینک ، 1 نظرسنجی

    انریکه

::::شروع كار با وبلاگ::::
26 آبان 85 - 23:40

;);););););););););););););););););););););););););););)

;) تونستی همه پروفایلمو بخون ;)

;) اینم یه وبلاك علكی مثل بقیه وبلاگ ها ;)


شعر نمیدونم از كی هستش

هر روز این پنجره های وسیع را تكرار می كنم
پرده كنار
             چشمها دوخته
                              تصویری از تمام پنجره
 هیچ وقت این تصویر تغییر نمی كند
گاهی شب است
                    گاهی روز
گاهی آفتابی
                 گاهی ابری
تنها زمانی كه باران می بارد
تصویری از ابهتی از جنس  پنجره
                                             پیداست
تنها زمانی كه باران
                          بر سقف صدا داره این زمین می كوبد
تكرار لحظه ها مدتی می ایستد
تنها همین لحظات است
                              كه فكر می كنم
این قلب یخ زده ام ،
                         گاهی
                                  تكرار می كند
                                                    تپش خون را .
تنها زمانی كه باران می بارد من زنده ام

 

 


 عشقولانه

متن های عاشقانه برای SMS  و send2all

بار خواب دیدن تو... به تمام عمر می‌ارزد پس نگو... نگو که رویای دور از دسترس، خوش نیست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولی دل دریایست... تاب و توانش بیش از اینهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد باشد

براش بنویس دوستت دارم آخه می دونی آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفاشونو از یاد می برن ولی یه نوشته , به این سادگیا پاک شدنی نیست . گرچه پاره کردن یک کاغذ از شکستن یک قلب هم ساده تره ولی تو بنویس .. تو ... بنویس

 

تو را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم چون تو پاک هستی می توانم تو را خط خطی کنم که آن وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار میشوی و وقتی که نیستی بی رنگی روزهایم را با مداد رنگی های یادت رنگ می زنم

 

امشب گریه میكنم .گریه میكنم برا تو برای خودم برای تموم اونایی كه خواستن گریه كنن نتونستن. برا ی تمام اون چیزی كه خواستی ونبودم خواستم وبودی. امشب گریه میكنم به وسعت دریا به وسعت بیشه به وسعت دل عاشق.برای تو...برای تو....و به پاس احترام تمام تحقیرهایی كه از دیگران شنیدم وهنوز شكست نخوردم

 

هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیباى تورا" "هرگز نمى گیرد كسى در قلب من جاى تورا"

 

با مداد رنگی روزه آمدنت را نقاشی میکنم و جادهایه رفتنت را خط ختی! کسی برایه من نیست. بیا غلط هایه زندگیم را به من بگو و زیره اشتباهتم را خط بکش.بودنت مثله دریایی مرا در بر میگیرد آنجا که تو هستی،مهیها هم نمیتوانند بییند چه رسد به من..............................!!! کدام صبح میایی؟ کدام چمدن ماله تست؟ کدام دست ترا به من میرساند؟کدام رز ماله من میشوی؟بیا که درده دلم را فقط تو میفهمی

 

نمی نویسم ..... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی حرف نمی زنم .... چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی نگاهت نمی كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی صدایت نمی زنم ..... زیرا اشك های من برای تو بی فایده است فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام

 

عشق بین دو نفر این نیست كه هر دو زیر باران خیس شوند عشق آن است كه یكی چتر شود برای دیگر... و دیگری هیچگاه نفهمد كه چرا خیس نشود

 

اونی كه یار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمی داد دل به هر كس نمی داد، دل می گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهمیدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گریه كردن نداره، به یه قلب بی وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چی شد، قلب اون مال كی شد اون كه از من پر گرفت چی می خواستیم وچی شد، اونی كه مال تو بود اگه لایق تو بود تورو تنها نمی ذاشت، با خودت جا نمی ذاشت... اونی كه یار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمی داد دل به هر كس نمی داد


صدای چک چک اشکهایت را از پشت دیوار زمان می شنوم و می شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی و من می شنوم می شنوم هیاهوی زمانه را که تو را از پریدن و پرکشیدن باز می دارد آه ، ای شکوه بی پایان ای طنین شور انگیر من می شنوم به آسمان بگو که من می شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و می شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته


متن یه ترانس دیدم قشنگه گذاشتم

 

تو مرغ عشقی که شعر من بر لبهایت ترانه شد
خواندی هر نغمه ی امید
حرف خوب زمانه شد
خوبی و با محبتی
پاکی و با صداقتی
خورشید صبح صادقی گرمی و با سخاوتی

ای تو همه نوازش در خوابم بیدارم کن
مستم اگر چه از غم اما تو هوشیارم کن
ای تو همه نوازش در خوابم بیدارم کن
مستم اگر چه از غم اما تو هوشیارم کن
ای تو همه نوازش در خوابم بیدارم کن
مستم اگر چه از غم اما تو هوشیارم کن
اشتی بده دلم را با شادی زمانه
ای از تو زنده در من هر شعر عاشقانه
ای تو همه نوازش در خوابم بیدارم کن
مستم اگر چه از غم اما تو هوشیارم کن
ای تو همه نوازش در خوابم بیدارم کن
مستم اگر چه از غم اما تو هوشیارم کن
ای تو همه نوازش در خوابم بیدارم کن
مستم اگر چه از غم اما تو هوشیارم کن
اشتی بده دلم را با شادی زمانه
ای از تو زنده در من هر شعر عاشقانه
تو مرغ عشقی که شعر من بر لبهایت ترانه شد
خواندی هر نغمه ی امید
حرف خوب زمانه شد
خوبی و با محبتی
پاکی و با صداقتی
خورشید صبح صادقی گرمی و با سخاوتی

ای تو همه نوازش در خوابم بیدارم کن
مستم اگر چه از غم اما تو هوشیارم کن
ای تو همه نوازش در خوابم بیدارم کن
مستم اگر چه از غم اما تو هوشیارم کن
ای تو همه نوازش در خوابم بیدارم کن
مستم اگر چه از غم اما تو هوشیارم کن
اشتی بده دلم را با شادی زمانه
ای از تو زنده در من هر شعر عاشقانه


  • ارسال نظر (0)
لیست توصیفنامه ها
13 تیر 86 - 19:01
حتما شعر قشنگ عقاب رو تا حالا خوندین ... زندگی ما گاهی بهتر از چیزیه که فکر میکنیم .....متاسفانه خودمون نمیدونمیم حتما باید لاشه مردار رو به ما نشون بدن تا بفهمیم ! اینجا اون لحظه ای است که عقاب راز درازی عمر کلاغ رو میفهمه و با خودش می اندیشه .... عمر در اوج فلك برده به سر دم زده در نفس باد سحر ابر را دیده به زیر پر خویش حیوان را همه فرمانبر خویش بارها آمده شادان ز سفر به رهش بسته فلك طاق ظفر سینه كبك و تذرو تیهو تازه و گرم شده طعمه او اینك افتاده بر این لاشه و گند باید از زاغ بیاموزد پند بوی گندش دل و جان تافته بود حال بیماری دق یافته بود دلش از نفرت و بیزاری ریش گیج شد ، بست دمی دیده خویش یادش آمد كه بر آن اوج سپهر هست پیروزی و زیبایی و مهر فر و آزادی و فتح و ظفرست نفس خرم باد سحرست دیده بگشود و به هر سو نگریست دید گردش اثری زینها نیست آنچه بود از همه سوخواری بود وحشت و نفرت و بیزاری بود بال بر هم زد و برجست از جا گفت كای یار ببخشای مرا سالها باش و بدین عیش بناز تو و مردار تو و عمر دراز من نیم در خور این مهمانی گند و مردار ترا ارزانی گر بر اوج فلكم باید مرد عمر در گند به سر نتوان برد شهپر شاه هوا اوج گرفت زاغ را دیده بر او مانده شگفت سوی بالا شد و بالاتر شد راست با مهر فلك همسر شد لحظه ای چند بر این لوح كبود نقطه ای بود و سپس هیچ نبود . akhe chera ba man ghahr mikoni? behesh begin ba man ashti kone
6 فروردین 86 - 06:14
با تمام آبی آسمان می نویسم در دفتر بزرگ کهکشان . تا یادت برای همیشه بماند . از تو می نویسم. از خودم . از لحظات زندگی . لحظاتی که بود . و امروز چه چیزی باقی مانده . یک دفتر بزرگ خط خطی شده . تمام خط kheili kheili khobe aslan midoni chie yedonast binahayate
17 اسفند 85 - 20:48
مهم نیست اقیانوسی بزرگ باشی یا برکه ای کوچک اگر زلال باشی آسمان در تو پیداست.
__