لیست دوستان :: 71
لیست کلوبها :: 26غسل جمعه 18 دی 84 - 18:43 |
« چندین حدیث راجع به غسل جمعه » 1- امام علی علیه السلام : اگر كسی غسل جمعه را ترك كند ، او در هم و غم است تا جمعه ی دیگر. 2- امام علی علیه السلام : غسل جمعه واجب است بر هر مسلمان . 3- امام صادق علیه السلام : غسل جمعه پاك كننده و كفاره ی گناهان است میان دو جمعه . 4- حضرت محمد (ص) : هر كس غسل جمعه كند گناهانش آمرزیده می شود تماماً ، و به هر قدمی كه بر می دارد از برای غسل جمعه بیست حسنه برایش نوشته می شود . 5- امام صادق علیه السلام : غسل كن روز جمعه ، مگر آنكه مریض باشی كه بترسی بر خودت. 6- امام صادق علیه السلام : هر كس عمداً غسل جمعه را ترك كند باید استغفار نماید . 7- امام صادق علیه السلام : غسل جمعه بر هر مرد و زنی چه آزاد باشد چه بنده ، واجب است. 8- امام صادق علیه السلام : وقت غسل جمعه قبل از ظهر بهتر است و هر چه به زوال ظهر نزدیكتر باشد افضل تر است . 9- امام صادق علیه السلام : اگر روز جمعه گذشت روز شنبه قضا كند و اگر روز پنجشنبه رسید و می ترسد روز جمعه دسترسی به آب پیدا نكند ، روز پنجشنبه غسل را بجا آورد . 10- حضرت محمد (ص) : هر كس موفق شود چهل جمعه پشت سر هم غسل كند بدنش در قبر نخواهد پوسید . *مهدی نوبخت* |
لیست توصیفنامه ها7 مهر 86 - 16:13 | |
سهراب نیستم و پدرم تهمتن نبود.اما زخمی در پهلو دارم. زخمی که به دشنه ای تیز، پدر ، برایم به یادگار گذاشته است.
هزار سال است که از زخم پهلوی من خون می چکد و من نوشدارو ندارم.
پدرم وصیت کرده است که هرگز برای نوشدارو برابر هیچ کیکاووسی ، گردن کج نکنم. و گفته است که زخم در پهلو و تیر در گرده ، خوشتر تا طلب نوشدارو از ناکسان و کسان. زیرا درد است که مرد، می زاید و زخم است که انسان می آفریند.
پدرم گفته است : قدر هر آدمی به عمق زخم های اوست. پس زخم هایت را گرامی دار. زخم های کوچک را نوشدارویی اندک بس است ، تو اما در پی زخمی بزرگ باش که نوشدارویی شگفت بخواهد، و هیچ نوشدارویی ، شگفت تر از عشق نیست. و نوشداروی عشق تنها در دستان اوست.
او که نامش خداوند است.
پدرم گفته بود که عشق شریف است و شگفت است و معجزه گر.
اما نگفته بود که عشق چقدر نمکین است و نگفته بود او که نوشدارو دارد، دست هایش این همه از نمک عشق پر است و نگفته بود که او هر که را که دوست تر دارد ، بر زخمش از نمک عشق بیشتر می پاشد!
زخمی بر پهلویم است و خون می چکد و خدا نمک می پاشد.من پیچ می خورم و تاب می خورم و دیگران گمانشان که می رقصم ! من این پیچ و تاب را و این رقص خونین را دوست دارم، زیرا به یادم می آورد که سنگ نیستم ، چوب نیستم ، خشت و خاک نیستم، که انسانم.
پدرم وصیت کرده است و گفته است: از جانت دست بردار. از زخمت اما نه ، زیرا اگر زخمی نباشد، دردی نسیت و اگر دردی نباشد در پی نوشدارو نخواهی بود و اگر در پی نوشدارو نباشی، عاشق نخواهی شد و عاشق اگر نباشی ، خدایی نخواهی داشت...
دست بر زخمم می گذارم و گرامی اش می دارم، که این زخم عشق است و عشق، میراث پدر علیه السلام است.
عرفان نظر آهاری |
4 مهر 86 - 04:18 | |
هرکس میخواست اورا پیدا کند می رفت ته خاکریز.جبهه که آمد گفتند بچه است امدادگرشود هرکس می افتاد دادمیزدند "امدادگر"امدادگر" اگر خودش هم نمی توانست دیگرانی که اطرافش بودند داد می زدند "امدادگر!امدادگر"خمپاره منفجر شد ،او افتاد دیگران نمی دانستند چه کسی را صدا بزنند.
خودش ولی گفت ،یازهرا،،یازهرا
|
16 شهریور 86 - 19:15 | |
تولدت مبارک
در گلستان قشنگی که تو می آرایی
می شود برگ گلی را بوئید
می شود خنده ی لب ها را دید
میشود زخم دلی را بوسید
با محبت ،با مهر
عشق را در تن یک حادثه مرحم شد و با او روئید
از تولد تا مرگ
لحظه ها را خندید
آه...در لحظه میلاد تو ای رویش پاک
می شود عرش خدا را کاوید
راستی چشم تو در وادی سرسبز بهار
به چه سان می نگرد هستی را؟
|





















