کلوب به حیات خود ادامه می‌دهد! بخوانید ...
غمزه اریانا , monna

غمزه اریانا

 قدرتمندترین سلاحی که می‌توانیم به کمک‌ش دنیا را متحول کنیم، یک چیز است:   آموزش...
غمزه اریانا , monna

غمزه اریانا

مطالب
cloobid
monna
، 11 سال و 10 ماه و 3 روز
زن 36 ساله مجرد
زير ديپلم ،

رسانه ها

  • خوشتیپ ها , handsome_guys
  • شبکه قرآن , qurantv_ir
  • مخاطب خاص , mokhatab_kh_a_s
  • سخن استاد , speechmaster
  • همسایه , Hamsayeh
    معاونهمسایه
  • 493 رسانه

    morebox img


تبلیغات

غمزه اریانا , monna

عالم ز برایت آفریدم، گله کردی
از روح خودم در تو دمیدم، گله کردی

گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند
صد ناز بکردی و خریدم،گله کردی

جان و دل و فطرتی فراتر ز تصو
از هرچه که نعمت به تو دادم،
گله کردی

گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم
بر بخشش بی منت من هم گله کردی

با این که گنه کاری و فسق تو عیان است
خواهان توأم، تویی که از من گله کردی

هر روز گنه کردی و نادیده گرفتم
با اینکه خطای تو ندیدم، گله کردی

صد بار تو را مونس جانم طلبیدم
از صحبت با مونس جانت، گله کردی

رغبت به سخن گفتن با یار نکردی
با این که نماز تو خریدم، گله کردی

بس نیست دگر بندگی و طاعت شیطان؟؟
بس نیست دگر هرچه که از ما گله کردی؟؟!

از عالم و آدم گله کردی و شکایت
خود باز خریدم گله ات را، گله کردی.

همیشه شکر گذار خدا باش.
و به آنچه داری قانع و شاد باش.
ادامه
99
غمزه اریانا , monna
روزی روزگاری، كاروانی به قصد تجارت از ایران عازم یونان شد. در آن دوره هر كاروانی كه به قصد تجارت عازم سرزمینی می‌شد مسافرانش چند شتر و اسب كرایه می‌كردند و كالایی كه قصد فروش آن را داشتند بر حیوانات می‌بستند و عازم سفر می‌شدند. در بعضی از مسیرهای كوهستانی نیز گاهی عده‌ای دزد و راهزن بودند كه به این كاروان‌ها حمله می‌كردند. اموالشان را می‌دزدیدند و اگر مقاومت می‌كردند حتی صاحبین كالا را هم می‌كشتند.
مسافرین این كاروان به سلامت به یونان رسیدند و كالاهای یونانی را با كالاهای خود خریدوفروش كردند و به سمت ایران بازگشتند. آنها در مسیر بازگشت بودند كه در دام یك گروه راهزن یونانی گیر افتادند و تمام اموال و دارایی تجار غارت شد، حتی شتر و اسب كاروانیان را هم از آنها گرفتند. تجار بیچاره هرچه گریه و ناله و التماس كردند هیچ فایده‌ای نداشت چون راهزنان یونانی بودند و اصلاً زبان فارسی بلد نبودند.
در میان مسافرین لقمان حكیم هم حضور داشت. لقمان گوشه‌ای نشسته بود و رفتار غارتگران را مشاهده می‌كرد. تاجران نزد لقمان آمدند و گفتند: تو حكیمی! با اینها صحبت كن، شاید سخنی پندآمیز از زبان تو دل دزدان را به رحم آورد و حداقل شترها و اسب‌های ما را به ما بازگرداند.
لقمان گفت: با چه كسی حرف بزنم و پند دهم؟ دل این افراد از سنگ شده، اگر نصیحت و اندرز در دل این بنده‌های خدا راهی داشت، این قدر سنگدلانه اموال و دارایی‌های مردم را غارت نمی‌كردند. حرف زدن من هیچ فایده‌ای ندارد.
#بنزین-1500-تومانی
#عوارض-خروج-از-کشور
#زلزله ها-ویرانیها- کسی-نیست-اباد-کنه
ادامه
غمزه اریانا , monna
✿طرح ختم دسته جمعی سوره مبارکه یـس به همراه صلوات+و عجل فرجهم
✿هفته پنجاه و نهم

•~•~بسم الله الرحمن الرحیم٠·~•~
٠·~• اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج •~·
◝❤◟◝❤◟◝❤◟◝❤◟◝❤◟

طرح ختم دسته جمعی سوره مبارکه یـس به همراه صلوات+و عجل فرجهم

◆ زمان بمدت یکهفته تا دوشنبه هفته بعد♥•٠·

◇ میتونید برای خودتون و دوستانتون شرکت کنید محدودیتی ندارد♥•٠·

◆ خواهش میکنم تعداد ختم کامنت بزارید و داغ کنید تا دوستانتون شرکت کنند

لایک√√√
کامنت√√
پست مجدد√√√√

نیت:
•٠•˙✿ تقدیم به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
•٠•˙✿و نیز قلب مهربان آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
•٠•˙✿و جهت سلامتی و تعجیل در فرج حضرت صاحب العصر و الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
•٠•˙✿شفای تمامی بیماران،سلامتی، خوشبختی و عاقبت بخیری کاروان عشق

خواهشمندیم کتیبه را با ذکر صلوات 【پست مـجــدد】 بـﮧ اشتراڪ بگـذارید▌

✿التماس دعا

•♦••○•○•○♥ رسانه محب 14 معصوم علیهم السلام ♥•○•○•○•♦•
ادامه
غمزه اریانا , monna
اگر زنی بتواند با صورت یا حتی کلام و اندیشه اش ادم ها را جذب کند، قطعا به برهنه شدن متوسل نمیشود ! عریان شدن، ساده ترین روش برای جلب توجه دیگران است
مارگریت اتوود
ایشون نه مسلمان هست نه ایرانی بلکه شاعر، داستان‌نویس، منتقد ادبی، فعال سیاسی و فمینیست سرشناس کانادایی هستند
ادامه
غمزه اریانا , monna
مردی دوستانش را به خانه دعوت کرد، و برای شام قطعه ای گوشت چرب و آبدار پخت. ناگهان، پی برد که نمک تمام شده است. پسرش را صدا زد: برو به ده و نمک بخر. اما به قیمت بخر: نه گران و نه ارزان تر.

پسر تعجب کرد: پدر ، میدانم که نباید گران تر بخرم. اما اگر توانستم ارزان تر بخرم، چرا صرفه جویی نکنیم؟
پدر گفت: این کار در شهری بزرگ، قابل قبول است. اما در جای کوچکی مثل ده ما، با این کار همه ی ده از بین می رود.

مهمانان که این حرف را شنیدند، پرسیدند که چرا نباید نمک را ارزان تر خرید، مرد پاسخ داد: کسی که نمک را زیر قیمت می فروشد، حتما به شدت به پولش احتیاج دارد. کسی که از این موقعیت سوء استفاده کند، نشان می دهد که برای عرق جبین و سعی و تلاش او در تولید نمک احترامی قایل نیست.
مهمانها گفتند: اما این مساله ی کوچک که نمی تواند دهی را ویران کند؟
و میزبان پاسخ داد: در آغاز دنیا هم "ستم" کوچک بود. اما آمدن هر ستم از پس ستم دیگر، به روندی فزاینده منجر شد. همیشه فکر می کردند مهم نیست، تا کار به جایی رسید که امروز رسیده
ادامه