__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوب ها برای هیچکس مقدور نمی باشد.
مسیر زندگی
22 خرداد 87 - 09:00
بوسه باد خزونی با هزار نامهربونی زیر گوش برگ تنها میگه طعمه خزونی برگ سبز وتر و تازه رنگ سبزشو می‎بازه غرق بوسه‎های باد و وحشت روزهای تازه می‎کنه دل از درختو میشه آواره کوچه کوچه‎ای که یادگار روزهای رفته و پوچه میشینه گوشه کوچه چشم به آسمون می‎دوزه می‎کنه یاد گذشته دلش از غصه می‎سوزه یاد باد یاد گذشته شاد باد این دل زرد وتهی در حسرت دیدار باد یاد روزهایی که کوچه زیر سایه تنم بود مهربون درخت عاشق مست عطر نفسم بود (سهم من از بوسه باد چی بگم ای داد و بیداد همه زردی و تباهی مردن و رفتنه از ی عقل اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند ، ما همه به تصور اینكه زیادی داریم ، فروشنده خواهیم بود. (محمد حجازی نویسنده ایرانی) اگر میتوانی عاقلتر از دیگران باش ، اما این موضوع را به آنان مگو . (چستر فیلد) عاقل هرچه را که میداند نمیگوید و آنچه را که میگوید میداند . (ارسطو) عشق عشق برای زن رمانی است که خود قهرمان آن است و برای مرد رمانی است که خود نویسنده اش میباشد . (هربرت جرج ولز نویسنده و مورخ انگلیسی) عشق مانند سرخک است. هرچه دیرتر به آن مبتلا شویم عوارضش بدتر است. (داگلاس جرالد) هیچ خشمی بالاتر از عشقی که به نفرت تبدیل شده باشد ، نیست. (کنگر بو) چقدر عاقلند کسانی که در عشق احمقند ! (ویکتور هوگو نویسنده مشهور فرانسوی) در نبرد عشق کسی پیروز است که پا به فرار میگذارد. (ناپلئون بناپارت) زن زن یکی از خطاهای قشنگ طبیعت است . (جان میلتون شاعر انگلیسی) مرد ، نثر آفرینش است و زن ، شعر او . ( ناپلئون بناپارت) تمدن ، نتیجه نفوذ زنان پارساست. (رالف والدو امرسون شاعر و فیلسوف فرانسوی) بزرگترین دشمن زن ، بی حوصلگی اوست. (پی یر ژانه روانشناس فرانسوی ) گریه مردی که در نبرد زندگی میخندد قابل ستایش است ( جرج بنارد شاو نمایشنامه نویس ایرلندی) گریه کردن هم دل خوش میخواهد . (ناشناس عرب) هیچ چیز زودتر از اشک خشک نمیشود. (ناشناس آمریکایی) موقعی که متولد شدیم گریستم و هر زور بیشتر معلوم میشود که چرا میگریستم.(اسپانیایی) گریه ما به هنگام تولد به این سبب است كه به صحنه بزرگ جنون و حماقت وارد میشویم (ویلیام شكسپیر بنام تنها خالق هستی بنام او كه زیباست و دوستش دارم امروز بیش از پیش دلم هوایش را كرده است خدایا چرا هر چه او را صدا می زنم هر چه می نویسم خالی نمی شوم ، ای خدا دستانم را بگیر و یاریم كن و مرا تنها نگذار . ای خدا ، ای تنها خالق هستی با من بمان و مرا تنها نگذار و مرا در آغوش خود بگیر ، چرا كه دلی پر از درد دارم ای مهربان ترین مهربانان . خدا یا بیا بیا در كنار من باش بیا با هم حرف بزنم بیا و بگذار من سر بر شانه ات بگذارم چرا كه تو مونس تنهائی همیشگی من بودی ، عزیز دلم من بودی هرگاه كه دل تنگ می شدم رو به تو می كردم و می گفتم خدا یا منو بغل كن و بعد مثل بچه ها در آغوشت جای می گرفتم . این نامه را برای تو می نویسم می نویسم تا بدانی كه چقدر دوستت دارم عزیز من هستی ، تنها مونس دل تنهای من ولی افسوس كه صدایت را نمی شنوم و فقط من گوینده هستم . این نامه را برای تو می نویسم چرا دوستت دارم و به كمكت نیازمندم . خدایا كمكم كن تا این مراحل سخت زندگی را پشت سر بگذارم و به آسایش و آرامش زمانی كه دركنار تو است برسم . ای خدا آخه این چه زندگی هست كه من نمی توانم برای تو بلند بلند گریه كنم و اسمت را فریاد بزنم ای خدای من دوستت دارم خیلی زیاد خیلی ز یاد دستانم را بگیر كه به كمكت نیازمند هستم و تهی از همه چیز و همه كس و تنهای تنها .............. امشب چشمانم برای تو و تنهائی خود می گریند بیا به مهمانی دلم كه امشب مثل همه شبهای دیگر دلم تنهای ، تنهاست و مهمانی ندارد . چه مهمانی عزیزتر از تو ، ای عزیز ماندگار ، ای همه هستی من ، ای وجود من .................. نمی دانم زمانی كه مراخلق كردی از وجود خود زیاد در وجود من از نفس خود دمیدی كه من اینگونه شدم و تنها ماندم ، نمی دانم شاید از قصد اینكار را كردی كه من تو را ر وز هزاران بار صدا بزنم ای خدا ............... من صدایت می زنم ولی تو كجائی هستی ، نزدیكی هستی ولی نیستی . خدایا دوستت دارم خیلی زیاد منو فراموش نكن یه روز دیدی خودت اینجایی و دلت یه جای دیگه … بدون كه كار از كار گذشته و تو عاشق شدی طوری میشه كه قلبت فقط و فقط واسه عشق می تپه ، چقدر قشنگه عاشق بودن و مثل شمع سوختن همه چی با یک نگاه شروع میشه این نگاه مثل نگاهای دیگه نیست ، یه چیزی داره که اونای دیگه ندارن ... محو زیبایی نگاهش میشی ، تا ابد تصویر نگاهش رو توی قلبت حبس می كنی ، نه اصلا می زاریش توی یه صندوق ، درش رو هم قفل می كنی تا كسی بهش دست نزنه. حتی وقتی با عشقت روی یه سكو می شینی و واسه ساعتهای متمادی باهاش حرفی نمی زنی ، وقتی ازش دور میشی احساس می كنی قشنگترین گفتگوی عمرت رو با كسی داری از دست میدی. می بینی كار دل رو؟ شب می آی كه بخوابی مگه فكرش می زاره؟! خلاصه بعد یه جنگ و جدال طولانی با خودت چشات رو رو هم می زاری ولی همش از خواب میپری ... از چیزی میترسی ... صبح كه از خواب بیدار میشی نه می تونی چیزی بخوری نه می تونی كاری انجام بدی ، فقط و فقط اونه كه توی فكر و ذهنت قدم می زنه به خودت می گی ای بابا از درس وکار و زندگی افتادم ! آخه من چمه ؟ راه می افتی تو كوچه و خیابون هر جا كه میری هرچی كه می بینی فقط اونه ، گویا كه همه چی از بین رفته و فقط اون مونده طوری بهش عادت می كنی كه اگه فقط یه روز نبینیش دنیا به آخر میرسه وقتی با اونی مثل اینكه تو آسمونا سیر می كنی وقتی بهت نگاه می كنه گویا همه دنیا رو بهت میدن گرچه عشق نه حرفی می زنه و نه نگاهی می كنه ! آخه خاصیت عشق همینه آدم رو عاشق می كنه و بعد ولش می كنه به امون خدا وقتی باهاته همش سرش پائینه تو دلت می گی تورو خدا فقط یه بار نیگام كن ! آخه دلم واسه اون چشای قشنگت یه ذره شده دیگه از آن خودت نیستی بدجوری بهش عادت كردی ! مگه نه ؟ یه روزی بهت میگه كه می خواد ببینتت سراز پا نمی شناسی حتی نمیدونی چی كار كنی ... فقط دلت شور میزنه . آخه شب قبل , خواب اونو دیدی... خواب دیدی که همش از دستت فرار میکنه ... هیچوقت براش گل رز قرمز نگرفتی ...چون بهت گفته بود همش دروغه . تو هم نخواستی فکر کنه تو دروغ میگی آخه از دروغ متنفره ... وقتی اون رو می بینی با لبخند بهش میگی خیلی خوشحالی که امروز میبینیش ... ولی اون ... سرش رو بلند می كنه و تو چشات زل میزنه و بهت میگه اومدم بهت بگم ، بهتره فراموشم كنی ! دنیا رو سرت خراب میشه همه چی رو ازت می گیرن همه خوشبختیهای دنیا رو بهش می گی من … من … من از جاش بلند میشه و خیلی آروم دستت رو میبوسه میذاره رو قلبش و بهت میگه : خیلی دوستت دارم ... وبرای همیشه تركت می كنه دیگه قلبت نمی تپه دیگه خون تو رگهات جاری نمیشه یه هویی صدای شكستن چیزی می آد دلت می شكنه و تكه های شكستش روی زمین میریزه دلت میخواد گریه کنی ولی یادت می افته بهش قول داده بودی که هیچوقت به خاطر اون گریه نمیکنی چون میگفت اگه یه قطره اشک از چشمای تو بیاد من خودم رو نمیبخشم ... دلت میخواد بهش بگی چقدر بی رحمی که گریه رو ازم گرفتی ولی اصلا هیچ صدایی از گلوت در نمیاد بهت میگه فهمیدی چی گفتم ؟با سر بهش میگی آره!... وقتی ازش میپرسی چرا؟؟؟میگه چون دوستت دارم! انگشتری رو که تو دستته در میاری آخه خیلی اونو دوست داره بهش میگی مال تو ... ازت میگیره ولی دوباره تو انگشتت میکنه ...میگه فقط توی دست تو قشنگه... بعد دستت رو محکم فشار میده و تو چشمات نگاه میکنه و... بعد اون روز , دیگه دلت نمیخواد . چشمات رو باز نمی كنی آخه اگه بازشون كنی باید دنیای بدون اون رو ببینی تو ... دنیای بدون اون رو می خوای چی كار ؟ و برای همیشه یه دل شكسته باقی می مونی دل شكسته ای كه تنها چاره دردش تویی @@@@@@@@@@@@حالمان بد نیست غم کم می خوریم کم که نه ! هر روز کم کم می خوریم آب می خواهم سرابم می دهند عشق می ورزم عذابم می دهند خود نمی دانم کجا رفتم به خواب از چه بیدارم نکردی آفتاب ؟؟؟ خنجری بر قلب بیمارم زدند بی گناهی بودم و دارم زدند دشنه ای نامرد بر پشتم نشست× از غم و نامردمی پشتم شکست سنگ را بستند و سگ آزاد شد× یک شبه بیداد آمد داد شد عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام × تیشه زد بر ریشه اندیشه ام عشق اگر این است مرتد می شوم × خوب اگر این است من بد می شوم بس کن ای دل نابسامانی بس است × کافرم دیگر مسلمانی بس است در میان خلق سر در گم شدم × عاقبت آلوده مردم شدم بعد از این با بی کسی خو می کنم × هرچه در دل داشتم رو می کنم نیستم از مردم خنجر به دست × بت پرستم بت پرستم بت پرست بت پرستم بت پرستی کار ماست × چشم مستی تحفه ی بازار ماست درد می بارد چو لب تر می کنم × طالعم شوم است باور میکنم من که با دریا تلاطم کرده ام × راه دریا را چرا گم کرده ام ؟؟؟ قفل غم بر درب سلولم مزن × من خودم خوشباورم گولم مزن من نمی گویم که خاموشم مکن × من نمی گویم مرا غم خوار باش من نمی گویم ... دگر گفتن بس است × گفتن اما هیچ نشنفتن بس است روزگارت باد شیرین! شاد باش × دست کم یک شب تو هم فرهاد باش آه! در شهر شما یاری نبود قصه هایم را خریداری نبود !!! وای ! رسم شهرتان بیداد بود شهرتان از خون ما آباد بود از درو دیوارتان خون می چکد خون من . فرهاد. مجنون می چکد خسته ام از قصه های شومتان خسته از همدردی مسمومتان این همه خنجر دل کس خون نشد این همه لیلی .کسی مجنون نشد آسمان خالی شد از فریادتان بی ستون در حسرت فرهادتان کوه کندن گر نباشد پیشه ام بویی از فرهاد دارد تیشه ام عشق از من دور و پایم لنگ بود قیمتش بسیار و دستم تنگ بود گر نرفتم هر دو پایم خسته بود تیشه گر افتاد دستم بسته بود هیچ کس دست مرا وا نکرد ؟ نه! فکر دست تنگ ما را کرد ؟ نه! هیچ کس از حال ما پرسید ؟ نه! هیچ کس اندوه ما را دید ؟ نه! هیچ کس اشکی برای ما نریخت× هر که با ما بود از ما میگریخت چند روزی است حال و روزم دیدنیست × حال من از این و آن پرسیدنیست گاه بروی زمین زل می زنم × گاه بر حافظ تفائل میزنم حافظ دیووانه فالم را گرفت× یک غزل آمد که حالم را گرفت &&ما ز یاران چشم یاری داشتیم && &&خود غلط بود آنچه می پنداشتیم && ... مرا به یاد بیاور وقتی که رفته ام و رهسپار سرزمین سکوت شده ام ! .... ... وقتی که دیگر نمی توانی دستم را در دست بگیری و من نمی توانم میان ماندن و رفتن ، دو دل باشم ! .... ... به یاد بیاور مرا وقتی که دیگر نمی توانی برنامه روزهای آینده را برایم بگویی ! تنها مرا بیاد بیاور ! ... ... ... دیگر برای هر حرف یا نیایشی دیر است و اگر زمانی مرا از یاد بُردی و سپس باز بیاد آوردی ... اندوهگین نباش ! چون اگر این تاریکی و تباهی مرا رها کند نشانی از افکار گذشته من می یابی ! این است که بهتر است مرا فراموش کنی و لبخند بزنی ! تا این که به یاد من باشی ، اما ساکت و اندوهگین ! زندگی یعنی مسیری رو به آب زندگی یعنی نه بیداری نه خواب زندگی یعنی سرای امتحان زندگی یعنی در ان عاشق بمان زندگی یعنی کمی و کاستی زندگی یعنی دروغ و راستی زندگی یعنی صفا ، مهر و وفا زندگی یعنی ستم ، جور و جفا زندگی یعنی سفر ، راهی دراز زندگی یعنی جهانی رمز دار زندگی یعنی مهی در پشت ابر زندگی یعنی بلا و درد و صبر زندگی یعنی دو روزی میهمان زندگی یعنی فریب میزبان زندگی باغی است در معنای عشق زندگی فصلی است از فردای عشق زندگی خوابی است از ابهام ها زندگی سوزی است از سودای عشق زندگی رنگی است در افكار ما ز ند گی موجی است از دریای عشق زندگی آبی است د ر جویبارها زندگی رودی است در صحرای عشق زندگی دشتی است در آنسوی مرگ زندگی ردی است از جا پای عشق روزی که به دنیا آمدی باران می بارید.نه اما آن باران نبوداشک فرشتگان بود .فرشتگانی که می گریستند چرا که یکی از آنها کم شده بود و تو به زمین آمده بودی. تولدت مبارک كاش بودی تادلم تنها نبود تا اسیر غصه فردا نبود كاش بودی تا برای قلب من زندگی اینگونه بی معنا نبود كاش بودی تا لبان سرد من قصه گوی غصه غمها نبود كاش بودی تا نگاه خسته ام بی خبر از موج واز دریا نبود كاش بودی تا زمستان دلم اینچنین پرسوز وپرسرما نبود كاش بودی تا فقط باور كنی بعد تو این زندگی زیبا نبود ..
لیست توصیفنامه ها برای هیچکس مقدور نمی باشد.
__