__
لیست دوستان :: 151
لیست کلوبها :: 61
  • نام کلوب :عشاق یزد
    نام انگلیسی : oshaghyazd
    تاسیس : 10 تیر 1384
    596 عضو ، 109 بحث ، 11 آلبوم ، 7 مقاله ، 3 لینک ، 1 نظرسنجی

    عشاق یزد

  • نام کلوب :نوکیا
    نام انگلیسی : nokia
    تاسیس : 28 دی 1383
    5871 عضو ، 1227 بحث ، 20 آلبوم ، 1 مقاله ، 4 لینک ، 2 نظرسنجی

    نوکیا

  • نام کلوب :مدیران شبكه
    نام انگلیسی : networkmanager
    تاسیس : 27 دی 1383
    1011 عضو ، 142 بحث ،

    مدیران شبكه

  • نام کلوب :شبكه
    نام انگلیسی : lan
    تاسیس : 27 دی 1383
    3256 عضو ، 584 بحث ، 1 آلبوم ، 6 مقاله ، 2 لینک

    شبكه

  • نام کلوب :اس ام اس
    نام انگلیسی : kingofsmsnomber1
    تاسیس : 29 دی 1383
    32801 عضو ، 22 بحث ، 7 آلبوم ، 83 مقاله ، 3 لینک ، 5 نظرسنجی

    اس ام اس

  • نام کلوب :سیسکو
    نام انگلیسی : cisco_systems
    تاسیس : 5 دی 1383
    1038 عضو ، 119 بحث ، 4 آلبوم ، 1 لینک

    سیسکو

اطلاعات شخصی برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست توصیفنامه ها
8 مهر 87 - 01:18
بی تو هر شب اشك من از دیده می بارد در سكوتی تلخ دست سردم گرمی دست تو را احساس می دارد در حباب اشك دیدگانم لحظه دیدار می بیند آتشین لبهایم از باغ لبانت بوسه می چیند مژه بر هم می زنم ، افسوس بار دیگر خواب می بینم بر حریر آرزوها می نویسم : عشق من برگرد بی تو از دنیا گریزانم بی تو از اندوه می میرم
8 مهر 87 - 00:55
عشق من / عشق پاک یعنی سرزمین لحظه یعنی بیداد عشق من باختن عشق جان یعنی زندگی لیلی و قمار مجنون در عشق یعنی ... شدن ساختن عشق دل یعنی کلبه وامق و یعنی عذرا عشق شدن من عشق فردای یعنی کودک مسجد یعنی الاقصی عشق / من عشق آمیختن افروختن یعنی به هم عشق سوختن چشمهای یکجا یعنی کردن پر ز و غم دردهای گریه خون/ درد بیشمار عشق من یعنی الاسرار کلبه مخزن اسرار یعنی من / عشق پاک یعنی سرزمین لحظه یعنی بیداد عشق من باختن عشق جان یعنی زندگی لیلی و قمار مجنون در عشق یعنی ... شدن ساختن عشق دل یعنی کلبه وامق و یعنی عذرا عشق شدن من عشق فردای یعنی کودک مسجد یعنی الاقصی عشق / من عشق آمیختن افروختن یعنی به هم عشق سوختن چشمهای یکجا یعنی کردن پر ز و غم دردهای گریه خون/ درد بیشمار عشق من یعنی الاسرار کلبه مخزن اسرار یعنی
6 مهر 87 - 00:06
توی دنیایی که قلبا,هر کدوم یه جا اسیرن کاش به فکر اونا باشیم که از این زمونه سیرن اونا که تو عصر آهن,تشنه’ یه جرعه یادن کاش که دست کم نگیریم,اینجور آدما زیادن نذاریم که تو چشاشون بشینه دونه’اشکی اونا فانوسن وخاموش,آره فانوسای مشکی دنیاشون شاید یه شهره,خالی از قهرو دورنگی توی سینشون یه قلبه جای این دلای سنگی چهرشون شاید به ظاهر مث دیگران نباشه اما نور مهربونی,توی شهرشون میپاشه توی این عصر پر از درد,خیلی آدما یه دنیان خیلیا تو جمع دنیا,بی قرار و تک وتنهان زیر سایه’ سلامت,هواشونو داشته باشیم توی جمع بی قرارا,عطر خوشبختی بپاشیم این ترانه یه اشارس به دلای خواب و بیدار که به یاد اونا باشیم,همه به امید دیدار غم تنهایی رو باید از نگاهشون بخونیم خدا خیلی مهربونه,اگه ما بنده’ اونیم
__