__
لیست دوستان :: 4
لیست کلوبها :: 45
  • نام کلوب :بر و بچ كولكچال
    نام انگلیسی : kolackchal
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    53 عضو ، 9 بحث ، 10 آلبوم ، 1 مقاله

    بر و بچ كولكچال

  • نام کلوب :والیبالیست ها
    نام انگلیسی : volleybal_sportl
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    1120 عضو ، 32 بحث ، 2 آلبوم ، 5 مقاله ، 6 لینک

    والیبالیست ها

  • نام کلوب :ترانه در شب
    نام انگلیسی : taranedarshab
    تاسیس : 19 خرداد 1385
    158 عضو ، 25 بحث ، 3 آلبوم ، 10 مقاله

    ترانه در شب

  • نام کلوب :رپرها
    نام انگلیسی : raperha
    تاسیس : 10 تیر 1384
    998 عضو ، 247 بحث ، 4 آلبوم ، 1 مقاله ، 2 لینک

    رپرها

  • نام کلوب :البالو
    نام انگلیسی : albalo
    تاسیس : 20 مرداد 1385
    376 عضو ، 35 بحث ، 1 لینک

    البالو

  • نام کلوب :طرفداران W900i
    نام انگلیسی : w900i
    تاسیس : 10 شهریور 1385
    75 عضو ، 0 بحث ،

    طرفداران W900i

7 آذر 85 - 02:20

<<<بسمه تعالی >>>

 

آخر از عشق تو ساکن کلیسا میشوم .

میکشم دست از مسلمانی مسیحا میشوم .

آنقدر بر کشتی عشقت نشینم همچو نوح .

یا به عشقت میرسم یا غرق دریا میشوم.

این قسمت تقدیم به کسی که اسمش معنای همه  زیبائیهاست  معنای  همه عشقها و معنای همه انتظارها آره انتظاری  سنگین  بطول  همه همه قرون وعرض همه دنیا کسی که همیشه اسمش تو دفتر خاطراتم بود واو فکر میکنه که هیچجا نمیتونه اسم خودشو ببینه شاید اینم از بدبختی من باشه که اینقده بد خط مینویسم که حتی اونی که واسش مینویسم که منو بفهمه حتی تو همه این مدت نتونسته اسم خودشو جای خودشو لابلای اون همه اوراق ببینه اما اگه یادش باشه از روز اول نهش گفتم من اون کسی نیستم که بیامو سر هر کوچه و برزنی عشقمو داد بزنم . وقتی گفتی من  حتی  بلد نیستم ادای عاشقارو در بیارم برام خیلی زیاد سنگین افتاد این حرفت اما بازم گفتم اون که خودش حالیش اما وقتی فکر میکنی که من واسه جلب ترحم مینویسم اصلا ذوق نوشتن تو ادم از بین میره و دیگه ادم نمیدونه چی بگه......................................................؟؟؟؟

********************************************************

بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه كه بودم
در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم پرگشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ریخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ یادم آید : تو به من گفتی : از این عشق حذر كن! لحظه ای چند بر این آب نظر كن آب ، آئینه عشق گذران است تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است! تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن! با تو گفتم :‌ "حذر از عشق؟ ندانم! سفر از پیش تو؟‌ هرگز نتوانم! روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد چون كبوتر لب بام تو نشستم، تو به من سنگ زدی من نه رمیدم، نه گسستم" باز گفتم كه: " تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم...! اشكی ازشاخه فرو ریخت مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت! اشك در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید، یادم آید كه از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه كشیدم نگسستم ، نرمیدم رفت در ظلمت غم، آن شب و شب های دگر هم نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نه كنی دیگر از آن كوچه گذر هم! بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم...............................................................................؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدا یا مگذار دعا کنم....................

که مرا از دشواری ها وخطرهای زندگی مصون داری....................................

بلکه،،دعا کنم تا در رویارویی،،با آنها شجاع و بی باک باشم....................................

مگذار از تو بخواهم درد مرا تسکین دهی.................................

بلکه توان چیرگی بر آن را به من ببخشی..........................................................

باز خواهم گشت

تقدیم به تمام عشاق و دردمندانی که در راه عشق فنا شدن.

دوباره باز خواهم گشت...

نمی دانم چه هنگام,از کدامین راه...

ولی یکبار دیگر باز خواهم گشت...

و چشمان تو را با نور خواهم شست...

به دیوار حریم عشق یکبار دگر,من تکیه خواهم کرد...

رسوم عشق ورزی را دوباره زنده خواهم کرد...

به نام عشق و زیبایی,دوباره خطبه خواهم خواند...

**********************************************************************************

تو هم رفتی...امروز دیگه مطمئن شدم که توهم منو با خودم گذاشتی و گفتی بدرود...داشتم به تو و پاهات که آروم آروم روی سنگ فرش خیابون قدم می گذاشتند و دور می شدند نگاه می کردم...اصلا باورم نمیشد که این تویی...یعنی توهم از من بریدی و حاضر به ترک کردن من شدی و رفتی؟!!!لحظه و لحظه کوچکتر میشدی...ولی مصیبت رفتنت برای من بزرگ تر می شد...تا اینکه به خودم اومدم و بدنم رو دیدم که از ترس تنهایی به خودش میلرزید...نفسهام تند شده بود...بغض گلوم رو میفشرد...دست خودم نبود...دو قطره اشک از دو دیده ناباور من سر خوردن و صورتم رو نوازش کردن و به روی زمین افتادند...اشکها آنقدر زیاد شدند که دیگه چیزی رو درست نمی دیدم...همون لحظه بود که برگشتی و برای بار آخر من رو نگاه کردی...ولی من نتونستم چهره ات رو ببینم به جای من اشکهای من تو رو دیدند و برای تو دست تکون دادند...سرم رو پایین گرفتم...دیدم زیر پام خیس شده...وقتی برگشتم و رفتم،برگشتم یک نگاه به عقب انداختم دیدم جای پاهام روی زمین خیس از گریه نمایان شده بود...یاد لحظه ای افتادم که با هم زیر بارون ایستاده بودم و حرف میزدیم،بعد که رفتیم جای دو تا پا روبروی هم روی زمین خیس نمایان شده بود...آه که این بار یک جای پا بود و جلوش هم خالی بود...آخه اون پای دیگه رفته بود...اینبار خیسی زمین از بارون نبود ازاون پای دومی بود...اون که رفته بود و به من گفته بود بدرود ای..........................؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟

I LOVE WALKING IN THE RAIN BECAUSE NO ONE KNOWS

I'M CRYING…………………………..?

  • ارسال نظر (0)
لیست توصیفنامه ها
3 آبان 85 - 07:32
ایول (eyval) با وبلاگت خیلی حال کردم (kheili ba webloget hal kardam) امیدوارم غمی تو زندگی نداشته باشی (Omidvaram Ghami Too Zendegi Nadashte Baashi) بای (BYE)
1 آبان 85 - 18:00
عشق یعنی ... برای همه عشق یعنی ...نتونی صبر کنی تاکسی شما رو به هم معرفی کنه. عشق یعنی ...همون سلام اول. عشق یعنی ...چیزی مثل تنفس در هوای پاککوهستان. عشق یعنی ...یک موهبت طبیعی که باید اونو پرورش داد. عشق یعنی ...انفجاراحساسات. عشق یعنی ...وقتی دلت می ره نتونی جلوشو بگیری. عشق یعنی ...جذب شخصیتش بشی. عشق یعنی ...وقتی تو از اون بخوای که مرد زندگیت بشه عشق یعنی ...وقتی من و تو ما میشیم عشق یعنی ...حاصل جمع دوانسان عشق یعنی ...مایه قوت قلب عشق یعنی ...شادی ونشاط عشق یعنی ...جواهر قیمتی خودتو به دست بیاری. عشق یعنی ...توی ذهنت خودتو بااون مجسم کنی. عشق یعنی ...وقتی توی انتخابت شک نداری. عشق یعنی ...وقتی دل پادشاهی میکنه. عشق یعنی ...وقتی اطمینان پیدامیکنی که اون مرد دلخواهته. عشق یعنی ...وقتی مردی به دختر دلخواهش برمیخوره. عشق یعنی ...کم کردن فاصله ها. عشق یعنی ...کلید یه رابطه محکم. عشق یعنی ...دو تایی سوار یه ماشین قوی توی پستی و بلندی ها. عشق یعنی ...فرار کردن به دنیای خصوصی خودتون. عشق یعنی ...خاطرات خوشی را که با هم داشتین بشماری تا خوابت ببره. عشق یعنی ...بوی عطرش از خاطرت نره. عشق یعنی ...از خودت بپرسی چرا دم به ساعت بهت زنگ نمیزنه. عشق یعنی ...همیشه برای زنگ زدن به هم وقت پیدا کنید. عشق یعنی ...دلت بخواد هدیه ای به اون بدی که مثل یه گنج نگهش داره. عشق یعنی ...وقتی با هم مشکل پیدا می کنید به حرفای هم خوب گوش کنید عشق یعنی ...یادت نره که هر کسی باید بتونه عقیدشو بگه. عشق یعنی ...خوبی هاشوهم درکناربدی هاش ببینی. عشق یعنی ...یه عالمه حرفو با یه اشاره گفتن. عشق یعنی ...تمام توجهت به اون باشه. عشق یعنی ...کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه. عشق یعنی ...هلش بدی توی مسیر درست. عشق یعنی ...توی پرداخت صورتحساب کمکش کنی. عشق یعنی ...یه قرار ملاقات خیلی مهم. عشق یعنی ...وقتی باهاش قرارداری حسابی به خودت برسی. عشق یعنی ...مثل توی قصه ها رمانتیک بودن. عشق یعنی ...احساس کنی که همهءدور و برت روعشق گرفته. عشق یعنی ...چیزی که از کلمات قویتره. عشق یعنی ...روی دریای خوشبختی شناور بودن. عشق یعنی ...بعضی وقتا بی حوصله شدن. عشق یعنی ...روی هم اسمای قشنگ گذاشتن. عشق یعنی ...چیزی که شما رو ثروتمندترین آدمای روی زمین میکنه. عشق یعنی ...بعضی وقتا جز ماه غمزده همدمی نداشته باشی. عشق یعنی ...جادوشکنی. عشق یعنی ...کسی رو داشته باشی که لحظات قشنگ زندگیت روباهاش شریک بشی. عشق یعنی ...وقتی توی دنیا هیچ چیز جز خودتون دو تا اهمیت نداره. عشق یعنی ...دو چهره خندون. عشق یعنی ...یه بازی که تمومی نداره. عشق یعنی ...چیزی مثل برنده شدن توی بازی. عشق یعنی ...وقتی شب مهتاب برات شعر می خونه......
22 مهر 85 - 18:58
وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست، نگفتم : عزیزم این کار را نکن ! نگفتم : برگرد و یک بار دیگر به من فرصت بده... وقتی پرسید دوستش دارم یا نه ، رویم را برگرداندم ! حالا او رفته، و من : تمام چیزهایی را که نگفتم میشنوم... نگفتم : عزیزم متاسفم ، چون من هم مقصر بودم ... نگفتم : اختلاف ها را کنار بگذاریم ، چون تمام آنچه ما میخواهیم عشق و وفا داری و مهلت است ... گفتم : اگر راهت را انتخاب کرده ای ، من آن را سد نخواهم کرد ! حالا او رفته، و من : تمام چیزهایی را که نگفتم میشنوم... او را در آغوش نگرفتم و اشک هایش را پاک نکردم. نگفتم : اگر تو نباشی ، زندگی ام بی معنی خواهد بود... فکر میکردم از تمام آن بازیها خلاص خواهم شد... اما حالا تنها کاری که میکنم : گوش دادن به تمام آن چیزهایی است که نگفتم ! نگفتم : بارانی ات را در آر ، قهوه درست میکنم و با هم حرف میزنیم... نگفتم : جاده بیرون خانه طولانی و خلوت و بی انتهاست ... گفتم : خدا نگهدار ، موفق باشی، خدا به همراهت ... او رفت و مرا تنها گذاشت، تا با تمام چیزهایی که نگفتم زندگی کنم ...
__