لیست دوستان :: 6
لیست کلوبها :: 15دوستانه 22 آبان 86 - 14:19 |
– عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید:
3 – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خودکرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است. آنکه او بسته غم و خنده بود او بدین دو عاریت زنده بود باغ سبز عشق، کو بی منتهاست جز غم و شادی درو بس میوه هاست عاشقی زین هر دو حالت، برترست بی بهار و بی خزان ، سبز و ترست در نگنجد عشق در گفت و شنید عشق، دریایی ست قعرش ناپدید. 4 – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است. یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود. بعضی ها می پرسند «باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!» در جواب باید گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد، باید تحمل کنید، نام این عشق نیست. از طرف دیگر بدون بررسی ، شناخت ، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد؟ ( یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است) خلاصه اینکه، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان هستند، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست. با مشورت و بررسی شما و خانواده هایتان از فرد مقابل آگاهی به دست می آورید، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افکار یکدیگر را می سنجید و سایر معیارهای مطلوب را دقیقا ارزیابی می کنید. بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید( نه هوس پیدا کنید). اما هوس اینست که معمولا به صرف مجاورت ایجاد می شود. همکلاسی، هم محله ای، همکار، فامیل و ...، می بینید، خنده ها و عشوه هایش را حس می کنید، شیطنتها ، بازیگوشی ها، و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید، به دلتون می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته می شود و واقعیت آن روشن می شود. معمولا چنین دو نفری به جای شناخت یکدیگر، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند، دل میدهند و قلوه می گیرند، هر روز به تعداد زیادی برای یکدیگر می میرند، یا حداقل غش می کنند و تعارفات کلاس بالا نصیب هم می کنند، از وجود یکدیگر ممنون می شوند، از هم زیاد تشکر می کنند، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا ....آموخته اند سعی می کنند طرف مقابل را شیفته خود سازند ( به هر قیمتی)به هم زیاد کادو می دهند، متون ادبی جالب ، آهنگهای احساس نواز، و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند، کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و ... را حذف کرده و همه را یک جا به محبوب خود پیشکش می کنند، و وقت خود را یا با او پر می کنند یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره ای می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند، بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد. او یک انسان نیست، یک فرشته است، او هیچ عیبی ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، کابوسی وحشتناک هست. مفعول شعرهای تمام ترانه های شاد و غمناک به نوعی به محبوب آنها بر می گردد، واینگونه این احساسات غیر قابل کنترل می شود ، در حالیکه عشق همانطور که گفته شد، فرایند مشخصی از آگاهی می باشد. منظور این نیست که از احساس تهی باشد، نه ، اما احساس یکی از پارامتر های مهم در کنار پارامترهای آگاهی هست که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند. احساس انفجار آمیز در رابطه ها منجر به تحریف واقعیت ها شده و آنقدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست. و پس از فروکش کردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیت ها را درک می کنند. |
لیست توصیفنامه ها14 بهمن 86 - 11:49 | |
فرشتگان از خدا پرسیدند: بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آفریدی ؟
خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب میشناسمش تا غمگین
نباشد به یاد خالق خود نمی افتند.
*********
زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من ؟ عشق فرمود تا چه گوید دل من، عقل
نالید کجا حل شود مشکل من ، مرگ خندید گفت در خانه ی ویرانه من.
*********
به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک، چرا باید به دور تو بگردم ؟؟؟ ندا آمد تو با پا آمدی باید
بگردی ، برو با دل بیا تا من بگردم.
*********
بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از
پاکی اشکهای خود فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی نیست.
*********
لحظات شادی خدا رو ستایش كن لحظات سختی خدا رو جستجو كن لحظات آرامش خدا رو
مناجات كن لحظات دردآور به خدا اعتماد كن و در تمام لحظات خدا رو شكر كن.
*********
از عارفی بزرگوار پرسیدند : آدم و ابلیس هر دو در بهشت گناه کردند... چه شد که
آدم بخشوده و ابلیس ملعون شد ؟ گفت: گناه آدم از شهوت بود وگناه ابلیس از عُجب
و تکبر بود... و عُجب و تکبر در نزد خداوند بخشش پذیر نبود
|
10 اردیبهشت 86 - 19:49 | |
و عشق.تنها عشق تو را به گرمی یک سیب میکند مانوس
دچار یعنی عاشق.و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک دچار ابی دریای بیکران باشد |
10 اردیبهشت 86 - 19:43 | |
وعشق صدای فاصله هاست
فاصله هایی که غرق ابهامند
|




















