لیست کلوبها :: 112
لیست توصیفنامه ها29 دی 86 - 02:48 | |
عشق مجالی است میان کربلا و دمشق….
مثال شهید به آئینه ماند که چون می شکند به هزار آینه مبدل شود. خون شهید، آئینه تمام نمای رسالت خون است. و تو مپندار که شهادت و رسالت خون با ریخته شدن در پای معبود به انجام خواهد رسید. راز خون را جز شهدا در نمی یابند. راز خون را در حدیث راه عشق باید جستجو کردن. آغاز آن کربلاست. و امتداد آن تا دمشق ... رسالت خون با کربلا آغاز می شود. آن هنگام که هر قطره خون، تمامی حیات خود را به پای معبود تقدیم می کند، آئینه وجود شکسته می شود و رسالت جوشیدن، رسالت ریخته شدن در پای معبود به انجام می رسد. اما... این آغاز راه عشق است و آغاز راز خون... راه عشق را امتداد تا دمشق است. راز خون در این جاست که باید تا دمشق هر شکسته ی این آئینه را ستاره ای کرد بر سقف این گنبد گردون که همیشه و همه وقت، راه عشق را به جویندگان بنماید. راز خون آنگاه آشکار خواهد شد که خون به فریاد بدل شود. کربلا هنگامه ریختن است و دمشق موسم فریاد. و در این ریختن و فریاد شدن است که راز خون تفسیر می شود...
حدیث راه عشق را تو مپندار که تنها باید در کربلا جستجو کرد. عشق مجالی است میان کربلا و دمشق. در کربلا خون می جوشد، ریخته می شود، بر نیزه می رود، و در دمشق فریاد می شود... و اینست تفسیر آن آیت که فرمود: انی اعلم ما لا تعلمون... تو ملک چه می دانی که راز خون چیست؟
تاسوعا و عاشورای حسینی، زمانی است که خون، رسالت جوشیدن و ریخته شدن را به انجام می رساند. و راه عشق با ریخته شدن خون آغاز می شود...
تسلیت این مصیبت به شما و تمامی دوستداران و ارادتمندان اهل البیت علیهم السلام
التماس دعای خیر...
شب چراغ
|
28 دی 86 - 14:50 | |
کربلا بیت الحرامی دیگر است.. حاجیانش را مقامی دیگر است.. نیت اش ، ترک سر و تن گفتن است.. در پی اش ، تکبیر در خون خفتن است ..شیعه گی آیا شکم پروردن است.. یا به روز جنگ ، عذر آوردن است؟ ..شیعه یعنی امتزاج نار و نور.. شیعه یعنی راس خونین در تنور.. شیعه یعنی بازتاب آسمان ..بر سر نی ، جلوه رنگین کمان ..شیعه باید آبها را گل کند.. خط سوم را زخون کامل کند.. خط سوم خط سرخ اولیاءست.. کربلا بارزترین منظور ماست
|
15 دی 86 - 11:44 | |
در افسانهها آمده، روزی كه خداوند جهان را آفرید، فرشتگان مقرب را به بارگاه خود فراخواند و از آنها خواست تا برای پنهان كردن راز زندگی پیشنهاد بدهند. یكی از فرشتگان به پروردگار گفت: خداوندا، آنرا در زیر زمین مدفون كن. فرشته دیگری گفت: آنرا در زیر دریاها قرار بده. و سومی گفت: راز زندگی را در كوهها قرار بده.
ولی خداوند فرمود: اگر من بخواهم به گفتههای شما عمل كنم، فقط تعداد كمی از بندگانم قادر خواهند بود آنرا بیابند، در حالی كه من میخواهم راز زندگی در دسترس همه بندگانم باشد. در این هنگام یكی از فرشتگان گفت: فهمیدم كجا، ای خدای مهربان، راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده، زیرا هیچكس به این فكر نمیافتد كه برای پیدا كردن آن باید به قلب و درون خودش نگاه كند.
و خداوند این فكر را پسندید.
|














