مجتبی روشنی , mogtaba95

مجتبی روشنی

 سلام...دوستان عزیزم عید باستانی نوروذ مبارکتون باشه
مجتبی روشنی , mogtaba95

مجتبی روشنی

مطالبدوستان 3935
cloobid
mogtaba95
، 2 سال و 7 ماه و 25 روز
مرد 39 ساله مجرد
ليسانس ، کارشناس ایمنی صنعتی TPC

دوستان

  • منصوره مُرگان  ازغدی , m_morgan
  • الی ظ , elhamzafari
  • ویــــــ ـــــــ دآ  , vida_life20
  • روشنک آبی استقلالی , roshanak16
  • امید بهاری , bahari_o
  • مینا مانی , mina_mani
  • مانلی مهدی زاده , bahane64
  • آوا حامی , ava_hami7
  • محسن ج , moshen
  • سمانه آل پاچینو , bekham
  • فتاح بحرانی , arefedelgir
  • اا نســــــترن اا  , nasazizi
  • نازی محمدی , tanhasetaretoohaftasemoon
  • رضا ماساژور , bmme
  • علی  ب , ahmid
  • سمیرا اریمس , samira_u2
  • تارا تارا , fredi_sigaro
  • سارا ر , 26385
  •  حامد  , character
  • 3935 نفر

    morebox img

رسانه ها

  • کلوب دات کام , recreation
  • کهن دیار , oldencountry
  • تورک ایگیدلری , fasboqan
  • خانه عاشقان , home_love
  • قهرمان من , MyHero
  • 488 رسانه

    morebox img


تبلیغات

مجتبی روشنی , mogtaba95

و فاصله ای ست ابدی،
میان «عشق» و «دوست داشتن»
که برای پیمودن این فاصله،
یا باید پرید، یا باید فرو چکید...
من هر دو را تجربه کردم.
عشق را اگر نتوانی به سمت دوست داشتن هدایت کنی،
تجربه ای دردناک خواهد شد!
خوبی دوست داشتن در این است که خراب نمی کند،
دِفُرمه نمی کند،
اسیر نمی کند...
اما عشق چیز دیگری است !
هیچ کس انتهایش را نمی داند
و شاید همین
جذابیت عشق است !!!
ادامه
99
کامنت بنویسید...
محمود حیدری , mahmoodheidari7
دوشنبه 7 اسفند ، 03:07
ᒪᓰḰᙓ
ادامه
شهاب مولایی , shahab_molaii
جمعه 20 بهمن ، 21:33
بیگ لااایک
ادامه
حمیدرضا استقلالی , hamidgodarzi
پنجشنبه 28 دی ، 18:15
لایك
ادامه
مجتبی روشنی , mogtaba95
می‌گویند که در روزگاران قدیم پادشاهی بود که در اثر بیماری در می گذرد. قبل از مرگ وصیت می‌کند چون وارث و جانشینی نداشته، فردای آن روز اول کسی که وارد شهر شد را بر جایگاه قدرت بنشانند و او را پادشاه جدید شهر معرفی کنند.
فردای آن روز مردم و امرا دستور شاه درگذشته را بر سر می‌گذارند و گدایی را که در تمام عمر تنها اندوخته‌اش خرده پولی بوده و لباس کهنه‌ای، به عنوان شاه معرفی می‌کنند و او را بر تخت پادشاهی می‌نشانند.
روزها می‌گذرد و این گدا که حالا شاه شده و البته معتبر، بر تخت می‌نشیند و امور را اداره می‌کند. تا اینکه برخی از امیران شهر و زیردستانش سر ناسازگاری با او بر می‌دارند و با دشمنان دست به یکی می‌کنند و شاه تازه هم که توان مدیریت امور را از کف داده، بخشی از قدرت را به آن‌ها واگذار می‌کند.روزی یکی از دوستان دیرینش که از قضا رفیق گرمابه و گلستانش بود، وارد شهر می‌شود و می‌شنود که رفیقش حال پادشاه آن دیار است. برای تجدید دیدار و البته عرض تبریک نزد او می‌رود.پادشاه جدید در پاسخ تبریک و تعریف و تمجید دوستش می‌گوید: ای رفیق بیچاره من، بدان که اکنون حال تو بسیار از من بهتر است. آن زمان غم نانی داشتم و اینک تشوش جهانی را بر دوش می‌کشم. سختی‌ها و رنج‌های بسیاری را متحمل گشته‌ام.
و در اینجاست که رفیق دیرینش می‌گوید: هرکه بامش بیش، برفش بیشتر.
ادامه
مجتبی روشنی , mogtaba95
چقدر سخته
تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید وبجاش یه
زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنی و بجای اینکه
لبریز نفرت شی حس کنی که هنوز هم دوسش داری . . .

me.hadiseh
ادامه
کامنت بنویسید...
  , bahaaar.a1985
شنبه 30 دی ، 17:03
ادامه
صبا  , saba.s.saiedifar
شنبه 30 دی ، 16:38
لایک
ادامه
نارین نوری , kordestan61
شنبه 23 دی ، 14:05
++++++
ادامه
مجتبی روشنی , mogtaba95
حضرت یحیی ( ع ) 3 ماه پیش
ادامه
مجتبی روشنی , mogtaba95
بانو ...

اگـه فکر میکنی
خودت چادری شدی،
اشتباه میکنی
بدون که انتخابت کردن!
بدون که یه جایی خودتو نشون دادی!
بدون حتما
یه یازهـرا گفتی..
که بی بی خریدتت

ارزون نفروشـی خودتو..!
تو بر گزیده ایی

ادامه