__
لیست دوستان :: 8
لیست کلوبها :: 20
  • نام کلوب :مهندسی کامپیوتر
    نام انگلیسی : computer_engineering
    تاسیس : 15 دی 1383
    8113 عضو ، 2390 بحث ، 6 آلبوم ، 36 مقاله ، 23 لینک ، 2 نظرسنجی

    مهندسی کامپیوتر

  • نام کلوب :بچه های اردبیل و ایران
    نام انگلیسی : bachehaye_ard
    تاسیس : 25 فروردین 1385
    2249 عضو ، 26 بحث ، 53 آلبوم ، 189 مقاله ، 12 لینک ، 8 نظرسنجی

    بچه های اردبیل و ایران زمین

  • نام کلوب :مشکلات جامعه امروزی
    نام انگلیسی : moshkelate_jameye_emrozi
    تاسیس : 24 شهریور 1385
    344 عضو ، 121 بحث ، 3 آلبوم ، 2 مقاله ، 3 لینک

    مشکلات جامعه امروزی

  • نام کلوب :من مرد تنهای شبم
    نام انگلیسی : tanhatarinha
    تاسیس : 10 تیر 1384
    7245 عضو ، 135 بحث ، 100 آلبوم ، 10 مقاله ، 6 لینک

    من مرد تنهای شبم

  • نام کلوب :دلتنگی ها...!
    نام انگلیسی : deltangihai_ma
    تاسیس : 23 تیر 1385
    3069 عضو ، 114 بحث ، 12 آلبوم ، 124 مقاله ، 21 لینک

    دلتنگی ها...!

  • نام کلوب :آبجی ها
    نام انگلیسی : abjiha
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    393 عضو ، 42 بحث ، 8 آلبوم

    آبجی ها

قاتلان جانی
8 بهمن 86 - 16:24

اینجا مدفن شرافت است ،

اینجا گورستانیست ، که ما برای مردانگی بنا کرده ایم .

ما قاتلان جانی ؛

چه ناجوانمردانه انسانیت را کشتیم ،

چه وحشیانه محبت را سر بریدیم ،

چه ظالمانه عدالت را زیر چکمه های طمع ، شهید کردیم ،

مردانگی رابا آب بی شرمی غسل دادیم ،

بر تن این میت غریب کافور دورنگی ونیرنگ زدیم ،

چقدر با اشتیاق بر پیکر سخاوت خاک ریختیم ،

و مروت را دفن کردیم ،

حلوای تلخ این ختم را به شیرینی خوردیم ،

و اشک تمساح ناله تزویرمان شد .

و اینک با عطر های تند کذب ، پیراهن ریا می پوشیم ،

و گام ها را در کفش لجاجت می فشاریم

کیف ها را از خود فروشی پر کرده ایم ،

و با ماشین های غرور بر جاده های سقوط می تازیم

خوراکمان  خشونت شده و شکم ها یمان سیراب از نفرت ،

جیب ها خالی از دوستی ،

دست ها دیگر برای تشویق بلند نمی شود

لب ها با لبخند های شیرین قهرند

و چشم ها توان بهتر دیدن را ندارند

دیگر زبان قادر به تمجید نیست

آری!

مدت هاست که دیگر نسل آزاد مردی منقرض شده است !

و فقط در افسانه ها میتوان برادری و رفاقت را جستجو کرد !

گویا حقیقت دروغی بوده ، که برای همیشه به تاریخ پیوسته است !

بیایید برای این زندگی فاتحه بخوانیم !

لیست توصیفنامه ها
23 شهریور 87 - 13:10
» Zamansız yağan yağmur bulutu gibi gelip oturacağım gözbebeklerine ağlayacaksın,bir burukluk duyacaksın vefasız yüreğinde beni unutmayacaksın,bir kabus gibi uykularını böleceğim gece yarısı,nasıl ben senı unutmadıysam sende beni unutamayacaksın.
8 تیر 87 - 00:53
روزی تصمیم گرفتم كه دیگر همه چیز را رها كنم. شغلم ‏را، دوستانم را، زندگی ام را! به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا ‏صحبت كنم. به خدا گفتم: آیا می‏ توانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری؟ و جواب ‏او مرا شگفت زده كرد. او گفت : آیا درخت سرخس و بامبو را می بینی؟ پاسخ دادم : بلی. فرمود: ‏هنگامی كه درخت بامبو و سرخس راآفریدم، به خوبی ازآنها مراقبت نمودم. به آنها نور ‏و غذای كافی دادم. دیر زمانی نپایید كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمین را فرا ‏گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع امید نكردم. در دومین سال سرخسها بیشتر ‏رشد كردند و زیبایی خیره كننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. ‏من بامبوها را رها نكردم. در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نكردند. اما من ‏باز از آنها قطع امید نكردم. در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمایان شد. در ‏مقایسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت ‏رسید. 5 سال طول كشیده بود تا ریشه ‏های بامبو به اندازه كافی قوی شوند. ریشه هایی ‏كه بامبو را قوی می‏ ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نیاز داشت را فراهم می ‏كرد. ‏خداوند در ادامه فرمود: آیا می‏ دانی در تمامی این سالها كه تو درگیر مبارزه با ‏سختیها و مشكلات بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحكم می ‏ساختی. من در تمامی این مدت ‏تو را رها نكردم همانگونه كه بامبوها را رها نكردم. ‏هرگز خودت را با دیگران ‏مقایسه نكن. بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما هر دو به زیبایی جنگل كمك می كنن. ‏زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می ‏ كنی و قد می كشی! ‏از او پرسیدم : من ‏چقدر قد می‏ كشم. ‏در پاسخ از من پرسید: بامبو چقدر رشد می كند؟ جواب دادم: هر ‏چقدر كه بتواند. ‏گفت: تو نیز باید رشد كنی و قد بكشی، هر اندازه كه ‏بتوانی
20 خرداد 87 - 14:31
من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم! انسان به میزانی که می اندیشد انسان است، نه به میزانی که اندیشه های دیگران را نشخوار می کند. " لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند
__