لیست دوستان :: 22
لیست کلوبها :: 24ژولیده ای در گالری 6 تیر 85 - 07:46 |
چون شب پره ای سرگردان رنگ پریده ونحیف گیج و ژولیده وارد میشود سرما در آستان در رنگ میبازد اختلاط رنگها و نورها در قاب چشمانش سنگینی میكند گونه های سرخش وامدار سرمای خیابانهای بی درخت و لرزش دستانش برگهای خزانی را میماند راستی بالا پوشش را به میخ كدامین دیوار آویخته؟ دیوارها فرش شده از تابلوهای صد رنگ اثر استاد فلان! زیر چشمی تابلوها را برانداز میكند نگاهها قامتش را بر انداز میكنند " وصله ناجور" گویا در سكوت بین نتهای یك كنسرت عظیم گوزیده كه این چنین دفن شدن در تحقیر را تجربه میكند! سالن را بسرعت چرخ میزند تابلوها هم بر ژولیدگیش تف میكنند در آخر یك شكلات از روی میز بر میدار و گم میشود كاغذ پشت شیشه را برای صدمین بار میخوانم "بازدید برای عموم آزاد است!!!؟؟؟" استاد در میان تحسین حاضرین از لحظات پر شكوه خلق بزرگترین اثرش حرف میزند اما من میاندیشم كه راستی یك شكلات سیرش خواهد كرد؟ |
لیست توصیفنامه ها6 اسفند 85 - 03:41 | |
سرزمین یخی
دستهایم را به هم میسایم
و من نمیدانم
چرا گرما ز این ملک اهورائی، رخت بر بسته؟
این صف آدمکهای یخی
از پی تائید چه
میکشندش به درازا اینچنین؟
این افکار وارانه
در این اجساد زنگیده
بدست کی شوند صیقل؟
دستهایم را به هم میسایم
و در اندیشه گرما،
ز سرما میبرم از یاد
و شاید آسمانها باز گیرند سرما ز ما
با گرمی دستانش،
بر دستانم میزند تاول
ولی این تاولم دیگر
بسان خاکستری در باد
میزداید از خاطرم عشق دروغین را
روح برادرم در استتار جسم زمینی
با سوزنهای میترائی،
سراپا مانده است دیگر
و اما خواهرم در زندان انسانی
با نغمه بغض شبانگاهی
در انتظار سحرگاهان
نظاره میکند این شفق را
براستی چرا گرما از دیارم رخت بر بسته؟
بدنبال چه میگردیم؟
صبح گرمابخش زندگانی
در کدامین بیراهه گمگشته؟
تو ای کوروش
چرا اینگونه فرزندانت،
در آغوش عرب
در خواب خرگوشی خفته اند دیگر؟
دگر گفتارشان شعر نیست،
ورد و دشنام است
دگر کردارشان حق نیست،
شیطانی و شر است
و پندارشان نیست نیک و توهم گونه است دیگر
کی رخت میبندد از سرزمین پارسایان سرما؟
کی رخت میبندد از افکار توحشگونه آریایان شر ز ما؟
من این فانوس شب تاریک رسولان را
و این تن بارگی در مدح خدایان را
نمیخواهم
رهایم کن، رهایم کن
تو ای افکار یخ بسته، رهایم کن
کجائی مهر من
این سینه ام دیگر نمیبخشد به من گرمی
این سفالین جمجمه دیگر شکسته
مغز و بن فاسد شده
روحم خراشیده
وجودم از سردی سرما
به عشق دیرینه اش
سبزی گیلان و گرمی دزفول
پل خواجوی اصفهانش
تخت جمشید شیرازش
سراسر ملک ایرانش
باز خواهد تپید از نو |
28 آذر 85 - 03:22 | |
واقعا جامعه و کشورش براش مهمه و همیشه یکی از دقدقه هاشه.
احسان همیشه یه چیزی برای گفتن داره....چیزایی که فقط باید گوش داد ویاد گرفت.
|
22 اردیبهشت 85 - 23:10 | |
از حضرتعالی دعوت می شود که باعضویت در بزرگترین کلوب دکتر احمدی نژاد ما را مفتخر سازید
http://www.cloob.com/club.php?id=7879 |




















