لیست دوستان :: 2
لیست کلوبها :: 14
لیست توصیفنامه ها11 اردیبهشت 87 - 13:02 | |
گفتمش :
فانوس ماه ، می دهد از چشم بیداری نشان
گفت : اما در شبی این گونه گنگ ،
هیچ آوایی نمی آید به گوش
گفتمش : اما دل من می تپد ، گوش کن اینک صدای پای اوست !
گفت : ای افسوس ، در این دام مرگ ، باز صید تازه ای را می برند
این صدای پای اوست ...!
گریه ای افتاد در من بی امان
در میان اشک ها پرسیدمش :
خوش ترین لبخند چیست؟
شعله ای در چشم تاریکش شکفت ،
جوش خون در گونه اش آتش فشاند
گفت :
لبخندی که عشق سر بلند
وقت مردن بر لب مردان نشاند
من زجا بر خاستم
بوسیدمش...!
|
11 اردیبهشت 87 - 13:01 | |
ای همه لطف و ملاحت سخن از وصل مگوی
که مرا نیست به سر شوق همآغوشی ها
دیگر از عطر خیال آور گیسوی بلند
نشود قسمت من نعمت بیهوشی ها
تو و یک جلوه به صد آینه در قصر نشاط
من و آغوش غم و کنج فراموشی ها ...
|















