میروم و نمیرود از سر من هوای تو
داده فلك سزای من تا چه بود سزای تو

میروم و نمی رود نام تو از زبان من
ده كه نمی پرسی از كسی نام من و نشان من
دیگر به لب نیا رم حدیث آشنایی
شكسته در گلویم نوای بی نوایی
فتاده هستی من به كام نا مرادی
ز چهره ام تو گویی پریده رنگ شادی
![2408vo[1].jpg](http://faust.persiangig.ir/image/2408vo[1].jpg)
میروم و نمیرود از سر من هوای تو
داده فلك سزای من تا چه بود سزای تو
میروم و نمی رود نام تو از زبان من
ده كه نمی پرسی از كسی نام من و نشان من
كنون كه می فریبد مرا سراب هستی
دووم عنان دل را دهم به عشق و مستی
دهم به عشق و مستی
این كه شد از عشق و وفا زیر و زبر هستی من
راز دل زار مرا كرده عیان مستی من

***************************