__
لیست دوستان :: 4
لیست کلوبها :: 89
  • نام کلوب :دانشگاه آزادی ها
    نام انگلیسی : azaduniversity
    تاسیس : 6 خرداد 1384
    3024 عضو ، 171 بحث ، 2 آلبوم ، 2 مقاله ، 5 لینک ، 1 نظرسنجی

    دانشگاه آزادی ها

  • نام کلوب :رضا صادقی
    نام انگلیسی : reza_sadeghi
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    10576 عضو ، 947 بحث ، 13 آلبوم ، 10 مقاله ، 6 لینک ، 4 نظرسنجی

    رضا صادقی

  • نام کلوب :دكتر الهی قمشه ای
    نام انگلیسی : ghomshehei
    تاسیس : 17 تیر 1384
    7777 عضو ، 270 بحث ، 3 آلبوم ، 2 مقاله ، 3 لینک

    دكتر الهی قمشه ای

  • نام کلوب :اهداء عضو
    نام انگلیسی : organ_donation
    تاسیس : 13 خرداد 1384
    4158 عضو ، 248 بحث ، 15 مقاله ، 7 لینک ، 2 نظرسنجی

    اهداء عضو

  • نام کلوب :دانشگاه آزاد نجف آباد
    نام انگلیسی : iaun
    تاسیس : 29 آذر 1383
    1635 عضو ، 88 بحث ، 5 آلبوم ، 4 مقاله ، 1 لینک ، 1 نظرسنجی

    دانشگاه آزاد نجف آباد

  • نام کلوب :دانشجویان ورودی 83
    نام انگلیسی : 83_students
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    892 عضو ، 114 بحث ، 1 آلبوم

    دانشجویان ورودی 83

eshghhh
31 خرداد 87 - 17:24

آنگاه که تنها شدی و در جست و جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی، بر من توکل نما. (نمل/79) آنگاه که نومیدی بر جانت پنجه افکنده و رها نمی شوی، به من امیدوار باش. ( زمر/53) آنگاه که دوست داری به آرزوهایت برسی، به درگاهم دعا کن تا اجابت نمایم.(غافر/60) آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد، به یاد من باش که من همواره به یاد تو هستم ( بقره/152) آنگاه که روحت تشنه نیایش و راز و نیاز است، آهسته مرا بخوان. ( اعراف/55)

  • ارسال نظر (0)
لیست توصیفنامه ها
16 آذر 86 - 00:15
با یک شکلات شروع شد من یک شکلات گذاشتم تو دستش اونم یک شکلات گذاشت تو دستم من بچه بودم اونم بچه بود سرمو بالا کردم سرشو بالا کرد دید که منو میشناسه خندیدم گفت دوستیم؟ گفتم دوست دوست گفت تا کجا؟ گفتم دوستی که تا نداره گفت تا مرگ خندیدمو گفتم من که گفتم تا نداره گفت باشه تا پس از مرگ گفتم: نه نه نه نه تا نداره گفت: قبول تا اونجا که همه دوباره زنده میشن یعنی زندگی پس از مرگ باز هم با هم دوستیم؟ تا بهشت تا جهنم تا هر جا که باشه منو تو با هم دوستیم خندیدمو گفتم تو براش تا هر جا که دلت می خواد یک تا بزار اصلا یک تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا اما من اصلا براش تا نمیزارم نگام کرد نگاش کردم باور نمیکرد می دونستم اون می خواست حتما دوستیمون یک تا داشته باشه دوستی بدون تا رو نمیفهمید !! گفت بیا برا دوستیمون یک نشونه بزاریم گفتم باشه تو بزار گفت شکلات باشه؟ گفتم باشه هر بار یک شکلات میزاشت تو دستم منم یک شکلات میزاشتم تو دستش باز همدیگرو نگاه میکردیم یعنی که دوستیم دوست دوست من تندی شکلاتامو باز میکردم میزاشتم تو دهنم تندو تند می مکیدم میگفت شکمو تو دوست شکموی منی وشکلاتشو میزاشت توی یک صندوقچه کوچولوی قشنگ میگفتم بخورش میگفت تموم میشه می خوام تموم نشه برا همیشه بمونه صندوقچش پر از شکلات شده بود هیچکدومشو نمی خورد من همشو خورده بودم گفتم اگه یک روز شکلاتاتو مورچه ها بوخورن یا کرمها اون وقت چی کار میکنی؟ میگفت مواظبشون هستم میگفت می خوام نگهشون دارم تا موقعی که دوستیم و من شکلاتمو میزاشتم تو دهنمو می گفتم نه نه نه نه تا نه دوستی که تا نداره !! یک سال دو سال چهارسال هفت سال ده سال بیست سالش شده اون بزرگ شده من هم بزرگ شدم من همه شکلاتامو خوردم اون همه رو نگه داشته اون اومده امشب تا خداحافظی کنه می خواد بره اون دور دورا میگه میرم اما زود برمیگردم من که میدونم اون بر نمیگرده یادش رفت به من شکلات بده من که یادم نرفته شکلاتشو دادم تندی بازش کرد گذاشت تو دهنش یکی دیگه گذاشتم تو اون دستش گفتم بیا این هم اخرین شکلات برای صندوقچه کوچولوت یادش رفته بود یک صندوقچه داره برا شکلاتاش هر دوتا رو خورد خندیدم میدونستم دوستی اون تا داره اما دوستی من تا نداره مثل همیشه خوب شد همه رو خوردم اما اون هیچ کدوم رو نخورده حالا با یک صندوقچه پر از شکلاتهای نخورده چی کار میکنه؟
__