لیست دوستان :: 27
لیست کلوبها :: 19تنهاترین عاشق غریب 27 مرداد 86 - 23:48 |
تنها بودنت را بهانه کردی تا به رنگ دوستیم اشنا شوی عادت را واسطه کردی که ماندنت را جاودانه کنی محبت را در دست گرفتی تا عشقت را اثبات کنی اکنون چه چیز در فکر داشتی و چه کس در قلب؟؟ که بودن و عشقت را انکار کردی!!و دوستیم را بی رنگ پنداشتی... من که ماندنت را تا ابد پنداشتم دلم را به دست پیک عشق سپردم تا به دستان پر محبتت برساند افسوس... هنگامی که رسید نقل مکان کرده بودی و قلبم در ان تاریکی غبارالود با اشناترین غریب و یار جاودانه ی تنهایی تنها ماند... و صدای قهقهه ای که از دور ساده بودنم را به رخ میکشید و من باز هم زمزمه کردم "دوستت دارم و هرگز محبتت را فراموش نمیکنم" |
لیست توصیفنامه ها24 تیر 87 - 20:11 | |
روزی دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد... او اکواریمی شیشه ای ساخت و با دیواری شیشه ای دو قسمت کرد . در یک قسمت ماهی بزرگی انداخت و در قسمت دیگر ماهی کوچکی که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگ بود . ماهی کوچک تنها غذای ماهی بزرگ بود و دانشمند به آن غذای دیگری نمی داد... او برای خوردن ماهی کوچک بارها و بارها به طرفش حمله کرد، اما هر بار به دیواری نامرئی می خورد. همان دیوار شیشه ای که او را از غذای مورد علاقش جدا میکرد . بالا خره بعد از مدتی از حمله به ماهی کوچک منصرف شد. او باور کرده بود که رفتن به آن طرف اکواریوم و خوردن ماهی کوچک کاری غیر ممکن است. دانشمند شیشه وسط را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز کرد؛ اما ماهی بزرگ هرگز به ماهی کوچک حمله نکرد. او هرگز قدم به سمت دیگر اکواریوم نگذاشت و از گرسنگی مرد. میدانید چرا؟ آن دیوار شیشه ای دیگر وجود نداشت، اما ماهی بزرگ در ذهنش یک دیوار شیشه ای ساخته بود . یک دیوار که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود؛ آن دیوار باور خودش بود. باورش به محدودیت. باورش به وجود دیوار. باورش به ناتوانی. ما هم اگر خوب در اعتقادات خودمان جستجو کنیم، کلّی دیوار شیشه ای پیدا می کنیم که نتیجهء مشاهدات و تجربیات ما است و بسیاری از آنها هم وجود خارجی ندارند و فقط در ذهن خود ساخته شدهاند
|
2 اسفند 86 - 19:58 | |
TAVALODET RO PISHA PISH TABRIK MIGAM AZIZAMM |
5 مهر 86 - 23:42 | |
یه دختر خوب و فوق العاده. مهربون و دوست داشتنی :* اینجانب که خیلی دوستش دارم |


























