هانیه محب , mina_223mina

هانیه محب

 شمایی كه همشهری  نیستی قبول درخاستت فقط استفاده از مطالب هست
هانیه محب , mina_223mina

هانیه محب

مطالب تصاویر 7
cloobid
mina_223mina
، 5 سال و 2 ماه و 29 روز
زن 33 ساله مجرد
زير ديپلم ،

آلبوم تصاویر

7 تصویر ...

morebox img

رسانه ها

  • کلوب دات کام , recreation
  • خوشرویان  , khoshrooyan_gb
  • 271 رسانه

    morebox img


تبلیغات

هانیه محب , mina_223mina
هیچ وقت فکر نکن که جنگ، هر قدر هم منصفانه و یا ضروری ،
چیزی جز جنایت باشد.

#ارنست_همینگوی
ادامه
99
60
6
13
هانیه محب , mina_223mina
فکر؛
آهسته بود
آرزو دور بود؟
مثل مرغی که روی" درخت" حکایت
می خواند... !

سهراب سپهری
ادامه
47
2
10
هانیه محب , mina_223mina
راه
مست بود
هرچه می‌رفتیم
ما را به جای دیگری می‌برد...

# مهدی اشرفی

ادامه
10
2
2
هانیه محب , mina_223mina
اینجا
همین جا
نزدیکِ همین تنفسِ‌‌ بی خواب
تو را
طوری نزدیک به لمسِ هوا حس می کنم
که گنجشک تشنه
عطرِ باران را
باید باور کنی
و گرنه من اعتماد به دنیا را از دست خواهم داد
اینجا
و همین جا
تنها کنارِ من است
که جهان
گاهی
جایِ دنج و دلپذیری می شود
می شود رویت را سمتِ من برگردانی....! ؟

#سیدعلی_صالحی
ادامه
هانیه محب , mina_223mina
1 هفته پیش
اگر باغ نگاهم پر زه خار است
گلم تاراج دست روزگار است

به چشمانت قسم با بودنِ تو
زمستانی ترین روزم بهار است

بازیچه ی دست یار بودن عشق است
در پنجۀ غم شکار بودن عشق است

در محکمه ای که یار باشد قاضی آن
محکوم ِ طناب دار بودن عشق است

من که شکسته ام کمی راه بیا
بالی بگشای و گاه و بیگاه بیا

آزرده مشو بیا گناه از من بود
گفتم که مقصرَم ،تو کوتاه بیا

بخدا خسته از این زخم زبانت شده ام
بیخیال از تو و اَبروی کمانت شده ام

اشکی از دیده فرو ریخت و رسوایم کرد
حرف آخر تو کجایی؟ نگرانت شده ام

به درد هم اگر خوردیم قشنگ است
به شانه بار هم بُردیم قشنگ است

در این دنیا که پایانش به مرگ است
برای هم اگر مُردیم قشنگ است

به لبخندی مرا از غم رها کن
مرا از بی کسی هایم رها کن

اگر مُردن سزای عاشقان است
برای مُردنَم هر شب دعا کن

به پایت عمر خود را خاک کردم
برایت سینه ها را چاک کردم

به غمهای دل ِ ما سر زن ای عشق
که سر تا پا هوس را پاک کردم
ادامه
کامنت بنویسید...
ندای آسمانی , nedamama
شنبه 25 فروردین ، 09:05
ای عشق ! همّتی کن ، رنجم به سر بَر ای عشق
از پا نشسته داری ، دستی بر آور ای عشق
پیریّ و هم تو دانی ، آن جادوی جوانی
آری تو هم قدیمی ، هم نا مکرّر ای عشق
ما خسته ایم و تشنه ، تو سایه ای و چشمه
باغی ، پس از بیابان ــ باغ مشجّر ــ ای عشق
بحر تحیّرم تو ، اوج تفکّرم تو
عین تصوّرم تو ، از ذات برتر ای عشق
دستت اگر نگیرم ، غم می کِشد به زیرم
مپسند از او ، اسیرم ، گرد دلاور ! ای عشق
منصور راستینم ، جانم در آستینم
بستان و کن چنینم ، در عشق باور ای عشق
خامم هنوز از این سان ، هان ! کوره ات بتابان
ادامه
شهاب مولایی , shahab_molaii
دوشنبه 16 آذر ، 11:52
چه رمانتیك و عاشقی
ادامه