| کلوب آی دی | mili_evilboy ، سن کلوبی : 3 سال و 7 ماه و 6 روز |
| درباره من | این داستان واقعی می باشد .........>> کلیک کن اگه دوست داشتی کامل بخون ......... ( به روز شده در 22 - 8 - 89 ) از زمان سادگیام خیلی وقته گذشته ! دیگه هیچ چی به سادگی روز اول نمیشه ! خیلی پر روووووووووووووووووووام ......... ! تو دلم خیلی چیزا نیست یه چیزایی هست که هیچ کس نمی دونه ! پس اگه چیزی گفتم خدا می دونه منظورم چی بوده ! یه ذره لوسم ... نه لوس دخترووونه ..... یعنی ادا مدا های خواص خودمو دارم ! اگه ندونید گاهی وقت ها فکر می کنید 15-16 سالمه ! گاهی وقتا هم انگار همه روز های تمام تقویارو رد کردم ! ..... زندگیم مثل فیلم های مستند می مونه ! ........ گاهی به سادگی نگاه کردن از شیشه اتوبوس می مونه که همه چی تند و تند می گزره گه گاهی هم 40 ثانیه ای پشت چراغ قرمز می مونم ! گاهی وقت ها هم اونقد پیچیده که توش گم میشید ! بیشتر آدم هایی که تو زندگیم اومدن که تعدادشون کم هم نبودن ! منو اینجوری توصیف کردن ! ============ شیطون - مهربون - سنگ دل - پر روووووووو - گاهی بی شعور - پر مدعا - باهوش ! سعی کردم روز هام به روز مرگی نره ! گاهی وقت ها حس می کنم زندگیم داره حدر می ره ........ بیشتر اوقات تنهام - تنهایی رو دوست دارم -با تنهاییام بزرگ شدم ! به اندازه موهای سرتون گریه گردم واسه چیز ها و آدم هایی که باورشون کردم ! به همون اندازه هم دل شکوندم ! ......... کارما رو باور دارم - اینکه بدی کنی دنیا بهت بدی می کنه خوبی کنی دنیا روی خوش بهت نشون می ده ! ...... اینجاهاش مهمه ........>>>>>>>>>>>> <<<<< قشنگ ترین اتفاقی که تو زندگیم افتاد - آشنا شدنم با یه دخنر 16 ساله بود -( البته الان 16 سالش نیست ) تمام چیزایی که تو زندگیم یاد گرفتم از اون بوده - البته غیر مستقیم - وفا رو زمانی بهم یاد داد که با وجود ثانیه ثانیه هایی که کنارش با تموم توانم بودم - آرزوهامو با دیگرون شریک میشد ! - فداکاری رو زمانی یادم داد در مقابل هر لبخندش جوابش جز آرامش ندادم و باهاش خندیدم ! از اون موقع 4-5 سال می گزره ! هنوز که هنوزه عاشق تک تک بدیهاییم که بهم کرده ! چیزی که الان هستتم مدیوونشم ! و خدا شاهده کسی که هستم رو با تمام وجود دوست دارم ! >>>>>............. از آدم هایی که یه طرفه به قاضی میرن خیلی متنفرم .... نگاه آدما خیلی واسم مهمه .... نگاه های خوشکل رو دوست دارم ... به نظرم تو نگاه آدما همه چیز رو میشه فهمید !...... صداها هم همین طور .... شده تا حالا ساعت ها تو خیابون ها راه می رم و آروم به صدا ها گوش می کنم ....... که زندگی آدم ها تو صدا های کوتاه و جملاتی که از کنارشون می گزرم خلاصه میشه ! ..... یکی منتظره ....یکی ناراحت ...یکی باصدای بلند داره می خنده ...یکی به تمسخر یکی دیگه نشسته و یکی دیگه داره از یکی دیگه تعریف می کنه همه و همه با هم .........اون موقست که آدم دوست داره جای هیچ کدوم از اون آدم ها نباشه........ صحبت کردن رو دوست دارم .... خیلی سعی می کنم شیک و با مزه صحبت کنم ..... صدام به سنم نمی خوره ! از زنبور خیلی می ترسم همچنین سگ های مشکلی .......... تا حالا شده کله پارک رو فرار کردم ( به دلیل حمله زنبور ها ) از سوسک و مارمولک چندشم میشه .... ( جیییییییییییییییییییییییییییییغ ) خیلی های تو اولین پیام ها و برخورد هاشون چه تو نت چه بیرون ازم پرسیدند ..... چند تا دوست دختر داری (GF) ... اینجا همون چیزی رو می نوسیم که به اونا گفتم 3 سال پیش به یه بمبست کلیشه ای خوردم ! زمانی که کسی دوسش داشتم تنهام گذاشت ! اون موقع بود که به خودم گفتم چطور اون تونیست منم می تونم ! من به هیچ کس نیاز ندارم ......1 سال گذشت .... و نمی دونم چی شد .... درد رفتن اون بود .... استعداد خودم خوب بود .....نمی دونم .....فقط می دونم تبدیل شدم به چیزی که بهش می گن PLAYER. ( اگه نمی دنید چیه برید تو گوگل سرچ کنید اطلاعاتتون کامل میشه ) پس اگه می پرسید چند تا می گم به اندازه ی کافی داشتم که باعث شد هر چی احساس دارم خشک بشه ! و الان تو هیچ خونه ای جایی ندارم ! یه ره گذرم که میامو می رم .واسه همینم گذشته من پر از داستان های عجیب غریب ...... به نظرم هر چیزی قانون و فرمولی داره ..... اگه قانون و فرمولش رو بلد باشی ...... همه چی حله ...... تو شهری زندگی می کنم که شاید باورتون نشه 80 درصد مردمش بدون اینکه حتی منو بشناسن و حتی یک بار با من برخورد داشته باشن از من بدشون میاد ! خوب اینم یه طورشه ! شاید باور نکنید ولی این وضعیت رو دوست دارم ! یعنی خودم ساختم ! چطوری ؟ 1- سعی نکردم آدم محبوبی باشم ! اخه دلیلی نداره کسی که منو نمیشناسه از من خوشش بیاد ! ......... عاشق این مردمم که هنوزم خودشونم نمی دونم چرا و چه احساسی دارن ! به راحتی میشه باهاشون بازی کرد ! زمانی که ندونسته تنفر رو حس می کنن خیلی ساده میشه عاشقشون کرد ! الان هر کی دورو ورمه واقعا قبولم داره چون منو میشناسه و هر کی نیست ! جزو ادم های احمقیه که از من بدشون میاد ! این طوری ساده تر نیست ! آدم ها 3 دسته باشن ! 1- آدم هایی که دوستتن ( دوست دارن و میشناسنت ) -2- آدم هایی که دشمنتن ( از تو بدشون میاد) - 3- آدم هایی که هیچ وقت ندیدنت ! دسته اول رو میشه با اطمینان و با همه وجود کنارشون بود - دسته دوم هیچ اعتباری بهشون نیست ! وتکلیفشون معلومه - دسته سوم هم همیشه میشه امید وار بود ! آدم های خوبی توشون پیدا بشه که افتخار آشنایی داشته باشن ! ........... از آدم های تکراری حالم به هم می خوره ......... رو دختر ها خیلی حساسم ........جنسیت دخترارو خوب می شناسم ! ..........و احترامه زیادی الان ( الان ) واسشون قاعلم .... از دختر هایی که بخاطر داشتن چهره زیبا و یا داشتن چیز های دیگه (U KNOW)خودشون رو برتر می دونن حالم به هم می خوره ...آدم باید واسه چیزی ادعاش بشه که خودش واسه خودش ساخته ! ... الان خیلی آرووومم ! زندگیم مثل فیلم های هندی می گزره ..... با هیجان پر از احساس ! ( دیگه خودم رو بین آدم ها قسمت نمی کنم ) دروغ های قشنگ رو دوست دارم .... دروغ هایی که ارزش شنیدن داشته باشه ... باور بکنید یا نه حقیقت اونقدر ها که میگن قشنگ نیست .... بهتره گاهی وقت ها دروغ هارو باور کنیم ببینید زندگی چه جوری عوض میشه ولی فراموش نکنید که زندگی یه دروغ بزرگه اون موقست که سر خودتون کلاه نمی زارید .... زندگیم خلاصه شده تو هنر ...... 8 ساله موسیقی کار می کنم ... حرفه اصلیم صدا برداریه ..... 4 ساله موسیقی نمایش مشغولم ! ........... سال پیش هم بازیگری کارگاهی رو شروع کردم .... عاشق کار هایی هستم که هر کسی نمی تونه بکنه .... همه ی زندگیم رو با این دید طی کردم که من واسه کار بزرگ آفریده شدم......... آچار فرانسه بازی رو دوست دارم ....دوست دارم مثل دریا باشم عمیق و پهناور .... از هر چیزی بدونم و اطلاعاتم زیاد باشه ...... از نجاری و لوله کشی و جوش کاری تا طراحی سایت ..عکاسی ...کارگردانی فیلم کوتاه و .... انجام دادم و زندگیم رو به روز مررگی نکشوندم !>>>>> عاشق خیابونم ..... ولی بعضی وقت ها بدجوری ازش می ترسم ... <<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<< چند شبه خوابتو نمی بینم، رژه میرم تو چاردیواریم.. اشكامو تو گلوم میریزم، ریه هامو تو زیر سیگاریم... چشامو می بندم شب ها - خودم رو به خواب می زنم... شاید روزای خوب برگردن - ساعتا رو عقب میبرم... >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> --------- مدت ها از راحتیه خوابه شبم می گزره ! سوالی هنوز ذهنم رو اشغال می کنه ! که آخر چرا ؟ >>------------- دومین روز از روز فراق ! . . . ابرها هنوز در آسمان اند فرسنگها فاصله بین دو انسان شاید بین یک فرشته و شاید یک انسان گوش کن . . . صدای موسیقی متن نمایش سرنوشت ما را می شنوی ؟ می شنوم می شنوی دلم آرام نمی گیرد کاش یقین داشتم که آسمان آنجا هم همین رنگ است اما همین رنگ نیست این را هزاران بار می دانم و احساس می کنم که این روزها . . . آسمان هیچ کجا یک رنگ نیست ----------- این داستان ادامه دارد .......>>>>>> |
| وضعیت | مرد25 ساله مجرد |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | Iran ، اصفهان ، اصفهان / دهکده بزرگ فشن شعبه صفاهان |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | فوق ديپلم |
| شغل | دانشجو - صدا بردای و آموزش موسیقی |
| اطلاعات اضافي | دیروز همین ساعت.................................. دیروز همین ساعت - چشماتو بغل کردم دستامو تو دریایه - آغوش تو حل کردم دیروز همین ساعت - هرثانیه روشن بود هر لحظه یه تصویر از - فردای تو و من بود دیروز چه آرومو - امروز چه طوفانی دیروز چه کوتاهو - امروز چه طولانی امروز که میبینم - باخاطره بی رحمی امروز که میفهمم - حرفامو نمیفهمی انگار خودت نیستی - میترسم ازین باور ای کاش تموم میشد - این لحظه زجرآور این لحظه که دلگیره - دلگیر تر از غربت این لحظه چه شیرین بود ............... دیروز همین ساعتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت........... |
| دین | اسلام |
| قد | 165-170 |
| وزن | 50-55 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، دوستانه ، شلوغ ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | متغيير ، مد روز ، مدرن |
| صفحه وب | http://www.emo-corner.com |
| تاریخ عضویت | 16 تیر 1387 ساعت 00:19 |