__
لیست دوستان برای دوستان مقدور می باشد.
لیست کلوبها :: 12
  • نام کلوب :پراید
    نام انگلیسی : pride
    تاسیس : 16 اردیبهشت 1384
    232 عضو ، 76 بحث ، 59 آلبوم ، 16 مقاله ، 6 لینک ، 3 نظرسنجی

    پراید

  • نام کلوب :آی تی چالوس
    نام انگلیسی : it0chaloos
    تاسیس : 30 اردیبهشت 1384
    42 عضو ، 32 بحث ، 2 مقاله ، 10 لینک

    آی تی چالوس

  • نام کلوب :گوگل تاک
    نام انگلیسی : google_talk
    تاسیس : 15 مهر 1384
    106 عضو ، 11 بحث ، 36 مقاله ، 2 لینک

    گوگل تاک

  • نام کلوب :گروه نرم افزاری طنین س
    نام انگلیسی : taninsoftpc
    تاسیس : 31 شهریور 1385
    28 عضو ، 23 بحث ، 2 مقاله ، 1 لینک

    گروه نرم افزاری طنین سافت

  • نام کلوب :ویندوز خاورمیانه
    نام انگلیسی : windows_kh
    تاسیس : 3 تیر 1384
    439 عضو ، 25 بحث ، 7 آلبوم ، 15 مقاله ، 2 لینک

    ویندوز خاورمیانه

  • نام کلوب :Network Linux&Windows
    نام انگلیسی : linuxnetwork
    تاسیس : 5 خرداد 1385
    113 عضو ، 23 بحث ، 9 آلبوم

    Network Linux&Windows

شقایق یعنی تمام زندگی
25 آذر 86 - 14:28



  شقایق گفت:با خنده نه بیمارم، نه تبدارم
  اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم
  گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی
  نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی
  یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود
  و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه
  ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت
  ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته
  و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز آنچه زیر لب
  می گفت :
  شنیدم سخت شیدا بود نمی دانم چه بیماری
  به جان دلبرش افتاده بود- اما
  طبیبان گفته بودندش
  اگر یک شاخه گل آرد
  ازآن نوعی که من بودم
  بگیرند ریشه اش را و
  بسوزانند
  شود مرهم
  برای دلبرش آندم
  شفا یابد
  چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را
  بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده
  و یک دم هم نیاسوده که افتاد چشم او ناگه
  به روی من
  بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من
  به آسانی مرا با ریشه از خاکم جداکرد و
  به ره افتاد
  و او می رفت و من در دست او بودم
  و او هرلحظه سر را
  رو به بالاها
  تشکر از خدا می کرد
  پس از چندی
  هوا چون کوره آتش زمین می سوخت
  و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت
  به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟
  در این صحرا که آبی نیست
  به جانم هیچ تابی نیست
  اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من
  برای دلبرم هرگز
  دوایی نیست
  واز این گل که جایی نیست ؛ خودش هم تشنه بود اما!!
  نمی فهمید حالش را چنان می رفت و
  من در دست او بودم
  وحالا من تمام هست او بودم
  دلم می سوخت اما راه پایان کو ؟
  نه حتی آب، نسیمی در بیابان کو ؟
  و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت
  که ناگه
  روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر اوکم شد
  دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد- آنگه
  مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت
  نشست و سینه را با سنگ خارایی
  زهم بشکافت
  زهم بشکافت
  اما ! آه
  صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد
  زمین و آسمان را پشت و رو می کرد
  و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می کرد
  نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را
  به من می داد و بر لب های او فریاد
  بمان ای گل
  که تو تاج سرم هستی
  دوای دلبرم هستی
  بمان ای گل
  ومن ماندم
  نشان عشق و شیدایی
  و با این رنگ و زیبایی

  و نام من شقایق شد
  گل همیشه عاشق شد.

لیست توصیفنامه ها
15 اسفند 86 - 18:47
میلاد دادا تولدت مبارک ایشا... عمر پر برکت داشته باشی
8 بهمن 86 - 21:32
پوشه : از تمام صفاتی که برای پرورش جان و جسم شما سودمند است هیچ یک به سودمندی تصمیم و اراده نیست.
22 دی 86 - 23:22
فردریش نیچه: بشر را مشتاق زندگی ساده و همراه با ریاکاری اخلاق گرایانه می بینم.
__