__
لیست دوستان :: 950
لیست کلوبها :: 835
  • نام کلوب :آموزشگاه موسیقی طریقت
    نام انگلیسی : amozeshgahetarighat
    تاسیس : 12 اسفند 1384
    40 عضو ، 8 بحث ، 8 آلبوم ، 1 لینک

    آموزشگاه موسیقی طریقت

  • نام کلوب :باران برف
    نام انگلیسی : baranobarf
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    418 عضو ، 18 بحث ، 12 آلبوم ، 5 مقاله ، 1 نظرسنجی

    باران برف

  • نام کلوب :بروبچه های باحال شهر
    نام انگلیسی : bachebahala
    تاسیس : 31 تیر 1384
    135 عضو ، 13 بحث ،

    بروبچه های باحال شهر

  • نام کلوب :دوستی همان عشق است بدو
    نام انگلیسی : dostihamaneshghast
    تاسیس : 2 دی 1384
    110 عضو ، 45 بحث ،

    دوستی همان عشق است بدون بالهایش

  • نام کلوب :شهر داد روحانی
    نام انگلیسی : sharhadad_rohani
    تاسیس : 7 مرداد 1384
    156 عضو ، 32 بحث ، 3 آلبوم ، 2 مقاله ، 3 لینک

    شهر داد روحانی

  • نام کلوب :كلوب برانكو ایوانكووی
    نام انگلیسی : branko
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    90 عضو ، 32 بحث ، 9 آلبوم

    كلوب برانكو ایوانكوویچ

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات ارتباط برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات حرفه برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
14 مرداد 87 - 21:01
دوست دارم بروم سربه سرم نگـــذارید گریه ام را به حســاب سفرم نگـــذارید دوست دارم که به پابوسی باران بروم آسمان گفته که پا روی پرم نگـــذارید این قدر آینه ها را به رخ من نکشیــد این قدر داغ جنون بر جگرم نگـــذارید چشمی آبی تر از آیینه گرفتارم کرد بس کنید این همه دل دور وبرم نگذارید آخرین حرف من این است،زمینی نشوید فقط... از حال زمین بی خبرم نگــذارید
5 مرداد 87 - 17:12
باز باران دلم تشنه ی نوشیدن دستان تو است... باز تکرار نسیم حس خوبی دارد... باز من یادم رفت که چه ها می گذرد... من ولی دلشادم... بی سبب من امروز حس خوبی دارم... حس خوبی که از عادت خالی است... شاید این بی سببی هم سبب است... گرچه هستند کسانی که براشان سخت است باور انکه بی سبب می خندم...بی سبب هم گاهی اشک ها می ریزم... من دلم می خواهد قاصدک ها را پرواز دهد... زیر باران برود ... و به همراه نسیم بین تنهایی موهوم درختان بدود... من دلم می خواهد برود روی بلندی و ببیند دنیا از دور مثل نزدیکش نیست -ساکت و کوچک و آرام و قشنگ - و صدایی که در اندوه بلندی جاری است بشکند با آواز... حس خوبی دارم ... حسی از باور فردا خالی ... حسی از عادت دیروز تهی...حس خوبی پر "من" بودن... پر احساس تعلق... و رهایی ... پر ترس... حس وهم انگیزی است...ولی آهسته به من روشنی می بخشد... من نه امروز دلم می خواهد به افق فکر کند و نه به شعر... من دلم می خواهد یک امروز با خودش خوش باشد و بخندد وبداند که هنوز می شود بی سبب هم خندید. ببخشید شاید نباید این نوشته رو می فرستادم و لی چه کنم یه حسیه که دوست دارم با همه ی دوستان گلم با پیام گروهی حرف بزنم کمی تنهایی اذیتم میکنه ، با شما با مهر تقسیم می کنم که بیاییم بیرون از قفس تنهایی خویش salam dadashi mikhastam tavalodeto behet tabrik begam ishala tavalode arousit arezoumande arezouhayat mehran
5 مرداد 87 - 14:30
فراموش کن چیزی را که نمی توانی به دست آوری .......... و به دست آور چیزی را که نمی توانی فراموش کنی . تمام زندگی را از دریا بیاموز , زیرا برای در اغوش گرفتن ساحل ارام و قرار ندارد . تولدت مبارك
__