__
لیست دوستان برای دوستان مقدور می باشد.
لیست کلوبها :: 20
  • نام کلوب :کافی نت رز طلایی
    نام انگلیسی : GOLDEN_ROZE
    تاسیس : 4 اسفند 1386
    95 عضو ، 19 بحث ، 11 آلبوم ، 8 مقاله ، 15 لینک

    کافی نت رز طلایی

  • نام کلوب :استقلال تهران
    نام انگلیسی : esteghlal_tehran
    تاسیس : 6 دی 1383
    16827 عضو ، 3941 بحث ، 36 آلبوم ، 43 مقاله ، 25 لینک ، 49 نظرسنجی

    استقلال تهران

  • نام کلوب :انجمن كورش بزرگ
    نام انگلیسی : koroshkabir
    تاسیس : 30 دی 1383
    12216 عضو ، 2836 بحث ، 7 آلبوم ، 34 مقاله ، 25 لینک ، 1 نظرسنجی

    انجمن كورش بزرگ

  • نام کلوب :پیام کوتاه (sms)
    نام انگلیسی : s_m_s_sms
    تاسیس : 20 خرداد 1384
    7367 عضو ، 232 بحث ، 9 آلبوم ، 16 مقاله ، 1 نظرسنجی

    پیام کوتاه (sms)

  • نام کلوب :بر و بچ شهرک غرب
    نام انگلیسی : reychildren2
    تاسیس : 12 خرداد 1385
    3844 عضو ، 46 بحث ، 30 آلبوم ، 9 مقاله ، 9 نظرسنجی

    بر و بچ شهرک غرب

  • نام کلوب :خاوران
    نام انگلیسی : khavaran
    تاسیس : 16 تیر 1385
    86 عضو ، 26 بحث ، 28 آلبوم ، 15 مقاله ، 3 لینک

    خاوران

شعرهای حسین پناهی
27 مرداد 87 - 13:41

منظومه ها

 پس این ها همه اسمش زندگی است
 دلتنگی ها دل خموشی ها ثانیه ها دقیقه ها
حتی اگر تعدادشان به دو برابر آن رقمی که برایت نوشته ام برسد
ما زنده ایم چون بیداریم
ما زنده ایم چون می خوابیم
 و رستگار و سعادتمندیم
زیرا هنوز بر گستره ویرانه های وجودمان پانشینی
برای گنجشک عشق باقی گذاشته ایم
خوشبختیم زیرا هنوز صبح هامان آذین ملکوتی بانگ خروس هاست
سرو ها مبلغین بی منت سر سبزی اند
 و شقایق ها پیام آوران ایه های سرخ عطر و آتش
برگچه های پیاز ترانه های طراوتند
و فکر من
واقعا فکر کن که چه هولنک می شد اگر از میان آواها
بانگ خروس رابر می داشتند
و همین طور ریگ ها
 و ماه
 و منظومه ها
 ما نیز باید دوست بداریم ... آری باید
زیرا دوست داشتن خال با روح ماست

 ساده دل

 دل ساده
 برگرد و در ازای یک حبه کشک سیاه شور
 گنجشک ها را
از دور و بر شلتوک ها کیش کن
 که قند شهر
دروغی بیش نبوده است 

 

بارون

همه اینو می دونن
 که بارون
همه چیز و کسمه
 آدمی و بختشه
حالا دیگه وقتشه
که جوجه ها را بشمارم
 چی دارم چی ندارم
بقاله برادرم
می رسونه به سرم
آخر پاییزه
 حسابا لبریزه
 یک و دو !‌ هوشم پرید
یه سیاه و یه سفید
جا جا جا
 شکر خدا
 شب و روزم بسمه

چراغ

بیراهه رفته بودم
آن شب
 دستم را گرفته بود و می کشید
 زین بعد همه عمرم را
 بیراهه خواهم رفت

تاسه

در گهواره از گریه تاسه می رود
کودک کر و لالی که منم
هراسان از حقایقی که چون باریکه ای از نور
از سطح پهن پیشانیم می گذرد
خواهران و برادران
 نعمت اندوه و رنج را شکر گذار باشید
همیشه فاصله تان را با خوشبختی حفظ کنید
پنج یا شش ماه
خوشبختی جز رضایت نیست
به آشیانه با دست پر بر می گردد پرستوی مادر
گمشده در قندیل های ایوان خانه ای که سالهاست
 از یاد رفته است
خوشا به حالتان که می توانید گریه کنید بخندید
همین است
 برای زندگی بیهوده دنبال معنای دیگری نگردید
برای حفظ رضایت
نعمت انتظار و تلاش را شکرگزار باشید
پرستوهای مادر قادر به شکارش بچه هاشان نیستند

 

تاسه

در گهواره از گریه تاسه می رود
کودک کر و لالی که منم
هراسان از حقایقی که چون باریکه ای از نور
از سطح پهن پیشانیم می گذرد
خواهران و برادران
 نعمت اندوه و رنج را شکر گذار باشید
همیشه فاصله تان را با خوشبختی حفظ کنید
پنج یا شش ماه
خوشبختی جز رضایت نیست
به آشیانه با دست پر بر می گردد پرستوی مادر
گمشده در قندیل های ایوان خانه ای که سالهاست
 از یاد رفته است
خوشا به حالتان که می توانید گریه کنید بخندید
همین است
 برای زندگی بیهوده دنبال معنای دیگری نگردید
برای حفظ رضایت
نعمت انتظار و تلاش را شکرگزار باشید
پرستوهای مادر قادر به شکارش بچه هاشان نیستند

 

 

لیست توصیفنامه ها
15 خرداد 87 - 10:52
مهربانی ممنوع ! دست سوزنده مشتاقت را در نهانخانه جیبت بگذار تا که پابند نباشی به کسی دست بدهی خارهایی هستند که ز سر پنجه دوست, با سرانگشتانت میجنگند دوستی مسخره است مهربانی ممنوع ! yadam dadi ke dige ba hishki mehrabon nabasham.
17 آبان 86 - 22:36
قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم قرار نبود اینجوری شه یهو بشی همه کسم راستی چی شد ، چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم راستی چی شد ، چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم تو دریا باش و من جویبار عشقو در تو جاری من از پروانه بودن ها من از دیوانه بودن ها من از بازی یک شعلهٔ سوزنده که آتش زده بر دامان پروانه نمی ترسم من از هیچ بودن ها از عشق نداشتن ها از بی کسی و خلوت انسانها می ترسم راستی چی شد ، چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم راستی چی شد ، چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم من از عمق رفاقت ها من از لطف صداقت ها من از بازی نور در سینهٔ بی قلب ظلمت ها نمی ترسم من از حرف جدایی ها مرگ آشنایی ها من از میلاد تلخ بی وفایی ها می ترسم راستی چی شد ، چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم راستی چی شد ، چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم
6 مهر 86 - 18:38
دل مسوزان که ز هر دل به خدا راهی هست هر که را هیچ به کف نیست ز دل آهی هست ***** سعی کن مثل خورشید زیاد نور ندی چون همه از نورت استفاده میکنن ولی اصلا نگات نمیکنن, سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن... ***** ای كاش جمله زیبای دوستت دارم بی هیچ غرضی بر زبان ها جاری بود! ای كاش از گفتن دوستت دارم از ترس سوءتفاهم ها و غلط اندیشی ها باز نمی ایستادیم، ای كاش محبت را بی هیچ چشمداشتی حتی چشم داشت محبت، به او كه دوستش داریم هدیه میدادیم ای كاش، ای كاش...
__