__
لیست دوستان :: 31
لیست کلوبها :: 16
  • نام کلوب :جوونای والیبالسیت گنب
    نام انگلیسی : voli_bool_gonbad
    تاسیس : 14 بهمن 1384
    51 عضو ، 18 بحث ، 3 آلبوم

    جوونای والیبالسیت گنبد

  • نام کلوب :گنبدکاووس
    نام انگلیسی : gonbad_ekavoos
    تاسیس : 21 اسفند 1383
    780 عضو ، 65 بحث ، 8 آلبوم ، 3 مقاله ، 10 لینک ، 1 نظرسنجی

    گنبدکاووس

  • نام کلوب :دانشگاه پیام نور گنبد
    نام انگلیسی : gpnu_cloob
    تاسیس : 4 آذر 1384
    86 عضو ، 19 بحث ، 4 آلبوم ، 3 لینک

    دانشگاه پیام نور گنبد کاووس

  • نام کلوب :گنبد كاووس
    نام انگلیسی : gonbad_kavous
    تاسیس : 10 تیر 1384
    125 عضو ، 36 بحث ، 1 آلبوم ، 1 مقاله

    گنبد كاووس

  • نام کلوب :ترکمن صحرا
    نام انگلیسی : turkman_sahra
    تاسیس : 24 تیر 1384
    292 عضو ، 45 بحث ، 6 آلبوم ، 2 لینک

    ترکمن صحرا

  • نام کلوب :دانشجویان ترکمن دانشگ
    نام انگلیسی : turkmengorganiau
    تاسیس : 3 تیر 1384
    105 عضو ، 13 بحث ، 1 آلبوم

    دانشجویان ترکمن دانشگاه ازاد اسلامی واحد گرگان

نگاه کن
6 اردیبهشت 85 - 07:13
نگاه کن غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستی ام خراب شد
اشاره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
تمام آسمان من
پر از شهاب می شود

تو آمدی ز دورها
ز سرزمین عطر ونورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاجها ابرها بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شورها


به راه پر ستاره می کشانیم
فراتر از ستاره می نشانیم
نگاه کن منن از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم


چه دوربود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون به گوش من دوباره می رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن من کجا رسیده ام
به کهکشان به بیکران به جاودان


کنون که آمدیم تا به اوجها
مرا بشوی با شراب جامها
مرا بپیچ در حریر بوسه ات
مرا بخواه در شبان دیرپا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن


نگاه کن که موم شب به راه ما
چگونه قطره قطره آب می شود
صراحی سیاه دیدگان من
به لای لای گرم تو
لبالب از شراب خواب می شود
به روی گاهواره شعر من
نگاه کن
تو می دمی و آفتاب می شود

  • ارسال نظر (2)
لیست توصیفنامه ها
7 آذر 85 - 20:22
چرا پنهان کنم ؟ عشق است و پیداست درین آشفته اندوه نگاهم تو را می خواهم ای چشم فسون بار که می سوزی نهان از دیرگاهم چه می خواهی ازین خاموشی سرد ؟ زبان بگشا که می لرزد امیدم نگاه بی قرارم بر لب توست که می بخشی به شادی های نویدم دلم تنگ است و چشم حسرتم باز چراغی در شب تارم برافروز به جان آمد دل از ناز نگاهت فرو رز این سکوت آشناسوز
__