محمد آ ا , mhnmhn

محمد آ ا

 کاش قدرت داشتم بی اعتنا باشــم کمی            تو بگویی : "دوستت دارم"... بگویم بگدریم
محمد آ ا , mhnmhn

محمد آ ا

مطالب
cloobid
mhnmhn
، 9 سال و 1 ماه و 11 روز
مرد 29 ساله مجرد
ليسانس ، مترجم، طراح سایت، برنامه نویس


تبلیغات

محمد آ ا , mhnmhn
پاییز که میشه ما بی اختیار میریم اتاق جمشید
پاییز یهو میاد
تو یه روز
مثل بهار و بقیه...
صبح زود بیدار میشی میبینی حیاط شده طــوفــان رنگو رنـــگ که برپا در دیده میکند.
مام مثل عوام الناس مثل سیاوش قمیشی و کیریس دی برگ عقیده داریم پاییز دلگیره، شباش صدای بوف میاد
به جمشید میگیم سرِ مرگی مهمون نمیخوای دلمون گرفته؟؟
میگه بابا کجاش دلگیره؟! نیگا نارنگیارو...نیگا نارنجیا رو!! به زبان حال با انسان سخن میگه... خرمالو رو بیبین!!
میگم جمشید نارنجی چیه!؟ مهر!! آبان!!! وای از آذر.... چیجوری بگذرونیم امسالو؟
تولد جمشید آبانه، خب معلومه خوشش میاد... را میره میگه دنیا یعنی محاسن پاییز
میگم خب مثلاً چارتا مثال بزن از این محاسن
میگه دلبر لباس قشنگا رو از تو گنجه در میاره...پایین کمی لخت...بالا کت و کلفت...آدم حَض میکنه
میگم اولاً چشتو در میارما! دوماً اینکه نصفش معایبه! حیف تابستون نبود که همش لخت؟
یه چایی میریزه، میزاره جلومون میگه: حالا دلبر هیچی... شبا رو چی میگی؟! مگه تو خودت عاشق شبا نیستی؟! پاییز همش شبِ دیگه... نصف روز غروبه
میگم آقا ما دو ساعت شب بسِمونه...زیاد هم هس... میخوایم زودتر بیدار شیم تموم شه... یه چراغی میزاریم اون گوشه تاریک روشن میشینیم ستاره میشماریم تا سحر چه زاید باز
میگه چایی از دهن افتاد
جمشید اگه پاییز اینقدری که تو میگی خوبه چرا ما هر سال روز اول پاییز دلمون خالی میشه؟؟ همه به این زرد و نارنجی نیگا میکنن حالشون جا میاد چرا ما بلد نیستیم؟! چرا همه رفت و بودناشون رو میزارن واسه پاییز؟! چرا پاییز هیشکی برنمیگرده؟
جمشید یه سیبیل نازک داره...سفید شده... خیــــــلی ساله اینجاس... همه پاییزای آسایشگارو دیده
میگه این درخت بزرگه نا نداره وگرنه بهت میگفتم پادشاه فصلها یعنی چی؟
میگم جمشید یادته هشت ده سال پیشا این زن و شوهر اتاق بغلیه رو؟ یارو سیبیل از بنا گوش در رفته رو میگم! واسه خودش هیبتی داشت قدیما...خوب با هم چسبیده بودن. آبان بود یا آذر؛ ماه آخر پاییز؟ که مدیریت قدیمی درو با لقَد شکست رفت تو؛ دید دست هم رو گرفتن تیکه و پاره رفتن که رفتن. پاییز نبود؟
یه قلپ چای میخوره... میگه آره یادمه...
جمشید اون یارو که ته راهرو میشِست سرشو میکرد تو حقوق بشر چی؟ همین وقتا بود دیگه.. بهش میگفتیم داداش حیف تو نیست؟ برو دنبال یه کار آبرومند! یه کلمه هم حرف نمیزد، هی فقط یواش میگفت همینه آبرو...
لاغر بود...اصن نفهمیدیم چرا آوردنش قاطی ما! یادته در حیاط رو زدن رفتیم وا کردیم کسی نبود؟ گذاشته بودنش پشت در... بی حقوق...با چِش بسته... آبروشم دستش بود...
پاییز بود بابا!!
جمشید پا میشه میره کنار پنجره، فکر میکنه ما حالیمون نیست. هر سال همینه کارش.
میگم جمشید ما چرا تا این زرد و قرمزا رو میبینیم بند دلمون پاره میشه؟ پس کدوم رنگا قراره حال ما رو خوب کنن ما هم مرخص شیم بریم پی کارمون؟؟
اون یکی یادته رشید بود دستاشو تکون میداد؟ با عینک و سر فرفری وسط راهرو میگفت: لبت کجاست که خاک چشم به راه است...
یه بارم خیال کردیم داره واسه دلبر میخونه نزدیک بود سیراب شیردونش کنیم... چی شد اون!؟ عشق صف نونوایی بود... هرچی از مدیریت پرسیدیم جواب سربالا داد...
پاییز نبود؟؟
همین وقتا بودا جونِ تو! که دیگه از نونوایی برنگشت!! آخرم ورداشتن یه ورق کاغذ چسبوندن پشت شیشه که خودسر شده، اشتباه شده...باس ببخشین...آدم به دلش چیطوری حالی کنه که اشتباه شده؟!

جمشید نشسته رو زمین کنار دیوار...تکیه داده خیـــره به روبرو، عین هر سال!
میشینم کنار دستش پای دیوار؛ میگه وردار یه نارنجی بزن رها کن این حرفا رو
دو تا پر نارنجی میزاریم کف دستمون...دراز میکنیم جلوش؛ بیا تو هم بزن!
یارو غریبهِ میگه چیه؟ با کی کار داری؟!؟ میگم جمشید خودتو لوس نکن بابا نارنجیو بزن بلند شو بریم تو حیاط!
میگه جمشید کیه دیوونه؟؟ بده بینم اون داروی نظافت رو ..خودتم برو دنبال کارت...

نشسته تکیه به دیوار؛ میگم اگه نیای تنها میرما!
تولد جمشید آبانه... عین همون آبانی که هر چی در زدیم وا نکرد! نشست کنار دیوار و خیره موند تا پاییز هر سال...
رفتیم به مدیریت گفتیم ببخشین چرا اسم جمشید رو تو این کاغذتون ننوشتین؟
گفت جمشید کدوم بود؟
گفتیم همون که تولدش آبانه! حالام آبانه دیگه...پس چرا نیست!؟ اینم پاییز

جمشید میگه یه چایی دیگه بریزم؟
میگم چای نمیخوام؛ بیا بشین پاییز خیلی یادتو میکنم ...
از پنجره اتاق میبینمش وسط حیاط زردا و نارنجیا رو با پا هم میزنه...میخنده، میخونه پادشاه فصلها پاییز.
ادامه
99
محمد آ ا , mhnmhn
شهریوری که بی تو به سر می شود دی است...
ادامه
5
7
محمد آ ا , mhnmhn
چهارشنبه 15 شهریور ، 23:50
البته نظرهای زیادی در مورد شهریور و پایان تابستون غیر از اینه
ادامه
 آزاد  , fatemeh_23
چهارشنبه 15 شهریور ، 23:47
ماه تولد هر شخصی همینجوریه دقیقا برا خوش بهترینه......
ادامه
محمد آ ا , mhnmhn
چهارشنبه 15 شهریور ، 23:45
البته بعد از فروردین
ادامه
محمد آ ا , mhnmhn
محمد 3 هفته پیش
کاش قدرت داشتم بی اعتنا باشــم کمی تو بگویی : "دوستت دارم"... بگویم بگدریم
محمد آ ا , mhnmhn
محمد 1 ماه پیش
چمدان دست تو و ترس به چشمان من است این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است
محمد آ ا , mhnmhn
1 ماه پیش
از فردا دیگه نشد از یادش منفک بشیم. هی نگاش کردیم، نشستیم رو به روش، هی از دور پاییدیم، واسش زیر لبی دو بیتی گفتیم، رفت و اومد کردیم، طنز پارسی انداختیم در جلوت و خلوت. راه رفتیم رو ریل... نی لبک که مهره های پشت! کودکانه توامان آغوش خویش وقتی کسی حواسش نبود... تو گرما... سرما... شبان و روزا، پشت خط موزاییکا، جلو شمشادا، وایساده خوابیدنا! نیمه شبا!! قمرها!!! عقرب ها، دوسیگار یه کبریتا( آخ...‌‌‌‌)

دلم درد نگرفته جمشید. نیگران شدم چرا درد نگرفته! بت قول داده بودم درست، اما نمیتونم ازش جدا شم. یا هی از دور نگا کنم ِمی با دیگران خورده است و با ما سر گران دارد...
خوردمش، امروز ! گفتم بیام بهداری نشون بدم. تو دلم باشه خیالم راحته. هر جا میرم هست دیگه، دلبرو! خیالت جم درد نمیکنه .فقط دیگه نمیشه دیدش،
اخه دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن، ولی ندیدن بهتر از نبودنشه...
سیگار داری؟
ادامه
2
1
  , lovely...heart
چهارشنبه 8 شهریور ، 17:40
زیبا
ادامه