محمد معترض , mes926

محمد معترض

 قبلا باپدر قهر‌میکردن میرفتند خواننده میشدن ، الان شناسنامه برمیدارند میرند کاندید ریاست جمهوری‌میشند
محمد معترض , mes926

محمد معترض

مطالب تصاویر 115دوستان 31
cloobid
mes926
، 7 سال و 9 ماه و 20 روز
مرد 77 ساله مجرد
زير ديپلم ،

دوستان

  •   , mahdan.indark2
  • سارا کورو , enekaseab
  • یلدا  , margaret_michel
  • بهار72 ّّّّّّ , bahar22
  •   , hangover_hangover
  •   , hadis_joon74
  • من وخدا ااا , a.gh64
  • مرضیه  , marzieh.j
  • مهرگان  , mehreganss
  • بهــــانــــــــــه هـــمـــــــــــــیشگی , bahane_2016
  • محمود حیدری , mahmoodheidari7
  • سحر جاویدی , sahar_naz13
  • پریــــــــــــــسا  , oberon0
  • سودا امینی , sevdaamini
  • سروش  , surosh88h
  •  لیــــــلی  به رنگ آسـمان  , asman7785
  •   , ariana2020
  • دختر کوه  , honarpishegan
  • آیفر  , ilii
  • 31 نفر

    morebox img

آلبوم تصاویر

  • من در راهپیمایی22بهمن...  جا همتون خالی بود:)
  • چشاش لعنتی چشاش
  • ‏مخاطب خاص به این میگن

115 تصویر ...

morebox img

رسانه ها

  • داریوش اقبالی , daryosh_eghbali
  • جلال آل احمد , jalalclub
  • چه گوارا , chegovaraclub
  • دکتر کامپیوتر , SimpleComputerProblems
  • پرسپولیس زندگیمه , life_perspolis
  • 13 رسانه

    morebox img


تبلیغات

محمد معترض , mes926
[http://www.aparat.com/v/0zAc6]
لیلی بنشین خاطره ها را رو کنر/ لب وا کن و با واژه بزن جادو کن
لیلی تو بگو،حرف بزن،نوبت توست/بعد از من و جان کندن من نوبت توست
لیلی مگذار از دَمِ خود دود شوم/لیلی مپسند این همه نابود شوم
لیلی بنشین،سینه و سر آوردم/مجنونم و خونابِ جگر آوردم
مجنونم و خون در دهنم می رقصد/دستان جنون در دهنم می رقصد
مجنون تو هستم که فقط گوش کنی/بگذاری ام و باز فراموش کنی
دیوانه تر از من چه کسی هست،کجاست/یک عاشقِ این گونه از این دست کجاست
تا اخم کنی دست به خنجر بزند/پلکی بزنی به سیم آخر یزند
تا بغض کنی،درهم و بیچاره شود/تا آه کِشی،بندِ دلش پاره شود
اِی شعله به تن،خواهرِ نمرود بگو/دیوانه تر از من چه کسی بود،بگو
آتش بزن این قافیه ها سوختنی ست/این شعرِ پُر از داغِ تو آتش زدنی ست
اَبیاتِ روانی شده را دور بریز/این دردِ جهانی شده را دور بریز
من را بگذار عشق زمین گیر کند/این زخمِ سراسیمه مرا پیر کند
این پِچ پِچه ها چیست،رهایم بکنید/مردم خبری نیست،رهایم بکنید
من را بگذارید که پامال شود/بازیچه ی اطفالِ کهنسال شود
من را بگذارید به پایان برسد/شاید لَت و پارَم به خیابان برسد
من را بگذارید بمیرد،به درَک/اصلا برود ایدز بگیرد،به درَک
من شاهدِ نابودی دنیای منم/باید بروم دست به کاری بزنم
حرفت همه جا هست،چه باید بکنم/با این همه بن بست چه باید بکنم
لیلی تو ندیدی که چه با من کردند/مردم چه بلاها به سَرم آوردند
من عشق شدم،مرا نمی فهمیدند/در شهرِ خودم مرا نمی فهمیدند
این دغدغه را تاب نمی آوردند/گاهی همگی مسخره ام می کردند
بعد از تو به دنیای دلم خندیدند/مردم به سراپای دلم خندیدند
در وادیِ من چشم چرانی کردند/در صحنِ حَرم تکه پرانی کردند
در خانه ی من عشق خدایی می کرد/بانوی هنر،هنرنمایی می کرد
من زیستنم قصه ی مردم شده است/یک تو،وسط زندگیم گم شده است
اوضاع خراب است،مراعات کنید/ته مانده ی آب است،مراعات کنید
از خاطره ها شکر گذارم،بروید/مالِ خودتان دار و ندارم،بروید
لیلی تو ندیدی که چه با من کردند/مردم چه بلاها به سرم آوردند
من از به جهان آمدنم دلگیرم/آماده کنید جوخه را،می میرم
در آینه یک مردِ شکسته ست هنوز/مرد است که از پا ننشسته ست هنوز
یک مرد که از چشمِ تو افتاد شکست/مرد است ولی خانه ات آباد،شکست
در جاده ی خود یک سگِ پاسوخته بود/لب بر لب و دندان به زبان دوخته بود
بر مسندِ آوار اگر جغد منم/باید که در این فاجعه پرپر بزنم
اما اگر این جغد به جایی برسد/دیوانه اگر به کدخدایی برسد
ته مانده ی یک مرد اگر برگردد/صادق،سگ ولگرد اگر برگردد
معشوق اگر زهر مهیا بکند/داود نباشد که دری وا بکند
این خاطره ی پیر به هم می ریزد/آرایش تصویر به هم می ریزد
اِی روح مرا تا به کجا می بری ام/دیوانه ی این سرابِ خاکستری ام
می سوزم و می میرم و جان می گیرم/با این همه هر بار زبان می گیرم
در خانه ی من پنجره ها می میرند/بر زیر و بمِ باغ،قلم می گیرند
این پنجره تصویرِ خیالی دارد/در خانه ی من مرگ تَوالی دارد
در خانه ی من سقف فرو ریختنی ست/آغاز نکن،این اَلَک آویختنی ست
بعد از تو جهانِ دگری ساخته ام/آتش به دهانِ خانه انداخته ام
بعد از تو خدا خانه نشینم نکند/دستانِ دعا بدتر از اینم نکند
من پای بدی های خودم می مانم/من پای بدی های تو هم می مانم
لیلی تو ندیدی که چه با من کردند/مردم چه بلاها به سرم آوردند
آواره ی آن چشمِ سیاهت شده ام/بیچاره ی آن طرز نگاهت شده ام
هر بار مرا می نگری می میرم/از کوچه ی ما می گذری می میرم
سوسو بزنی،این شهر چراغان شده است/چرخی بزنی،آینه بندان شده است
لب باز کنی،آتشی افروخته ای/حرفی بزنی،دهکده را سوخته ای
بد نیست شبی سر به جنونم بزنی/گاهی سَرکی به آسمانم بزنی
من را به گناهِ بی گناهی کُشتی/بانوی شکار،اشتباهی کُشتی
بانوی شکار،دست کم می گیری/من جان دهم آهسته،تو هم می میری
از مرگِ تو جز درد مگر می ماند/جز واژه ی برگرد مگر می ماند
این ها همه کم لطفیِ دنیاست عزیز/این شهر مرا با تو نمی خواست عزیز
دیوانه ام،از دست خودم سیر شدم/با هر کسِ همنامِ تو درگیر شدم
اِی تُف به جهانِ تا ابد غم بودن/اِی مرگ بر این ساعتِ بی هم بودن
یادش همه جا هست،خودش نوشِ شما/اِی ننگ بر و مرگ بر آغوشِ شما
شمشیر بر آن دست که بر گردنش است/لعنت به تَنی که در کنار تنش است
دست از شب و روز گریه بردار گلم/با پای خودم می روم این بار گلم
ادامه
99
کامنت بنویسید...
محمد معترض , mes926
6 ساعت پیش
@لیلی ، آره
@سحر، قشنگ بود از لینک تو کپی کردم با کمی ویرایش
ادامه
سحر جاویدی , sahar_naz13
6 ساعت پیش
ادامه
  , leily_60
دوشنبه 4 اردیبهشت ، 23:58
اوکی حالا on شدید
ادامه
محمد معترض , mes926
3 روز پیش
ادامه
کامنت بنویسید...
پریــــــــــــــسا  , oberon0
دوشنبه 4 اردیبهشت ، 14:24
آیدا عکس هم داره
ادامه
سحر جاویدی , sahar_naz13
دوشنبه 4 اردیبهشت ، 14:24
ادامه
پریــــــــــــــسا  , oberon0
دوشنبه 4 اردیبهشت ، 14:24
ملعون
ادامه
سحر جاویدی , sahar_naz13
مثل تمام بناهای فرسوده ی این شهر
هر لحظه آماده ی فرو ریختنم
بیا و
مرا دوباره از نو بساز ..

#علی_قاضی_نظام
ادامه
کامنت بنویسید...
محمد معترض , mes926
شنبه 2 اردیبهشت ، 16:28
ممنون یاد این جمله افتادم من ارگ بمم خشت خشتم متلاشی
ادامه
  , azaz900009
ممد صبح زود زنگ زده ک مودریک عزیزتر از جانم
بیا بریم ماهیگیری ,
آخه ممد تو نمیتونی ی خیارشورو از تو شیشه دربیاری ماهیگیریه چی ؟
ادامه
کامنت بنویسید...
بهــــانــــــــــه هـــمـــــــــــــیشگی , bahane_2016
یکشنبه 3 اردیبهشت ، 23:19
گوشیتو خاموش کردی ،، پس چطور اس رو خوندی
ادامه
  , azaz900009
یکشنبه 3 اردیبهشت ، 23:15
اصن جوابشو ندادم , رد تماس کردمو گوشیمو خاموشیدم , دیدم اس داده ک بریم پنگون بخوریم
ادامه
بهــــانــــــــــه هـــمـــــــــــــیشگی , bahane_2016
یکشنبه 3 اردیبهشت ، 23:10
ک صبح زود زنگ زده ،، زابرات کرده
ادامه
سحر جاویدی , sahar_naz13
مولوی » دیوان شمس »


نومید مشو جانا کاومید پدید آمد

اومید همه جان‌ها از غیب رسید آمد

نومید مشو گر چه مریم بشد از دستت

کان نور که عیسی را بر چرخ کشید آمد

نومید مشو ای جان در ظلمت این زندان

کان شاه که یوسف را از حبس خرید آمد

یعقوب برون آمد از پرده مستوری

یوسف که زلیخا را پرده بدرید آمد

ای شب به سحر برده در یارب و یارب تو

آن یارب و یارب را رحمت بشنید آمد

ای درد کهن گشته بخ بخ که شفا آمد

وی قفل فروبسته بگشا که کلید آمد

ای روزه گرفته تو از مایده بالا

روزه بگشا خوش خوش کان غره عید آمد

خامش کن و خامش کن زیرا که ز امر کن

آن سکته حیرانی بر گفت مزید آمد
ادامه
کامنت بنویسید...
محمد معترض , mes926
جمعه 1 اردیبهشت ، 10:36
ممنون سحرخانم این شعر رو در مقابل و ی جوری متضاد شعر قبلی نوشتی ک ناامید نشم ممنون شما همیشه ب من لطف داشتید
ادامه