لیست دوستان :: 52
لیست کلوبها :: 24
لیست توصیفنامه ها14 بهمن 86 - 08:18 | |
چند قورباغه از جنگلی عبور می كردند كه ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در كنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند كه دیگر چاره ای نیست، شما به زودی خواهید مرد.
دو قورباغه، این حرفها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان كوشیدند كه از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر، دائما به آنها می گفتند كه دست از تلاش بردارید. چون نمی توانید از گودال خارج شوید، به زودی خواهید مرد.
بالاخره یكی از دو قورباغه، تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. او بی درنگ به داخل گودال پرتاب شد و مرد.
اما قورباغه دیگر با حداكثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می كرد. بقیه قورباغه ها فریاد می زدند كه دست از تلاش بردار. اما او با توان بیشتری تلاش كرد و بالاخره از گودال خارج شد.
وقتی از گودال بیرون آمد، بقیه قورباغه ها از او پرسیدند:«مگر تو حرفهای ما را نشنیدی؟»
معلوم شد قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فكر می كرده دیگران او را تشویق می كنند. |
18 دی 86 - 18:36 | |
عجب صبری خدا دارد!!!
اگر من جای او بودم ، همان یك لحظه اول ، كه اول ظلم می دیدم از این مخلوق بی وجدان ، جهان را با همه ی زیبا یی و زشتی به روی یكدیگر ویرانه می كردم
عجب صبری خدا دارد!!!
اگر من جای او بودم ، كه می دیدم یكی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامه رنگین ، زمین و آسمان واژگون مستانه می كردم
عجب صبری خدا دارد!!!
اگ من جای او بودم ، كه در همسایه ای صد ها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نو ش می دیدم ، نخستین نعره مستانه را خاموش آندم ، بر لب پیمانه می كردم
عجب صبری خدا دارد!!!
اگر من جای او بودم ،نه طاعت می پذیرفتم ، نه گوش از بهر استغفار بیدادگرها تیز كرده ، پاره پاره در كف زاهد نمایان ، سجه ی صد دانه می كردم
عجب صبری خدا دارد!!!
اگر من جای او بودم ، برای خاطر تنها یكی مجنون صحرا گرد بی سامان ، هزاران لیلی ناز آفرین را كو به كو ، آواره و دیوانه می كردم
عجب صبری خدا دارد!!!
اگر من جای او بودم ،بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان ، سراپای وجود بی وفا معشوق سرگردان ، پروانه می كردم
عجب صبری خدا دارد!!!
اگر من جای بودم ، بعرش كبریایی با همه صبر خدایی ، تا كه می دیدم عزیز نا بجایی ، ناز بر یك ناروا گردیده خواری می فروشد ، گردش این چرخ را وارونه ، بی صبرانه می كردم
عجب صبری خدا دارد!!!
اگر من جای او بودم ، كه میدیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنه ی این علم عالم سوز مردم كش ، بجز اندیشه ی عشق و وفا ، معدوم هر فكری در این دنیای ، پر افسانه می كردم
عجب صبری خدا دارد!!!
چرا من جای او باشم ،همان بهتر كه او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشتكاری های این مخلوق را دارد ، وگرنه من جای او بودم ، یك نفس كی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می كددم
عجب صبری خدا دارد!!!
عجب صبری خدا دارد!!! |
4 دی 86 - 01:49 | |
درود بر شما
مرسده جان میلاد مسیح مبارك و برایت آروزی پیروزی دارم ..
موفق باشی |






















