| کلوب آی دی | mehrdad168 ، سن کلوبی : 3 سال و 2 ماه و 8 روز |
| درباره من | متشكرم برای همه وقت هایی كه مرا به خنده واداشتی. برای همه وقت هایی كه به حرف هایم گوش دادی. برای همه وقت هایی كه به من جرات و شهامت دادی. برای همه وقت هایی كه مرا در آغوش گرفتی. برای همه وقت هایی كه با من شریك شدی. برای همه وقت هایی كه با من به گردش آمدی. برای همه وقت هایی كه خواستی در كنارم باشی. برای همه وقت هایی كه به من اعتماد كردی. برای همه وقت هایی كه مرا تحسین كردی. برای همه وقت هایی كه باعث راحتی و آسایش من بودی. برای همه وقت هایی كه گفتی "دوستت دارم" برای همه وقت هایی كه در فكر من بودی. برای همه وقت هایی كه برایم شادی آوردی. برای همه وقت هایی كه به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی. برای همه وقت هایی كه دلتنگم بودی. برای همه وقت هایی كه به من دلداری دادی. برای همه وقت هایی كه در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی. به خاطر همه ی این ها هیچ وقت فراموش نكن كه : لبخند من به تو یعنی " عاشقانه دوستت می دارم " آغوش من همیشه برای تو باز است. همیشه برای گوش دادن به حرفهایت آمادگی دارم. همیشه پشتیبانت هستم. من مثل كتابی گشوده برایت خواهم بود. فقط كافی است چیزی از من بخواهی , بلافاصله از آن تو خواهد شد. می خواهم اوقاتم را در كنار تو باشم. من كاملا به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی. در دنیا تو از هركسی برایم مهم تر هستی. همیشه دوستت دارم چه به زبان بیاورم چه نیاورم. همین الان در فكر تو هستم. تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی كه لبخند بر لب داری. من همیشه برای تو اینجا هستم و دلم برای تو تنگ است. هر وقت كه احتیاج به درد دل داشتی روی من حساب كن. من هنوز در چشمانت گم شده هستم. تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری |
| وضعیت | مرد38 ساله متاهل متولد 27/اسفند/1353 |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | ، همه جای ایران سرای من است |
| علت عضويت | تماس با آشنايان و دوستان |
| زندگي با | با همسر |
| تعداد بچه ها | 1 |
| تحصيلات | ليسانس |
| شغل | كارمند |
| اطلاعات اضافي | سهراب ، یادت هست گفته بودی اهل کاشانی تا مرز شقایق سوار بر اسب سواران صبح باید تاخت سهراب یادت هست گفته بودی که دریا نزدیکست عشق در انتهاست و مرز آبی دریا از دور پیداست سهراب کجایی تو اکنون کجا ؟ که در بیت بیت شعر تو در بند بند جان تو زندگی جاریست تنهایی عشق هویت رنگ همه سرشار از رنگ شقایق دراوج گیراییست سهراب امشب دلم برای تو برای شعرهای بی انتهای تو برای شقایق برای بوی پاییز کوچه های دل عاشق برای بوی خوب شهر تو کاشان تنگ شده است سهراب امشب عجیب شعر من ، قلب من ، روح من ، دراین حصارهای دور به یاد تو به یاد شعرهای عاشقانه تو در بند شده است سهراب تو برای نوشتن آیا بهانه داشتی ؟ آیا تو در شهر عاشقان از عشق از معشوق نشانه داشتی ؟ سهراب چگونه هشت پستوی دل تنهایت شد هشت کتاب؟ چگونه درتمام شعرهایت پیچید بوی کاشان ، بوی عشق ، بوی گلاب سهراب چگونه ت و رسیدی به ذهنیتی بزرگ که روزی شاید برایت بود سراب؟ برایم بگو بگو چگونه تو شدی سهراب؟ روزگارت بد نیست. گفته بودی دل خوش سیری چند ؟ در بازار عیاران دل خوش ، متاع ارزانی نیست. سهراب یادت هست ؟ گفته بودی زیرباران بایدرفت ، باید شعر گفت ، باید خوابید ، چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید ؟ سهراب یادت هست گفته بودی آب را گل نکنیم ذهن خوب خویش را، اسیر اندیشه های باطل نکنیم. گفته بودی پشت دریا شهری است گذر از مرز هیچستان باید ، ترک چینی تنهایی را باز باید دید گل تنهایی ادم ها را باز باید چید سهراب یادت هست گفته بودی قایقی باید ساخت عشق را در بوی انار باید جست تا شقایق هست زندگی باید ساخت تا ته دریای جنون، تا خوشه های اشک مهتاب |
| دین | اسلام |
| گرايش سياسي | چپ |
| قد | 180-185 |
| وزن | 75-80 |
| اخلاق و برخورد | شوخ |
| مد و ظاهر | معمولي |
| تاریخ عضویت | 16 آذر 1387 ساعت 12:46 |
| علایق | خوردن وخوابیدن روزنامه خوندن شنا |
| ورزش | شنا فوتبال پینگ پنگ |
| کتاب | جای خالی سلوچ |
| موسيقي | بتو ون |
| فيلمها | اره12345 آمریكن پای123456..... |
| غذا | خورشت بادمجان |