__
لیست دوستان :: 29
لیست کلوبها :: 84
  • نام کلوب :پاییز
    نام انگلیسی : paeez
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    3899 عضو ، 208 بحث ، 12 آلبوم ، 4 مقاله ، 5 لینک

    پاییز

  • نام کلوب :خدا یگانه معبودمن
    نام انگلیسی : ahuramazda
    تاسیس : 5 خرداد 1385
    1536 عضو ، 64 بحث ، 5 آلبوم ، 1 مقاله ، 1 لینک

    خدا یگانه معبودمن

  • نام کلوب :رضا صادقی
    نام انگلیسی : reza_sadeghi
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    10317 عضو ، 936 بحث ، 13 آلبوم ، 10 مقاله ، 5 لینک ، 4 نظرسنجی

    رضا صادقی

  • نام کلوب :اهداء عضو
    نام انگلیسی : organ_donation
    تاسیس : 13 خرداد 1384
    4023 عضو ، 241 بحث ، 15 مقاله ، 7 لینک ، 2 نظرسنجی

    اهداء عضو

  • نام کلوب :تنهایی
    نام انگلیسی : tanhae2
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    6314 عضو ، 944 بحث ، 10 آلبوم ، 2 مقاله

    تنهایی

  • نام کلوب :قدم زدن زیر بارون
    نام انگلیسی : walk_in_the_rain
    تاسیس : 10 تیر 1384
    4509 عضو ، 414 بحث ، 38 آلبوم ، 11 مقاله ، 5 لینک

    قدم زدن زیر بارون

...
2 فروردین 86 - 05:20
من از میان همه نعمتهای این جهان، آنچه را برگزیده ام و دوست میدارم تنهایی است:

این نگهبان سکوت

شمع جمعیت تنهایی

راهب معبد خاموشی ها

حاجب درگه نومیدی

سالک راه فراموشی ها

چشم براه پیامی،پیکی

گرمی بازوی مهری نیست

خفته در سردی آغوش پر آرامش یاس

که نه بیدار شود از نفس گرم امید

سر نهادست ببالین شبی

که فریبش ندهد عشوه خونین سحر.

ای پرستو، برگرد!

ای پرستو که پیام آور فروردینی

بگریز از من، از من بگریز !

باغ پژمرده پامال زمستان ها

چشم برراه بهاری نیست

گرد آشوبگر خلوت این صحرا

گردبادی است سیه      گرد سواری نیست..........

 

 
لیست توصیفنامه ها
9 تیر 87 - 13:18
تلاش نتیجه بخش... یک پیرمرد آمریکایی مسلمان همراه با نوه کوچکش در یک مزرعه در کوه های شرقی کنتاکی زندگی می کرد. هر روز صبح پدر بزرگ پشت میز آشپزخانه می نشست و قرآن می خواند، و نوه اش هر بار مانند او می نشست و سعی می کرد از او تقلید کند. روزی پسرک پرسید: " پدر بزرگ من سعی می کنم مانند شما قرآن بخوانم ، اما آن را نمی فهمم و چیزی را که نفهمم زود فراموش می کنم و کتاب را می بندم ! خواندن قران چه فایده ای دارد؟" پدر بزرگ به آرامی زغالی را داخل بخاری گذاشت و پاسخ داد : " این سبد زغال را بگیر و برو از رود خانه برای من یک سبد آب بیاور. " پسر بچه گفت : " اما فبل از این که من به خانه برگردم تمام آب از سوراخ های سبد بیرون می ریزد!؟ " پدر بزرگ خندید و گفت : " آن وقت تو مجبور خواهی بود دفعه بعد کمی سریع تر حرکت کنی . او را با سبد به رودخانه فرستاد تا سعی خود را بکند. پسر سبد را آب کرد و سریع دوید ، اما قبل از این که به خانه برسد سبد خالی شده بود . در حالی نفس نفس می زد به پدر بزرگش گفت که حمل کردن آب در یک سبد غیر ممکن است و رفت که یک سطل بردارد. پیرمرد گفت: " من یک سطل آب نمی خواهم ، من یک سبد آب می خواهم ، تو به اندازه کافی سعی نکردی . " و از در خارج شد تا تلاش دوباره پسر را تماشا کند. این با ر پسر می دانست این کار غیر ممکن است ، اما خواست به پدر بزرگش نشان دهد اگر هم او بتواند سریع تر بدود باز قبل از آنی ک به خانه بازگردد آبی در سبد وجود نخواهد داشت . پسر دوباره سبد را در رودخانه فرو برد ودوید ، اما وقتی که به پدر بزرگش رسید سبد دوباره خالی بود. نفس نفس زنان گفت : " ببین! پدر بزرگ ، بی فایده است." پیر مرد گفت: " باز هم فکر می کنی که بی فایده است ؟ به سبد نگاه کن."پسر به سبد نگاه کرد و برای اولین بار فهمید که سبد تغییرکرده. سبد کهنه و کثیف حالا به یک سبد تمیز تبدیل شده بود. پیر مرد گفت: " پسرم ، وقتی تو قرآن می خوانی ممکن است چیزی نفهمی یا به خاطر نسپاری ، اما وقتی آن را می خوانی به مرور باطن و ظاهرت تغییر خواهد کرد و این کار خداست.
23 اردیبهشت 87 - 14:59
شاید نشه با خوندن مهمترین آموخته زندگی یکنفر به جای اون قرار گفت و زندگی کرد ولی میشه حداقل همون نیرو زمان و .... براش صرف نکرد و اون تجربه رو بدست آورد. اینها یه چند نمونه از این موارده : 1- من آموختم که هر چقدر بزرگتر می شوم کمتر به من توجه می شود.(۶ساله) ۲ـ من آموختم که هیچ وقت برای التیام بخشیدن به یک رابطه صدمه دیده دیر نیست.(۵۷ساله) 3ـ من آموختم که هر موفقیت بزرگی در ابتدا نا ممکن به نظر رسیده است.(۴۷ ساله) 4ـ من آموختم که برای اینکه روز خوبی داشته باشی در طبیعت به دنبال نشاط و زیبایی باش. گوش کن تا صدای زیبا بشنوی . با دیگران سخن مهر آمیز بگو و برای یک نفر بدون اینکه خودش بفهمد،یک کار خوب انجام بده.(۸۵ساله) ۵ـ من آموختم که تقریبا هیچ کلالی مرغوبی ارزان نسیت.(۵۲ ساله) ۶ـ من آموختم که بچه دار شدن مشکلات زناشویی را حل نمی کند.(۲۴ساله) ۷ـ من آموختم که دیدن درد و غم دیگرای بدترین درد است.(۴۶ساله) 8ـ من آموختم که هنوز خیلی چیزها هست که باید یاد بگیرم.(۹۲ساله) ۹ـ من آموختم که نمی توانم از دیگران انتظار داشته باشم که مشکلات مرا حل کنند.(۳۴ساله) ۱۰ـ من آموختم که انسانهای سخاوتمند کمتر دچار مشکلات ذهنی و احساسی می شوند.(۵۱ساله) ۱۱ـ من آموختم که اگر می خواهی میهمانی بروی باید خودت هم میهمانی بدهی.(۳۸ساله) ۱۲ـ من آموختم که عشق قلب آدم را میشکند ولی ارزشش را دارد.(۲۶ ساله) ۱۳ـ من آموختم که بهترین دوستانم آنهایی هستند که مرا دچار مشکل میکنند.(۱۱ساله) ۱۴ـ من آموختم که هر وقت به مسافرت می روم آرزو می کنم که کاش در خانه بودم و هر وقت در خانه هستم دلم می خواهد در مسافرت باشم.(۵۹ساله) ۱۵ـ من آموختم که موفق زندگی کردن مثل نواختن ویلون است که باید هر روز تمرین کنی.(۷۰ساله) ۱۶ـ من آموختم که لازم است اجازه دهید کودکان شما کودک باشند.(۳۷ساله) ۱۷ـ من آموختم که هیچ گاه نباید قبل از حل و فصل مجادله ای به رختخواب بروید.(۷۳ ساله) ۱۸ـ من آموختم که نمی شود یک تکه کلم را در یک لیون شیر پنهان کرد.(۷ساله) ۱۹ـ من آموختم که اعتماد ، تنها عامل مهم در روابط شخصی و کاری است.(۲۰ساله) ۲۰ـ من آموختم که بیشتر چیزهایی که درباره آنها نگران هستیم اتفاق نمی افتند.(۶۴ساله) ۲۱ـ من آموختم که مهمترین تصمیمی که در زندگی می گیری این است که ببینی با چه کسی می خواهی ازدواج کنی.(۹۵ساله) ۲۲ـ من آموختم که همواره باید به آینده فکرکنم ، هنوز کتابهایی برای خواندن ، غروبهایی برای تماشا کردن و دوستانی برای دیدن وجود دارند.(۸۶ساله) ۲۳ـ من آموختم کسانی هستند که تو را عاشقانه دوست دارند فقط نمی دانند چطور این احساس را نشان بدهند.(۴۱ساله) ۲۴ـ من آموختم که پدرم می تواند خیلی حرفها بزند که من نمی توانم.(۸ساله) ۲۵ـ من آموختم که اگر کسی حرف ناشایستی درباره ام زد من به زندگی ادامه بدهم تا بقیه چنین چیزی را باور نکنند.(۳۹ساله) ۲۶ـ من آموختم هنگامی که بازسازی می کنی همه چیز دو برابر آن مقداری که فکر می کردی طول می کشد و هزینه بر میدارد.(۴۸ساله) ۲۷ـ من آموختم که ۹۰ درصد اتفاقاتی که برای من رخ میدهند خوب و فقط ۱۰ درصد آنها بد هستند و برای اینکه خوشحال باشم باید روی آن ۹۰ درصد تمرکز کنم.(۵۴ساله) ۲۸ـ من آموختم که بدون مخاطره کردن نمی شود قهرمان شد.(۴۳ساله) ۲۹ـ من آموختم که هر چه خلاق تر باشی چیزهای بیشتری را درک می کنی.(۵۱ساله) ۳۰ـ من آموختم که آدم نباید خودش را با بهترین کاری که بقیه می کنند مقایسه کند، آدم باید خودش را با بهترین کاری که خودش می تواند انجام دهد مقایسه کند.(۳۱ساله)
22 فروردین 87 - 11:20
کوتاه ولی عمیق: • آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است • وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند، نه رفتار و عملكرد شما • سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد • اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید • افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند • پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چند نفر • كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم • كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید • انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند • همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد • تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است • دشوارترین قدم، همان قدم اول است • عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید • آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد • وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید • در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش • امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست • برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست • امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم • بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید • آنچه شما درباره خود فكرمی كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند • • هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود • اگر هرروز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید • صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست • وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند • كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد • كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند • بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی • آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید • اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید • خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید • خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد • درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش • انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند دیگران را فریب داده است • كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند • هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد • كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است • اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت • اینكه ما گمان می‌كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم
__