لیست دوستان :: 9
لیست کلوبها :: 14
لیست توصیفنامه ها2 آذر 86 - 16:10 | |
رنج بزرگ یك انسان این است كه عظمت او و شخصیت او در قالب فكرهای كوتاه، در برابر نگاههای پست و پلید، و احساس او در روحهای بسیار آلوده و اندك و تنگ قرار گیرد انسانیت حد و مرزی نمیشناسد ..قبل از آنكه دارای هویت زن و یا مرد بودن باشیم ...انسانیم ..و تكلیف آدمیت از جنسیت بالاتر است...همدیگر را به این نام بشناسیم ، مقام بالاتری داریم |
4 مهر 86 - 15:43 | |
دورگرد
دورگردم،دار قالی می خرم
کاسه وظرف سفالی می خرم
گر نداری کوزه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی زدو بغضش شکست
آخر سال است ونان در سفره نیست
ای خدا شکرت که این هم زندگی ایست
بوی نان تازه هوش از ما ربود
اتفاقاً مادرم هم روزه بود
چهره اش دیدم که لک برداشته
دست خوش رنگش ترک برداشته
سوختم دیدم که بابا پیر بود
بدتر از آن خواهرم دلگیر بود
باز آواز درشت دورگرد
پرده اندیشه ام را پاره کرد
دورگردم، دار قالی می خرم
کاسه وظرف سفالی می خرم
گر نداری کوزه خالی می خرم
خواهرم بی روسری بیرون دوید. گفت
ای آقا،سفره خالی می خری... |
4 مهر 86 - 01:59 | |
هم سفر هستیم با هم تو این مسیر....
مثل بارون شو تو این کویر ....
بی تو دل می رسه ز ناکجا.......
تکیه گاهم باش .......... تو ای خدا
تولدت رو صمیمانه بهت تبریک می گم ، امیدوارم همیشه در صحنه جلوه گر و درخشان باشی.
|
















