


تغییرات مناطلاعات اضافي : این "تیز هوش" که پایین تیک زدم ، فقط یه تیك ساده ست.
پيام ضروري : نور تویی، سور تویی، دولت منصور تویی/مرغ كُه طور تویی، خسته به منقار مرا/ حجره خورشید تویی، خانه ناهید تویی/روضه امید تویی،راه ده ای یار مرا/ روز تویی،روزه تویی، حاصل دریوزه تویی/آب تویی، كوزه تویی، آب ده این بار مرا
وضعيت تاهل : متاهل
اطلاعات اضافي : این "تیز هوش" که پایین تیک زدم ، فقط یه تیك ساده ست.
امام حسین به ما یاد داد که زیر بار ظلم نریم.امروز نهی از منکر و امر به معروف حکومت مانند زمان اما حسین، نتیجه ش سرکوب و کشته شدنه. بازم می شه گفت حاکمان مسلمان هستند؟
شنبه 5 دی ، 14:31
شنبه 5 دی ، 14:25



26 آذر 88 - 01:23 |
تكراری نیست،حتما بخونید، احتمالا خیلی هامون اینا رو نمیدونیم، حتی ولائیّون.
ولایت در درجه اولی، مخصوص ذات حق میباشد، در درجه دوم مخصوص پیامبران الهی و درجه سوم مخصوص اولیاء الله و به عبارتی امامان است. و این همان نگرش مذهبی و دینی در كلیه ادیان الهی ست. چه، در مسیحیت نیز این سلسله مراتب وجود دارد. ولایت با كسره حرف(و)،یاری كردن است، اما ولایت با فتحه (و) سرپرستی ست و نیز گفته شده هر دو واژه حقیقتش همان سرپرستی ست كه كاری را به عهده بگیرند.(مفردات راغب اصفهانی حرف "و").
از دیدگاه آیت الله خمینی(امام خمینی)، دو نوع ولایت وجود دارد: ولایت خاص و ولایت عام. ولایت خاص همان است كه شرحش در بالا ذكر شد. آخرین ولی خاص امام دوازدهم،مهدی موعود میباشد كه در زمان غیبت صغری از طریق 4 نائب مخصوص و امینش با مردم ارتباط داشتند. چون در زمان غیبت كبری، نائب وجود ندارد، لذا بحث ولایت عام و یا همان ولایت فقیه پیش می آید كه اولین بار توسط آیت الله خمینی مطرح شد. ولی فقیه، مجتهد جامع الشرایطی ست كه توسط مردم انتخاب میشود، البته این انتخاب بصورت غیر مستقیم میباشد، یعنی مردم شورای نگهبان را كه شامل متخصصان دینی ست انتخاب میكنند و شورای نگهبان نیز از از بین افراد جامع الشرایط، اصلح آنها را انتخاب میكند. از دیدگاه دكتر رحیم پور، دموكراسی هیچ منافاتی با ولایت ندارد، چرا كه در هر دو، تصمیم گیرنده نهایی مردم میباشند. و اینكه، ظهور آخرین امام خاص مسلمین تنها در صورتی خواهد بود كه قلب ها و فكرها، آمادگی مطابعت از این ولی خاص را داشته باشند،و ما، نه تنها در آرزو بلكه در عمل نیز باید ثابت كنبم و درك كنیم كه هیچ راه و روشی جز سبیل الله، نجات دهنده نخواهد بود. به امید آنروز
************************ مخلص كلام اینكه، هیچ تفكری نمیتواند، ایرانی را از مذهب جدا كند و آنرا در مسیر نظامهای سرمایه داری و بورژوا قرار دهد، چرا كه ایرانیان چندین هزار سال ملتی مذهبی بوده اند، چه قبل و چه بعد از اسلام. لذا كمك گرفتن از تفكراتی كه ریشه مذهبی و ملی ندارند، به هیچ وجه نمیتواند كارساز باشد. و آنچه نیاز به توضیح ندارد، این است كه بلوك غرب، از تنش هایی كه در كشورهای جهان سوم ایجاد میشود بشدت ارضا میشوند، چرا كه به هر حال هر تنش و تحول و انقلابی كه ریشه ی ملی و مذهبی نداشته باشد، سرانجام وابسته به اجنبی خواهد بود. و ملت فوق تبدیل به بازار فروش اجناس و فرهنگ اجنبی خواهد شد. و اینكه میبایست هر چه سریعتر، ضعف هایی كه در قوانین اقتصادی و فرهنگی وجود دارد از بطن قرآن و كلام معصومین استخراج شده، و به قانون عملی با اجرای دقیق تبدیل شود كه اگر سیر عملكرد ضعیف باشد، نتایج ناخوشایندی كه هم اكنون نیز گریبان مردم را گرفته، شدت خواهد یافت. و اینكار به گفته ی دكتر رحیم پور: به عهده حوزه های علمیه میباشد كه متاسفانه شاهدیم، به هیچ وجه كار تحقیقی و عملی صورت نمیپذیرد تا جوابگوی نیازهای روز باشد. شاهد آنكه حجت الاسلام قرائتی نیز از مهجوری قرآن در حوزه ها گله مند میباشند. |
















خوش اومدی.صفا آوردی